۵
شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۴

زنان سرپرست خانوار و مشکلات بی پایان

«زنان سرپرست خانوار» اصطلاحی است که در ادبیات آسیبهای اجتماعی عمر زیادی ندارد. زنانی که به واسطه فوت همسر، طلاق یا تجرد، امروز از آنها به عنوان زنان سرپرست خانوار یاد می شود.
زنان سرپرست خانوار و مشکلات بی پایان
«زنان سرپرست خانوار» اصطلاحی است که در ادبیات آسیبهای اجتماعی عمر زیادی ندارد. زنانی که به واسطه فوت همسر، طلاق یا تجرد، امروز از آنها به عنوان زنان سرپرست خانوار یاد می شود. این زنان که تعداد آنها کم نیست؛ در جامعه به دلایل مختلف طلاق، فوت همسر؛ از کار افتادگی همسر رها شده توسط مردان مهاجر، اعتیاد همسر و... تنها زندگی می کنند و گاهی با فرزندان و همسرشان؛ شکل دیگری از زندگی را تجربه می کنند. و با مشکلات عدیده ای مواجه هستند. گروههای آسیب پذیری که با اما و اگرهای زیادی روبرو هستند. از مشکلات اقتصادی گرفته تا مشکلات عاطفی، نگاه اجتماع همه و همه دست به دست هم می دهند تا هجمه ای از مشکلات عرصه زندگی را بر این گروه از زنان هر چه بیشتر تنگ کند. بندی در برنامه ششم قانون اساسی، به حمایت از این زنان اختصاص داده شده که مشکلات بازنشستگی و دیگر مشکلات این زنان تا حدودی حمایت می کنند؛ اما متاسفانه در قانون اساسی متولی رسمی که از این زنان حمایت کنند به درستی مشخص نشده است و رسما حمایت ویژه ای از این زنان نمی شود؛ حمایتی که درگیر مسائل سیاسی و حزبی راکت مانده است. در این میان کمکهای بهزیستی و کمیته امداد در حمایت از زنان سرپرست خانوار نباید نادیده بگیریم، کمک مالی کم و قطره چکانی این سازمان ها با گلایه از کمبود بودجه؛ مانند بسیاری ا ز موارد، توپ را در زمین دیگر ارگانها می اندازند. ارگانهایی که هر کدام متولی این امر هستند و نیستند.
براساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال 95؛ از کل جمعیت 79 میلیون و 926 هزار نفری ایران تعداد 39 میلیون و 427 هزار نفر را زنان تشکیل می‌دهند که سهمی 49 درصدی از کل جمعیت کشور را شامل می‌شوند. این سرشماری نشان می دهد که از جمعیت زنان ایران 64.3 درصد دارای همسر هستند.
در این سرشماری حدودا 9.5 درصد از زنان به دلیل فوت همسر یا طلاق، بدون همسر زندگی می‌کنند. از این میزان 7.3 درصد همسر خود را به علت فوت از دست داده‌اند و 2.2 درصد نیز از همسر خود طلاق گرفته‌اند. برمبنای این گزارش براین 26.2 نفر از دختران هستند که به دلایل تغییرسبک زندگی ازدواج نکرده اند و به عنوان زنان سرپرست خانوار محسوب می شوند.
طبق این سرشماری در سال 85 زنانی که همسر خود را به دلیل فوت از دست داده بودند، برابر با 6.5 درصد بوده که این میزان یک دهه بعد یعنی در سال 95به 7.3 درصد رسیده است؛ و همچنین جمعیت زنانی که به دلیل طلاق به سرپرست خانوار شدند نیز از 0.9 درصد
نگاه قیم مآبانه در دیدگاه سنتی
مشکلات اقتصادی در راس مشکلات زنان سرپرست خانوار است؛ اکثر زنان سرپرست خانوار تحصیلات دانشگاهی ندارند. مهارت علمی و حرفه ای ندیده اند و در محیط کار به عنوان نیروهای کار بسیار ارزان از آنها استفاده می شود. در این میان بیشتر وقت خود را صرف بدست آوردن یک قلمه نان می کنند؛ فارغ از بحث نیروی کار ارزان بودن در جامعه و بسیاری از دلایلی که زن را به عنوان جنس دوم معرفی می کنند. پس به تبع اشتغال زن سرپرست خانوار، زمان کافی برای رسیدگی به فرزندانشان را ندارند کمبود پدر در کنار نبود مادر مشکلی است که از همه جهت فرزندان زنان سرپرست خانوار را تحت تاثیر قرار می دهد. زنانی که مجبور به ایفای نقش پدر و مادر در خانواده هستند. این زنان به دلیل شرایط بد اقتصادی اکثرا در حاشیه شهرها زندگی می کنند؛ حاشیه نشینی که با فقر و بسیاری از معضلات که از پی فقر می آیند! از دغدغه یک لقمه نان حلال تا دلشوره فرزندان تنها گوشه ای از مشکلات زنان سرپرست خانوار است که در حاشیه شهرها زندگی می کنند که در کنار شرایط اقتصادی بد آینده این زنان را مبهم می کند. در این بین نگاه قیم گونه به زنان در طول تاریخ نباید نادیده بگیریم، زن نیازمند به یک سایه سر و سرپرست همچون مرد است، تا شاید در امان باشد؛ هم از حرف و حدیث مردم و هم ناعدالتی جنسیتی! آن هم در جامعه سنتی که مردسالاری در تمام مقاطع و مراحل زندگی جامعه پررنگ و مشهود است.
با وجود ارائه آمار نفوس و مسکن باز هم آمار متفاوتی از زنان سرپرست خانوار اعلام می شود. اعداد و ارقامی که تعداد زنان سرپرست خانوار را هر روز بیشتر از روز قبل می کند؛ این زنان به علت بی آگاهی و کم سوادی حتی نمی دانند سازمانی یا نهاد و ارگانی از آنها حمایت می کند یا نه! مطالبه گری و خواست آنها زیر سایه انواع مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... به فراموشی سپرده می شود. متولی حمایت از زنان سرپرست خانوار ارگانهایی هستند که علی رغم بودجه های کلانی که دارند؛ قسمت اعظمی از سرمايه هایشان را از کمکهای مردمی تامین می کنند و در این میان اما عدم مدیریت صحیح و کمبود بودجه ای که شاه بیت تمام ارگانهای رسمی و غیررسمی در ایران است؛ نمی توانند سرپرستی زنان سرپرست خانوار را بر عهده بگیرند. عدم توانایی آنها همواره با پاسخهای تکراری همراه بوده و این تکرار تنها عرصه را بیشتر بر این قشر آسیب پذیر تنگ می کند و در عمل کاری از پیش نمی برد.
محبوبه اشرفی پیمان
کد مطلب: 73513
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *