۰
چهارشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۶

بزرگترین تهدید برای شرکت ملی گاز ایران/ صنعت گاز غافلگیر می‌شود؟

جهان بی‌سروصدا در حال بازنویسی نقشه انرژی است و شاید بزرگ‌ترین تهدید صنعت گاز ایران زیر زمین نباشد بلکه روزی باشد که خطوط لوله‌ها مملو از گاز باشند، اما مشتری نباشد. این بحران آرام آینده صنعت گاز ایران را به چالش می‌کشد و اگر امروز دیده نشود، فردا شاید دیر باشد.
بزرگترین تهدید برای شرکت ملی گاز ایران/ صنعت گاز غافلگیر می‌شود؟
بزرگترین تهدید برای شرکت ملی گاز ایران/ صنعت گاز غافلگیر می‌شود؟
مهم‌ترین دغدغه صنعت گاز ایران چگونگی تولید ب یشتر گاز است اما شاید زمان آن رسیده که مسائل مهم‌تری مطرح شود؛ اینکه اگر دنیا دیگر به این حجم از گاز نیاز نداشته باشد، چه باید کرد؟ پاسخ این سوال شاید از بحرانی قابل پیش‌بینی جلوگیری کند!
به گزارش مردم سالاری آنلاین به نقل از سرویس انرژی تابناک ، در حالی‌که سیاست‌گذاران همچنان نگران افزایش تولید و عبور از ناترازی هستند، روند‌های جهانی از آغاز رقابتی متفاوت خبر می‌دهند؛ رقابتی که در آن میدان نبرد دیگر چاه‌های گازی نیست بلکه بازار‌های مصرف است. اروپا مصرف گاز را کاهش می‌دهد، برق و انرژی‌های تجدیدپذیر جای سوخت‌های فسیلی را می‌گیرند و فناوری‌های جدید الگوی مصرف را دگرگون می‌کنند. در چنین شرایطی شاید بزرگ‌ترین تهدید پیش روی شرکت ملی گاز ایران نه کمبود گاز، بلکه کمبود مشتری باشد؛ خطری که اگر امروز دیده نشود، فردا برای جبران آن شاید خیلی دیر باشد.
کافی است گزارش‌های اخیر آژانس بین‌المللی انرژی، مجمع کشور‌های صادرکننده گاز و آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر را کنار یکدیگر قرار دهیم تا تصویری متفاوت از آینده بازار انرژی شکل بگیرد
در اسناد بالادستی سخن از ناترازی، کمبود سرمایه‌گذاری، افزایش ظرفیت تولید و مدیریت مصرف به میان می‌آید؛ گویی بزرگ‌ترین چالش آینده، تولید گاز بیشتر است اما در همان زمانی که ایران همچنان بر افزایش عرضه متمرکز است، در سوی دیگر جهان معادله بازار انرژی به‌آرامی در حال تغییر است؛ تغییری که شاید بزرگ‌ترین تهدید پیش روی شرکت ملی گاز ایران نه کمبود گاز بلکه کاهش تدریجی تقاضا برای گاز طبیعی باشد. این تغییر یک فرضیه دانشگاهی یا پیش‌بینی دور از ذهن نیست. کافی است گزارش‌های اخیر آژانس بین‌المللی انرژی، مجمع کشور‌های صادرکننده گاز و آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر را کنار یکدیگر قرار دهیم تا تصویری متفاوت از آینده بازار انرژی شکل بگیرد؛ تصویری که در آن، رقابت کشور‌ها دیگر فقط بر سر کشف میدان‌های جدید گازی نیست، بلکه بر سر حفظ مشتریان فعلی است.
اروپا ترمز گاز را کشید
جنگ اوکراین نقطه عطفی در تاریخ بازار گاز جهان بود. تا پیش از سال ۲۰۲۲ بسیاری از کشور‌های اروپایی وابستگی قابل‌توجهی به گاز وارداتی به‌ویژه از روسیه داشتند. اما شوک قیمتی ناشی از جنگ دولت‌های اروپایی را وادار کرد تا سیاست انرژی خود را از اساس بازنویسی کنند. بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی، مصرف گاز طبیعی در اتحادیه اروپا طی سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نسبت به میانگین سال‌های قبل حدود ۲۰ درصد کاهش یافت؛ کاهشی که تنها ناشی از رکود اقتصادی نبود بلکه نتیجه اجرای برنامه‌های بهینه‌سازی مصرف، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، افزایش بهره‌وری و جایگزینی فناوری‌های جدید گرمایشی بود. این روند موقتی به نظر نمی‌رسد.
طبق گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی، مصرف گاز در اقتصاد‌های پیشرفته تا میانه قرن کاهش چشمگیری خواهد داشت و سهم آن در سبد انرژی به‌تدریج کوچک‌تر می‌شود. فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بار‌ها تأکید کرده که عصر رشد بی‌وقفه تقاضا برای سوخت‌های فسیلی رو به پایان است و سرمایه‌گذاران باید خود را با این واقعیت تطبیق دهند. این هشدار فقط متوجه تولیدکنندگان نفت نیست؛ بازار گاز نیز وارد مرحله‌ای شده که در آن حفظ سهم بازار دشوارتر از افزایش ظرفیت تولید خواهد بود.بزرگترین تهدید برای شرکت ملی گاز ایران/ صنعت گاز غافلگیر می‌شود؟رقیب بی‌سروصدا در خانه‌ها
اگر از فعالان صنعت گاز پرسیده شود بزرگ‌ترین رقیب آینده گاز طبیعی چیست، بسیاری هنوز از برق یا انرژی خورشیدی نام می‌برند. اما در واقعیت یکی از جدی‌ترین رقبای گاز دستگاهی است که در ظاهر هیچ شباهتی به یک فناوری انقلابی ندارد؛ پمپ‌های حرارتی رقیبی است که بدون ایجاد سرو وصدا وارد خانه‌ها شده است. پمپ‌های حرارتی با استفاده از برق، گرمایش ساختمان‌ها را با راندمانی چند برابر سیستم‌های سنتی تأمین می‌کنند. در بسیاری از کشور‌های اروپایی، دولت‌ها میلیارد‌ها یورو یارانه برای جایگزینی موتورخانه‌های گازی با این فناوری اختصاص داده‌اند.
بر اساس آمار آژانس بین‌المللی انرژی، فروش جهانی پمپ‌های حرارتی طی سال‌های اخیر رکورد‌های جدیدی ثبت کرده و در برخی کشور‌های اروپایی، تعداد پمپ‌های حرارتی نصب‌شده از تعداد دیگ‌های گازسوز جدید پیشی گرفته است. هر دستگاهی که جایگزین سامانه گرمایش گازی می‌شود، به معنای کاهش تدریجی تقاضا برای گاز در دهه‌های آینده است؛ روندی که شاید امروز آرام به نظر برسد، اما در مقیاس میلیون‌ها ساختمان، اثر قابل‌توجهی بر بازار جهانی گاز خواهد گذاشت.
اقتصاد آینده از تولید تا تقاضا
تحول دیگری که کمتر در محاسبات سنتی صنعت گاز دیده می‌شود، برقی‌سازی اقتصاد است. خودرو‌های برقی، کوره‌های الکتریکی در صنایع، فناوری‌های گرمایش بر پایه برق و حتی تولید هیدروژن از طریق الکترولیز همگی به معنای افزایش سهم برق در اقتصاد آینده هستند. در گزارش‌های اخیر آژانس بین‌المللی انرژی، پیش‌بینی شده است که تا سال ۲۰۳۵، سهم برق در مصرف نهایی انرژی جهان به‌طور محسوسی افزایش یابد. نکته مهم‌تر آن است که بخش بزرگی از این برق از منابع تجدیدپذیر تأمین خواهد شد؛ موضوعی که به‌تدریج بخشی از تقاضای سنتی گاز را کاهش می‌دهد.
آگاهی لحظه‌ای از میزان مصرف به‌تنهایی می‌تواند ۵ تا ۱۰ درصد مصرف انرژی را کاهش دهد. در یاران هم دیجیتالی‌سازی شبکه توزیع یکی از کم‌هزینه‌ترین راهکار‌های مدیریت تقاضاست
در شرایطی که بازار‌های بزرگ جهان در حال کاهش وابستگی به گاز هستند، آیا راهبرد صادراتی و توسعه‌ای ما همچنان بر فرض تداوم رشد تقاضا استوار مانده؟ این موضوع در سال‌های آینده نه فقط برای شرکت ملی گاز ایران بلکه برای کل سیاست‌گذاری انرژی کشور اهمیتی تعیین‌کننده خواهد داشت زیرا در بازاری که مشتریان آن در حال تغییر رفتار هستند، صرف افزایش ظرفیت تولید دیگر تضمینی برای موفقیت نخواهد بود. در چنین بازاری، برنده کسی است که زودتر از دیگران، آینده تقاضا را بخواند.
شاید زمان آن رسیده باشد که شرکت ملی گاز در کنار مدیریت جریان گاز در خطوط لوله جریان تحولات بازار جهانی را نیز مدیریت کند. آینده صنعت گاز نه در اتاق کنترل ایستگاه‌های تقویت فشار بلکه در اتاق‌های آینده‌پژوهی، تحلیل بازار و تصمیم‌سازی راهبردی رقم خواهد خورد. کشوری که امروز برای «مشتری آینده» برنامه‌ریزی نکند، ممکن است فردا ناچار شود برای یافتن همان مشتری، با رقبایی رقابت کند که سال‌ها زودتر تغییر قواعد بازی را پذیرفته‌اند. البته لازم است در این باره تحقیقات بیشتری انجام شود تا راهکارهایی متناسب با بازارهای آینده و سهم ایران از این بازارها ارائه شود.
شاید بتوان با ارائه چند پیشنهاد ابتدایی باب گفتگو درباره این موضوع را باز کرد تا در صورتی که اراده‌ای برای آینده‌پژوهی مدیران گازی و سیاست‌گذاران کشوری باشد آماده تغییرات آینده هم بود.
- تدوین «سند آینده تقاضای گاز ایران تا ۲۰۵۰»؛ تاکنون بیشتر برنامه‌های توسعه بر افزایش عرضه متمرکز بوده‌اند در حالی‌که کشور به یک سند رسمی درباره آینده بازار‌های مصرف، روند‌های جهانی و سناریو‌های کاهش تقاضا نیاز دارد. بدون شناخت آینده بازار هر برنامه توسعه‌ای ممکن است بر فرض‌هایی بنا شود که دیگر اعتبار ندارند. تجربه جهانی نشان می‌دهد کم‌هزینه‌ترین مترمکعب گاز، گازی است که اصلاً مصرف نمی‌شود. بر اساس برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی ، سرمایه‌گذاری در بهره‌وری انرژی در بسیاری از موارد بازده اقتصادی بالاتری نسبت به سرمایه‌گذاری در افزایش ظرفیت تولید دارد.
- حرکت از شرکت انتقال گاز به شرکت مدیریت انرژی؛ بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان دامنه فعالیت خود را از انتقال سوخت فراتر برده‌اند و به حوزه‌هایی مانند هیدروژن، جذب و ذخیره کربن، سوخت‌های کم‌کربن، خدمات دیجیتال و مدیریت انرژی وارد شده‌اند. شرکت ملی گاز نیز باید از امروز برای این تحول برنامه‌ریزی کند.
- تنوع‌بخشی به بازار‌های صادراتی و ابزار‌های تجاری؛ اتکای صرف به صادرات خط لوله در جهانی که تجارت گاز مایع و قرارداد‌های انعطاف‌پذیر رو به گسترش است یک ریسک راهبردی محسوب می‌شود. توسعه زیرساخت‌های صادراتی، مشارکت در زنجیره ارزش گاز و افزایش انعطاف در مدل‌های تجاری باید در دستور کار قرار گیرد.
- سرمایه‌گذاری در هوشمندسازی شبکه؛ هوش مصنوعی، تحلیل کلان‌داده‌ها، پایش لحظه‌ای خطوط انتقال و نگهداری پیش‌بینانه دیگر فناوری‌های لوکس نیستند بلکه ابزار‌های رقابت‌پذیری هستند. شرکتی که یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های انتقال گاز جهان را اداره می‌کند باید یکی از پیشرفته‌ترین شبکه‌های دیجیتال را نیز در اختیار داشته باشد.
- اصلاح تدریجی الگوی مصرف داخلی؛ هیچ راهبرد صادراتی پایداری بدون مدیریت تقاضای داخلی موفق نخواهد بود. بهینه‌سازی مصرف، نوسازی تجهیزات، واقعی‌تر شدن تدریجی قیمت‌ها همراه با حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و ارتقای بهره‌وری انرژی، پیش‌شرط آزادسازی ظرفیت برای حضور مؤثر در بازار‌های منطقه‌ای و جهانی است. البته باید تاکید شود که اصلاح الگوی مصرف نباید به شعارهای فصلی محدود شود بلکه باید به یک پروژه ملی با مشارکت وزارت نفت، وزارت نیرو، وزارت راه و شهرسازی، سازمان ملی استاندارد، شهرداری‌ها و بخش خصوصی تبدیل شود.
هیچ‌یک از کشور‌های اروپایی قیمت انرژی را به‌طور ناگهانی آزاد نکردند. آنها از تعرفه‌های پلکانی استفاده کردند؛ یعنی مصرف پایه با قیمت پایین عرضه می‌شودبزرگترین تهدید برای شرکت ملی گاز ایران/ صنعت گاز غافلگیر می‌شود؟تجربه‌های موفق جهانی نقشه‌راه ایران
1- از دهک‌های پایین تا مشترکان بسیار پرمصرف
یکی از مهم‌ترین درس‌های کشور‌های توسعه‌یافته این است که بحران انرژی را نمی‌توان با توصیه به صرفه‌جویی حل کرد. اروپا، ژاپن، کره‌جنوبی و حتی چین طی دو دهه گذشته مجموعه‌ای از سیاست‌های مکمل را اجرا کرده‌اند که امروز نتایج آن در کاهش شدت مصرف انرژی، افزایش بهره‌وری و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی قابل مشاهده است. در کشورهای آلمان، فرانسه و بریتانیا قیمت‌گذاری هوشمند به جای افزایش ناگهانی قیمت را به عنوان دستور کار سرلوحه خود قرار دادند و توانستند تجربه‌ای موفق را به جای بگذارند. هیچ‌یک از کشور‌های اروپایی قیمت انرژی را به‌طور ناگهانی آزاد نکردند. آنها از تعرفه‌های پلکانی استفاده کردند؛ یعنی مصرف پایه با قیمت پایین عرضه می‌شود، اما هرچه مصرف افزایش می‌یابد، قیمت نیز به‌صورت تصاعدی رشد می‌کند. به این معنا که حمایت از مصرف ضروری است، اما حذف یارانه مشترکان بسیار پرمصرف؛ بدون فشار بر دهک‌های پایین بهتر جواب می‌دهد.
۲- نوسازی ساختمان‌ها؛ مؤثرتر از ساخت میدان گازی جدید
بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد مصرف گاز در بسیاری از کشور‌ها مربوط به گرمایش ساختمان‌هاست. به طور مثال دولت‌های اروپایی مانند آلمان و هلند با پرداخت وام کم‌بهره و یارانه، عایق‌کاری دیوارها، تعویض پنجره‌ها و بهینه‌سازی موتورخانه‌ها را به یک پروژه ملی تبدیل کردند. برآورد‌ها نشان می‌دهد نوسازی یک ساختمان می‌تواند ۲۰ تا ۵۰ درصد مصرف انرژی آن را کاهش دهد. شاید ذکر این نکته ضروری باشد که تجربه آنها نشان داد که سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی ساختمان‌ها گاهی ارزان‌تر از توسعه یک میدان گازی جدید است.
۳- پمپ‌های حرارتی به جای بخاری و موتورخانه‌های قدیمی
در کشور‌های شمال اروپا مانند نروژ، سوئد و فرانسه میلیون‌ها سامانه گرمایشی گازی با پمپ‌های حرارتی جایگزین شده‌اند. این فناوری با هر واحد برق چند برابر گرما تولید می‌کند و مصرف سوخت فسیلی را به‌طور چشمگیری کاهش می‌دهد. در ایران هم می‌توان در شهر‌هایی که شبکه برق ظرفیت لازم را دارد با توسعه تدریجی پمپ‌های حرارتی فشار بر شبکه گاز را کاهش داد.
۴- کنتور‌های هوشمند برای مدیریت مصرف
۵- الزام به استفاده از تجهیزات پربازده
در ژاپن با اجرای برنامه Top Runner تولیدکنندگان را موظف کردند هر نسل از تجهیزات گرمایشی و لوازم خانگی از نسل قبل کم‌مصرف‌تر باشد که نتیجه آن کاهش چشمگیر شدت مصرف انرژی بدون کاهش رفاه خانوار‌ها بود. لازم است در ایران هم با اتخاذ استاندارد‌های اجباری برای بخاری، آبگرمکن، موتورخانه و تجهیزات گرمایشی، میلیون‌ها مترمکعب در روز صرفه‌جویی ایجاد کرد.
۶- مدیریت مصرف صنایع با قرارداد‌های تشویقی
در آمریکا و اتحادیه اروپا بسیاری از صنایع بزرگ در قبال دریافت مشوق‌های مالی در روز‌های اوج مصرف بخشی از فعالیت خود را کاهش می‌دهند یا زمان تولید را تغییر می‌دهند. این سیاست بدون تعطیلی گسترده، فشار بر شبکه انرژی را کنترل می‌کند. شاید بتوان در ایران هم به جای قطع ناگهانی گاز صنایع از قرارداد‌های «پاسخگویی بار» و مشوق‌های اقتصادی استفاده کرد.
۷- بهره‌ور کردن سازمان ملی بهره‌وری!
در بسیاری از کشورها بخصوص دانمارک و کره‌جنوبی مدیریت بهره‌وری انرژی تنها وظیفه وزارت انرژی نیست. نهاد‌های تخصصی مستقل با اختیارات قانونی و بودجه مشخص مسئول طراحی و اجرای برنامه‌های کاهش مصرف هستند. در ایران هم نباید مدیریت تقاضا میان چند دستگاه پراکنده باشد؛ بلکه نیازمند یک فرماندهی واحد با اختیارات اجرایی است تا ضمن مدیریت و کاهش مصرف، نگرانی برای نسل‌های آینده را هم چند برابر کمتر کرد.
شابد بهتر است سازمان بهره وری ملی ایران را بیدار کرد تا نقش پررنگ‌تری در این زمینه داشته باشد و کاربری آن بیشتر به چشم بیاید. اگرچه اسم این سازمان در اخبار و رسانه‌ها بیش از آن چیزی که نقش‌آفرینی می‌کند شنیده و دیده می‌شود اما به نظر می‌رسد بیشتر کارایی اداری دارد تا کاربردی! ضروی است تیم فرماندهی دولت تمرکز بیشتری روی این سازمان داشته باشند چراکه بهره‌وری این سازمان نقشی جدی در وضعیت حال و آینده ایران دارد همانطور که نامش سازمان ملی بهره‌وری است، باید در حد و اندازه نامش کارایی داشته باشد.
گزارش: مهدی شمشیری
کد مطلب: 263860
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *