۰
سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۵۸

کرمانشاه سرد است؛ کرمانشاهی خانه می خواهد

سمیرا قیاسی
چند روزی از زلزله مهیب استان کرمانشاه گذشته؛ از آن شب ترسناکی که زمین زیر پای مرز نشینان غرب کشور لرزید و سقفها فروریخت. قریب 500 کشته و بیش از 9000 نفر زخمی و افزون بر 70 هزار بی خانمان رهاورد تکانهایی بود که در آن شامگاه پاییزی مردم روستهای اطراف کرمانشاه و سرپل ذهاب را در برگرفت.
کرمانشاه سرد است؛ کرمانشاهی خانه می خواهد
چند روزی از زلزله مهیب استان کرمانشاه گذشته؛ از آن شب ترسناکی که زمین زیر پای مرز نشینان غرب کشور لرزید و سقفها فروریخت. قریب 500 کشته و بیش از 9000 نفر زخمی و افزون بر 70 هزار بی خانمان رهاورد تکانهایی بود که در آن شامگاه پاییزی مردم روستهای اطراف کرمانشاه و سرپل ذهاب را در برگرفت. اگر خبر زمین لرزه هولناک چندین ساعت بعد از رسانه های دیداری و شنیداری به اطلاع مردم رسید خبر تکان خوردن زمین زیر پای کرمانشاهی ها به برکت فضاهای مجازی چند ثانیه بعد در کل دنیا منتشر شد و لحظه به لحظه خبرها و اتفاقات و عکسهای جدید در بین مردم منتشر شد و موجی از نگرانی و غم در کشور طنین افکند. اتفاق جالب و بدیعی که پس از این زلزله در کشور رخ داد گسیل شدن موج مردمی بود که با هر وسیله ای راهی کرمانشاه شدند تا به دست خودشان کمک هایشان را به زلزله زدگان برسانند و از نزدیک به کمک و امداد بپردازند. این نوع کمک رسانی که در ایران تازگی داشت اگر چه بیشتر و پرشورتر از همیشه بود اما پیامی لطیف و ظریف در خود داشت و آن هم اعلام بی اعتمادی مردم به سازمانهای متولی و نهادهای مسئولی بود که تاکنون در موارد مشابه میدان دار جمع آوری و ارسال کمک بودند و خود را متولی جمع آوری، توزیع و رسیدگی به کمک ها میدانستند. ولی این بار کاملا محسوس به عقب زده شدند آن هم توسط مردمی که بدون هیچ هماهنگی همگی یک حرف داشتند: بی اعتمادیم!
همه آنهایی که خودشان راهی مناطق زلزله زده غرب کشور شدند یا کمکهایشان را با دقت و وسواس تحویل افراد مطمئن دادند تا به نیازمندان و مصیبت زدگان برسد شاهد موج خروشان کمک و مردمی بودند که زنجیر وار در جاده ها از همه جای ایران عازم غرب شدند تا مرهمی بر آلام خستگان باشند اما همین هجوم و سیل جمعیت موجب ایجاد بی نظمی و آشفتگی و گاهی حتی بی عدالتی در توزیع کمک ها شد. اکثر کمک ها به شهرها رسید و روستاهای دوری که آسیب زیادتری دیده بودند به دلیل صعب العبور بودن محروم ماندند. آنها که دست و پا و جوانی داشتند موقع ورود کمک ها میتوانستند سهم خود را بگیرند و زنان و کودکان و سالمندان عقب رانده می شدند...
اما مهربانی مردم به همه رسید و تا حدی از وضعیت فجیع روز نخست خلاصشان کرد. حالا تقریبا همه مردم ساکن چادرها شده اند و از آذوقه بهره میبرند و البسه و وسایل گرم در اختیار دارند. اما به نظر می رسد همانطور که موج اخبار زلزله در فضای مجازی فروکش کرده این مردم و فاجعه ای که برایشان رخ داده هم در محاق سکوت فرو میرود و کم کم مردم زلزله زده کرمانشاه در حد یک اسم در تاریخ می مانند و دیگر کسی نمی پرسد در سرمای زیر سفر این روزهای پاییزی و فردای زمستانی سردترش در چادرهایی که آب باران و سرمای هوا از همه جایش نفوذ می کند این مردم که از کودک تا پیر را در خود دارند چطور باید سر کنند؟
مردمی که همه داراییشان را وام و قسط کرده بودند و خانه ای به نام مهر خریدند تا لذت خانه دار شدن را بچشند حالا که نه مهری هست و نه خانه ای چه باید بکنند؟
مسئولین از وامهای ساخت و مرمت مسکن سخن می گویند اما کسی نمی پرسد آیا این مردم مصیبت زده ای که با همه داراییشان توانسته بودند مسکن مهر را خریداری کنند توان پرداخت اقساط وامهای وعده داده شده را دارند؟
چند روزی است که خبرها فروکش کرده اما هنوز پس لرزه ها دل کرمانشاهی ها را می لرزاند. مواد غذایی و پوشاک رسیده اما کسی حرفی از سقف بالای سرشان نمی زند. معلوم نیست این چادر نشینی اجباری در دل سرمای استخوان سوز این روزها تا کی ادامه دارد؟ و این مردم با بچه های کوچک و دام و طیورشان تا کی باید آواره باشند و اصلا پایانی بر این آوارگیشان خواهد بود؟
مردم و مهربانیشان تا سیر کردن شکم و گرم کردن تن زلزله زدگان و التیام موقتی دردهای دلشان بی نظیر بودند اما مابقی راه که ساخت و ساز خانه ها و ساماندهی مصیبت دیدگان است از دست مهربانی مردم ساخته نیست. اینجا همان جایی است که باید مسئولین وارد میدان شوند همان هایی که در فاز نخست کمک رسانی به نوعی پشت مهربانی مردم استراحت کردند و شاید هم عقب زده شدند و حالا باید آستین بالا بزنند و اجازه ندهند غبار فراموشی مثل بم مثل اهر و ورزقان و مثل همه شهرهای زلزله زده بر سر و روی سرپل ذهاب و روستاها و شهرهای دیگر بنشیند...
این مردمان نجیب که سالهای سال با خون و جان خود مرزهای وطن را حراست کردند و هنوز هم سرفه هایشان بوی بمباران شیمیایی میدهد بیش از اینها برگردن همه ملت و مسئولین این سرزمین حق دارند و نباید شبهای استخوان سوز و سرمای پاییز وزمستان دلشان را رنجور کند.
به پا خیزید و دردهای کرمانشاه را درمان کنید.
 
کد مطلب: 77761
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *