۱
۳
جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۴۴
بررسی اقتصاد غیررسمی در ایران در گفتگوی "مردم سالاری آنلاین" با دکتر محمدحسین رفیعی

صد برابر هم نفت بفروشیم، پولشویی مانع رشد اقتصاد می شود

حمایت از مقاومت اسلامی را میتوانیم شفاف در بودجه بیاوریم
تصمیم درباره الحاق به «FATF» و اشاره وزیر امور خارجه درباره "واقعیت پولشویی در ایران" به مذاق برخی محافل تلخ است، اما فهم چیستی و تاثیر واقعیت پولشویی در اقتصاد ایران مستلزم چند نمای کامل و دقیق از وضعیت تولید، سیاست گذاری و تاثیر گردش مالی ثبت نشده و مبهم در حوزه های اقتصاد و سیاست کشور است. دکتر محمدحسین رفیعی پژوهشگر اقتصادی معتقد است باید با اولویت شرایط اقتصادی درباره مهار پولشویی و ایجاد شفافیت اقتصادی تصمیم گیری کرد. دکتر رفیعی از اساتید بازنشسته دانشگاه تهران است و تحصیلاتش را تا مقطع دکترا در امپریال کالج لندن) دنبال کرده‌است. گفتگوی "مردم سالاری آنلاین" با دکتر رفیعی را در ادامه می خوانید:
صد برابر هم نفت بفروشیم، پولشویی مانع رشد اقتصاد می شود
تصمیم درباره الحاق به «FATF» و اشاره وزیر امور خارجه درباره "واقعیت پولشویی در ایران" به مذاق برخی محافل تلخ است، اما فهم چیستی و تاثیر واقعیت پولشویی در اقتصاد ایران مستلزم چند نمای کامل و دقیق از وضعیت تولید، سیاست گذاری و تاثیر گردش مالی ثبت نشده و مبهم در حوزه های اقتصاد و سیاست کشور است. دکتر محمدحسین رفیعی پژوهشگر اقتصادی معتقد است باید با اولویت شرایط اقتصادی درباره مهار پولشویی و ایجاد شفافیت اقتصادی تصمیم گیری کرد. دکتر رفیعی از اساتید بازنشسته دانشگاه تهران است و تحصیلاتش را تا مقطع دکترا در امپریال کالج لندن) دنبال کرده‌است. گفتگوی "مردم سالاری آنلاین" با دکتر رفیعی را در ادامه می خوانید:
 
 
آقای دکتر رفیعی،به نظر شما پیوستن به کنوانسیون «FATF» و مهار پولشویی در چقدر متناسب با وضعیت امروز اقتصاد ایران است و آیا کمکی به الزامات توسعه در ایران می کند؟
 
برای ورود به این مساله با دید باز اجازه بدهید اشاره ای به نظریات اقتصادی و توسعه ای پروفسور داگلاس نورث داشته باشیم؛ زمانی این گزاره مطرح بود که برای توسعه و رشد اقتصادی یک کشور برای مثال آیا سرمایه، نیروی انسانی یا مدیریت کدامیک را باید اولویت نخست در نظر گرفت و نقد ها و تئوری های متنوعی در این باره وجود دارند. داگلاس نورث معتقد است که متقدم بر همه این عوامل «آرامش و شفافیت» است که لازمه قدرتمند شدن و توسعه اقتصادی یک کشور است و هر جامعه ای در حالت معمول اگر رنگ آرامش را به خود نبیند بعید است بتواند به توسعه برسد!
البته دو مثال واضح از دیدگاه نورث را می توانیم در مورد روسیه و چین طی قرن بیستم مشاهده کنیم که هر دو نیز انقلاب را تجربه کردند؛ انقلاب 1917 روسیه وقتی به پیروزی رسید بر مبنای دیدگاه لنین از حدود 1920 با انگلیس توافق می کند و با پایان درگیری با غرب و آرامش، توسعه و رشد اقتصادی در دستور کار قرار گرفت و طی حدود سی سال شوروی به میزان سیصد سال اروپا به رشد و توسعه رسید. مثال دیگر در این چارچوب انقلاب چین و تئوری های مائو است که اقتصاد و سیاست چین را صرفا بر پایه درگیری با غرب و تدریجا با شوروی پیش می برند اما بازنگری دنگ شائوپینگ از دهه 1970 درگیری را کنار می گذارد و شکوفایی اقتصادی آنها تا امروز هم که دومین اقتصاد جهان هستند ادامه دارد.
بنابراین
زمانی این گزاره مطرح بود که برای توسعه و رشد اقتصادی یک کشور برای مثال آیا سرمایه، نیروی انسانی یا مدیریت، کدامیک را باید اولویت نخست در نظر گرفت و نقد ها و تئوری های متنوعی در این باره وجود دارند. داگلاس نورث معتقد است که متقدم بر همه این عوامل «آرامش و شفافیت» است که لازمه قدرتمند شدن و توسعه اقتصادی یک کشور است و هر جامعه ای در حالت معمول اگر رنگ آرامش را به خود نبیند بعید است بتواند به توسعه برسد! البته دو مثال واضح از دیدگاه نورث را می توانیم در مورد روسیه و چین طی قرن بیستم مشاهده کنیم که هر دو نیز انقلاب را تجربه کردند
تعارض با دیگر کشورها بر یک اقتصاد ملی تاثیر می گذارد و این در مورد ایران هم صدق می کند؛ به هرصورت طی این چهار دهه ما آرامش را نداشته ایم و کم و بیش مسائل و درگیری های ما همیشه روی روابط اقتصادی هم تاثیر گذاشته است. تعریف و سیاست گذاری در مورد فضای کسب و کار، الزامات تولید و انباشت سرمایه، تحقق ارزش در بازارها و ... همگی برای مردم و فعالین اقتصادی به نوعی مبهم بوده و ناگزیر در ازای ضعف تولید و اقتصاد رسمی، سوداگری با همه چرخه ها و مکانیسم های بدیل اقتصاد رسمی رشد کرده است.
 
 فکر می کنید چرا برخی ترجیح می دهند وارد شدن سرمایه حاصل از اقتصاد غیررسمی به حوزه رسمی -و از جمله تاثیر احتمالی آن در لابی تخصیص منابع و تسهیلات- را مسکوت بگذارند؟
یک مثال از واردات کالای قاچاق به درک بهتر از وضعیت فعلی و اینکه ببینیم اشاره آقای ظریف به پولشویی در ایران واقعیت دارد یا نه، کمک می کند. البته بشرطی که تعارف را کنار بگذاریم: ثبت آمار واردات قاچاق طی چهار دهه گذشته از سالیانه یک میلیارد دلار شروع شده تا امروز و آستانه سی میلیارد دلار در سال که صرف نظر از میزان دقت در جدول آماری، نشان می دهد که همیشه بخش قابل توجهی از نیازهای مردم با اجناسی رفع و رجوع شده که نه ثبت رسمی شده اند و نه واردکننده آنها مالیات پرداخته است. بالاخره نیازهای مردم سر جای خود بوده و کسانی هم که پول و یا امکان تامین مالی برای خرید عمده آنسوی آب را داشته اند، در هر مقیاسی -خرد یا کلان- بنا به شرایط متوجه شده اند با تزریق قاچاق به بازار می توانند رشد کنند!
از منظر دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران هم در هژمونی اقتصاد غیررسمی موثر بوده چرا که  ما در خاورمیانه و میان افغانستان و ترکیه هستیم: افغانستان همچنان قریب به 90 درصد تریاک جهان را تولید می کند و همین پارسال حدود 9000 تن تریاک کشت کردند. این تریاک از ایران ترانزیت می شود و در ایران هم اتفاقاتی مرتبط با این ترانزیت می افتد. به هرصورت دومین بازار و اقتصاد مهم امروز جهان بعد از نفت و پتروشیمی، مواد مخدر است؛ یک کیلو تریاک سر مزرعه در افغانستان 150 دلار قیمت دارد، در مسکو حدود 12000 دلار و وقتی به نیویورک برسد می شود 25000 دلار و این فقط برآورد عمده فروشی تریاک در جهان است. این ترانزیت در هر سطحی ایران را مدنظر دارد و در خود ایران هم بین مرز شرقی
موقعیت جغرافیایی ایران هم در هژمونی اقتصاد غیررسمی موثر بوده چرا که ما در خاورمیانه و میان افغانستان و ترکیه هستیم: افغانستان همچنان قریب به 90 درصد تریاک جهان را تولید می کند و همین پارسال حدود 9000 تن تریاک کشت کردند. این تریاک از ایران ترانزیت می شود و در ایران هم اتفاقاتی مرتبط با این ترانزیت می افتد. به هرصورت دومین بازار و اقتصاد مهم امروز جهان بعد از نفت و پتروشیمی، مواد مخدر است؛ یک کیلو تریاک سر مزرعه در افغانستان 150 دلار قیمت دارد، در مسکو حدود 12000 دلار و وقتی به نیویورک برسد می شود 25000 دلار و این فقط برآورد عمده فروشی تریاک در جهان است. این ترانزیت در هر سطحی ایران را مدنظر دارد و در خود ایران هم بین مرز شرقی و مرز غربی مسائل زیادی دارد که یک اقتصاد ثبت نشده زیرزمینی را در ایران ایجاد می کند
و مرز غربی مسائل زیادی دارد که یک اقتصاد ثبت نشده زیرزمینی را در ایران ایجاد می کند و از جمله زمانی که وزیر کشور به «ورود پول کثیف» به سیاست و انتخابات هشدار می دهد، این پول کثیف از اقتصاد زیرزمینی می آید. شما بالاخره حجم مالی بعضی تبلیغات انتخاباتی را می توانید مرور کنید که وقتی چند میلیارد خرج می کنند تا وارد مجلس بشوند، بازپرداخت و بازگشت این هزینه بناست از کجا اتفاق بیفتد؟ پول های بدون شناسنامه با هر طیفی روابط خاص خود را هم ایجاد می کند و مسیر خود را باز می کند.
البته همین گردش مالی در سایر حوزه ها هم با یکسری پوشش قانونی تر ادامه دارد و بالاخره، صدور مجوز واردات رسمی و غیررسمی یا سوداگری با زمین و مستغلات هم توابعی از چرخه عظیم تر مواد مخدر را در خود جای می دهند و تغییر ماهیت و شناسنامه های تازه برای این گردش مالی که ذیل "پولشویی" تعریف می شود. این جریان زمانی به تعبیر دکتر صحراییان در قالب قرض الحسنه سازی شکل گرفته بود که این تا نیمه نخست دهه هشتاد شمسی بود. از حدود یک دهه قبل بانک های خصوصی و موسسات مالی اعتباری هم جزء مسیرهای این پول سیاه بوده اند و بخصوص، لابی هایی که زمانی برای سود ربوی 25 درصد به بالا اتفاق افتاد و سیاست گذاری های دولت احمدی نژاد بی تعارف رابطه کاملا معناداری با همین پول برقرار می کرد. همه می دانستند بازدهی صنعت و تولید که از مرز شش تا هفت درصد بالاتر نرفته، کدام غول چراغ جادو می توانست سود 25 درصد به سپرده های مردم بدهد؟ همین که بانک ها و موسسات مالی اعتباری بدون مجوز بانک مرکزی و بدون معرفی سهامداران ظهور کردند که الان هم چالش عمده ای هستند، یعنی یک اتفاقی که قبل از آن در ابعاد کوچک تر بود، رسمی تر و وسیع تر خود را به اقتصاد و سیاست ایران تحمیل کرد!
 
یکی از محورهای حمله به ظریف و لوایح، ادعای تضعیف مقاومت اسلامی بوده است؛ تصور می کنید اجرای برنامه مهار پولشویی اگر در قالب رسمی کردن حمایت ها و برنامه همراهی با گروههای مقاومت باشد منجر به تضعیف مقاومت می شود یا ممکن است نوع دسترسی اشخاص حقیقی و حقوقی به اعتبارات و جایگاه آنها در اقتصاد ایران را تغییر بدهد؟
مسلما هیچکدام از برندگان عدم شفافیت، موافق شفافیت اقتصادی نیستند؛ چرا که هم مجموعه روابط سیاسی که اینها را در موضع "برنده ترین ها"
همه می دانستند بازدهی صنعت و تولید که از مرز شش تا هفت درصد بالاتر نرفته، کدام غول چراغ جادو می توانست سود 25 درصد به سپرده های مردم بدهد؟ همین که بانک ها و موسسات مالی اعتباری بدون مجوز بانک مرکزی و بدون معرفی سهامداران ظهور کردند که الان هم چالش عمده ای هستند، یعنی یک اتفاقی که قبل از آن در ابعاد کوچک تر بود، رسمی تر و وسیع تر خود را به اقتصاد و سیاست ایران تحمیل کرد
قرار داده و هم مسیرهای افزایش سرمایه این افراد که از بطن اقتصاد غیررسمی است، ممکن است در معرض دید مردم قرار بگیرد!
به یاد بیاورید چند سال قبل که آقای روحانی آمد، من نامه نوشتم به ایشان و پیشنهاد کردم که هر شخصی آمد از شما یک میلیارد تومان وام گرفت این را در یک سامانه معرفی کنید کیست و چرا وام گرفته و هر کسی هم وام و تسهیلات ارزی یک میلیون دلاری گرفت همین کار را بکنید تا مردم و روزنامه نگاران بتوانند تحقیق کنند و هزینه فساد بالا برود.
واقعیت این است که اقتصاد غیررسمی ایران، منحصر به کالای قاچاق یا همراهی با ترانزیت بین المللی مواد مخدر نیست: رفت و برگشت هزینه طرح های عمرانی هست و حاشیه های امن ارزی و اعتباری و داشتن خبرهای مهم و حتی محرمانه هم هست و روابط سیاسی و هدایت سیاست گذاری های رسمی به سمتی که ذیل هدف گذاری های مختلف به صاحبان این سرمایه ها مصونیت بدهد، اینها هم وجه دیگری از اقتصاد غیررسمی هستند که انباشت سرمایه و تولید را به سمت و سوی دیگری برده اند.
واقعا اگر مساله حمایت از جنبش های آزادی بخش و مقاومت اسلامی باشد که کم و بیش همه ملت ایران با این جهت گیری شفاف سازی موافق هستند و می توانیم صدر تا ذیل همراهی با نهضت ها و جریان مقاومت را در بودجه سالیانه هم منعکس کنیم؛ کما اینکه دولت آمریکا هم همراهی با جنبش ها و تشکل ها در سطح دنیا را در بودجه های سالیانه منعکس می کند و دلیلی ندارد ما از رسمی کردن و دادن سمت و سوی اقتصادی و مولد به همراهی با مقاومت اسلامی پرهیز کنیم!
اگر همراهی مان را با اضلاع مقاومت اسلامی در بودجه سالیانه شفاف سازی کنیم، این می تواند جهت گیری به سمت تقویت تولید در کشور پیدا کند و حتی اگر بناست که جهت گیری مولد هم پیدا نکند و نتواند به سمت به هم افزایی اقتصادی شیعیان و مسلمین متمایل شود، باز هم می توانیم میزان حمایت ها را در بودجه برای مردم مشخص کنیم. اما اگر بنا باشد ذیل همین هدف گذاری درست مقاومت اسلامی، مردم ببینند که فقط وضعیت بعضی ها دائما بهتر می شود و به امتیازات عجیب و غریب رسیده اند، این اسمش اصلا حمایت از مقاومت اسلامی نیست!
از منظر اقتصاد داخلی هم، بعضی هستند که فقط در سهامی خاص حضور پیدا می کنند و این مالیه را به سمت هرچه نامولدتر شدن و سوداگری سوق می دهند؛ دقیقا از دوره احمدی نژاد با همین سیاق توجیهات
اگر مساله حمایت از جنبش های آزادی بخش و مقاومت اسلامی باشد که کم و بیش همه ملت ایران با این جهت گیری شفاف سازی موافق هستند و می توانیم صدر تا ذیل همراهی با نهضت ها و جریان مقاومت را در بودجه سالیانه هم منعکس کنیم؛ کما اینکه دولت آمریکا هم همراهی با جنبش ها و تشکل ها در سطح دنیا را در بودجه های سالیانه منعکس می کند و دلیلی ندارد ما از رسمی کردن و دادن سمت و سوی اقتصادی و مولد به همراهی با مقاومت اسلامی پرهیز کنیم
دیدیم که بانک های خصوصی و مالی-اعتباری ها قارچ گونه رشد کردند. تشخیص اینکه چه تعداد از "برنده ترین های دوره احمدی نژاد" در زمره دلواپسان و مخالفان پیوستن به «FATF» هستند تا سرمایه انباشته دوره قبل را در همان مسیر پولشویی و علیه اکثریت جامعه افزایش بدهند، اصلا کار سختی نیست!
اگر در مورد ربا و حمایت از ربا، قرآن «تعبیر محاربه با خدا و پیامبر» را به کار برده پس اعلام نرخ سود 25 درصد سپرده گذاری ها و جمع آوری پول مردم به شکلی که حتی ریالی از آن به سمت تولید نرفت و فقط سوداگری مستغلات، بازی با دلار و واردات را تبدیل به موتور محرکه می کند، زیان بار است.
خب، بورژوازی ملی که زندگی آن با مناسبات تولید مرتبط باشد و انباشت سرمایه در امتداد تولید (چه در صنایع کوچک و بزرگ و چه در کشاورزی یا صادر کردن تولید داخلی) را مد نظر دارد اصلا در چنین شرایطی ممکن نیست شکل بگیرد و رشد کند؛ لذا واقعیت این است که الان در ایران سه دهه بعد از دفاع مقدس دو نوع بورژوازی داریم که یکی بورژوازی رانت خوار است و دیگری بورژوازی نولیبرال و حلقه های زنجیره انباشت سرمایه توسط هر دو قشر منهدم می شود چرا که به الزامات تولید فکر نمی کنند بلکه جهت گیری سیاسی و اقتصادی این دو در سطح جامعه فقط منازعه سلب مالکیت از اکثریت را پیگیری می کند. حالا این اتفاق از یکسو با رشد هزینه های آموزشی، یکجا با فشار مالیاتی روی اکثریت و نهایتا این که می بینید تا بخواهیم از بیمه و تامین اجتماعی کارگران صحبت کنیم موضع منفی می گیرند یعنی تا اطلاع ثانوی هدف فقط افزایش سرمایه منهای تولید است!
در دوره ای که برنامه واگذاری و خصوصی سازی در دستور کار بود، همان دوره در سطح جهانی طی دهه 1990 راهبرد ادغام و تقویت کارخانه ها و مجتمع های صنعتی دنبال می شد و از داروسازی تا فولاد و صنایع هوایی در اروپا و آمریکا ادغام و تقویت کارخانه ها در دستور کار بود و واقعا در خود آمریکا هم دولت کلینتون به سادگی اینجا اجازه تعطیلی کارخانه ها و بیکاری کارگران را نمی داد!
نهایتا تمام پول های حاصل از فروش قطعه به قطعه زمین این کارخانه ها، تسهیلات ریالی و ارزی آنها و ابزار و تجهیزات آنها مسیر اقتصاد غیررسمی را در پیش گرفت و تاثیرات این شیفت سرمایه را در سیاست هم می توانید دنبال کنید.
 
  فرض این است که در تحقق
فارغ از اینکه تحریم باشیم یا نباشیم، من تصور نمی کنم بدون الحاق به کنوانسیون مبارزه با پولشویی اگر فرضا صد برابر امروز هم نفت بفروشیم اتفاق خاصی در اقتصاد ایران بیفتد چون واقعا کسانی که تجمیع دارایی شان از مسیرهای نامولد بوده ترجیح می دهند از همان مسیرها ادامه بدهند و سهمی هم برای انگشت شمار کسانی که بخواهند مولد باشند باقی نمی گذارند
توسعه اقتصادی بر پایه تولید، تحقق ارزش در محل کار باید با تحقق ارزش در بازارها مرتبط شود و تابعی از ماحصل فعالیت واحدهای مولد در بازار مالی متشکل و غیرمتشکل داشته باشیم که بار دیگر در تامین مالی تولیدکننده وارد بشود؛ یعنی بازار متشکل پولی و به تبع آن بازار غیرمتشکل پولی در معرض نظارت و تصمیم گیری عمومی باشند تا اضلاع تولید و انباشت سرمایه هماهنگ پیش بروند. با لحاظ وضعیت فعلی در بازار متشکل و غیرمتشکل پولی ایران، فکر می کنید عدم الحاق به برنامه شفافیت چه تاثیری روی اقتصاد سیاسی و آینده کشور می گذارد؟

یک هدف گذاری مولد باید نسبت به کل و جزء اقتصاد ایران و هدایت سرمایه و منابع عمومی از ابتدا دنبال می شد که نشده و بعلاوه در چشم انداز فعلی کشور، فکر کردن به آینده هم مشکل است و امنیت روانی و ثبات برای کسی که همه مصیبت های تولید را به جان بخرد اصلا وجود ندارد. الان هم نیروی نامولد و هم مولد متوجه می شوند اگر توانستند بارشان را ببندند باید از کشور بروند و دارایی شان را هم ترجیحا قبل از رفتن خارج می کنند.
ما اگر مختصات واقعی امروز را درک کنیم و کل ملت ایران را در نظر بگیریم در قدم اول برای توسعه به سرمایه گذاری خارجی نیاز نداریم چون سالیانه یکصد میلیارد دلار درآمد ارزی کفاف خیلی از مسائل ما را می دهد بشرط اینکه واقعا هژمونی اقتصاد غیررسمی و دست اندازی صاحبان سرمایه های نامولد به سیاست گذاری ها را تعدیل کنیم. شفافیت اقتصادی و شفافیت مالی درباره تمامی دارایی ها و تمامی اموال منقول و غیر منقول اعم از بلوکه شده ها، حساب های حقیقی و حقوقی و اعم از سرمایه شناور در بازارهای مالی، تسهیلات ارزی و ریالی که به تبع نقش صاحبان دارایی ها در سیاست گذاری ها را هم برای مردم مشخص کند، اولین گزینه برای باز کردن راه تنفس نیروها و واحدهای مولدی است که دارند نفس های آخر را می کشند.
فارغ از اینکه تحریم باشیم یا نباشیم، من تصور نمی کنم بدون الحاق به کنوانسیون مبارزه با پولشویی اگر فرضا صد برابر امروز هم نفت بفروشیم اتفاق خاصی در اقتصاد ایران بیفتد چون واقعا کسانی که تجمیع دارایی شان از مسیرهای نامولد بوده ترجیح می دهند از همان مسیرها ادامه بدهند و سهمی هم برای انگشت شمار کسانی که بخواهند مولد باشند باقی نمی گذارند!
گفت و گو : احمد عسگری
 
کد مطلب: 98633
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *


فرهاد
Iran, Islamic Republic of
تا جایی که میشه حقیقت رو گفتن اقای رفیعی ولی راستش اینه که توقف پولشویی یعنی آجر کردن نون یه سری که صداشون تا امروز خیلی بلند بوده