گروه سیاسی – سمیرا عبدالملکی: در این نشست، دکتر سمیه مروتی و سعادت شریفیپور با تمرکز بر تحولات مرزهای شرقی، تغییر الگوهای تولید و قاچاق مواد مخدر و بازآرایی بازیگران منطقهای، نشان دادند که مسئله مواد مخدر دیگر صرفاً یک چالش انتظامی یا اجتماعی نیست، بلکه به بخشی از رقابتهای ژئوپلیتیکی و پروژه امنیتیسازی ایران در نظام بینالملل تبدیل شده است. محور مشترک سخنان آنان آن بود که همزمان با تغییر سیاستهای طالبان و دگرگونی الگوی تولید مواد مخدر در افغانستان، زمینه برای انتقال تدریجی کانون اتهامات از افغانستان به ایران در حال شکلگیری است؛ روندی که اگر با کنشگری فعال سیاسی، رسانهای و امنیتی مواجه نشود، میتواند به شکلگیری پروندهای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران بی انجامد.
افغانستان و پاکستان؛ زیستبوم فرامرزی تهدید
دکتر سمیه مروتی بحث خود را با این گزاره آغاز کرد که تحولات افغانستان و پاکستان را نباید صرفاً در قالب مسائل داخلی این دو کشور تحلیل کرد، بلکه باید آنها را بخشی از یک «شبکه فرامرزی تهدید» دانست؛ شبکهای که آثار آن مستقیماً امنیت ملی ایران را تحت تأثیر قرار میدهد.
به اعتقاد وی، مطالعه جرایم سازمانیافته در شرق ایران نیازمند توجه به چند مفهوم کلیدی از جمله «عادیسازی حضور»، «مشروعیتبخشی به حضور بازیگران خارجی» و «پیوند تهدیدهای بیرونی با آسیبپذیریهای داخلی» است. از این منظر، افغانستان و پاکستان تنها همسایگان شرقی ایران نیستند، بلکه به زیستبومی امنیتی تبدیل شدهاند که هر تحول در آن میتواند پیامدهایی مستقیم برای ایران ایجاد کند.
وی تأکید کرد که مسئله اصلی برای ایران صرفاً وقوع بحران در آن سوی مرزها نیست، بلکه «سرریز پیامدها» است؛ پیامدهایی که میتواند در قالب قاچاق، مهاجرت، شکلگیری اقتصادهای غیررسمی، شبکههای جرایم سازمانیافته و حتی تغییر الگوهای امنیتی در استانهای شرقی کشور ظاهر شود. از این منظر، مرز دیگر صرفاً یک خط جغرافیایی نیست، بلکه نقطه اتصال دو محیط امنیتی است که تحولات یکی، دیگری را نیز متأثر میکند.
امنیت فقط
در مرز شکل نمیگیرد
یکی از مهمترین محورهای سخنان مروتی، نقد نگاه صرفاً انتظامی به مسئله قاچاق بود. وی تصریح کرد که برخورد امنیتی با شبکههای قاچاق اگرچه ضروری است، اما کافی نیست. تجربه استان سیستان و بلوچستان نشان داده است که بازداشت اعضای شبکههای قاچاق بدون تغییر بسترهای اجتماعی و اقتصادی، مسئله را حل نمیکند؛ زیرا بدنه اجتماعی پذیرای اقتصاد قاچاق همچنان پابرجا میماند.
به همین دلیل، وی بر اهمیت مداخلات فرهنگی، هنجاری و اجتماعی در کنار اقدامات انتظامی تأکید کرد و هشدار داد که غفلت از این ابعاد، زمینه بازتولید مستمر شبکههای جرایم سازمانیافته را فراهم میکند.
افغانستان پس از طالبان؛ کاهش خشخاش، افزایش عدم قطعیت
سعادت شریفیپور در ادامه نشست، تحولات افغانستان پس از بازگشت طالبان را از منظر میدانی بررسی کرد. وی توضیح داد که هرچند طالبان با صدور فرمان ممنوعیت کشت خشخاش تلاش کرد تصویر تازهای از خود در عرصه بینالمللی ارائه کند، اما این تحول به معنای پایان اقتصاد مواد مخدر در افغانستان نیست. به اعتقاد وی، افغانستان همچنان مهمترین کانون تولید مواد مخدر صنعتی در آسیا باقی خواهد ماند و سیاست طالبان در این حوزه از ثبات و قابلیت اتکا برخوردار نیست. همچنین شبکههای قاچاق طی دهههای گذشته چنان ظرفیت، تجربه و تابآوری پیدا کردهاند که با تغییر دولتها یا سیاستها از بین نمیروند، بلکه خود را با شرایط جدید تطبیق میدهند.
شریفیپور همچنین به تغییر الگوی مصرف مواد مخدر در داخل افغانستان اشاره کرد و گفت که مصرف مواد صنعتی و موارد مسمومیت ناشی از آن به شدت رو به افزایش است؛ روندی که نشان میدهد مسئله مواد مخدر در این کشور تنها به صادرات محدود نیست، بلکه به بحرانی اجتماعی نیز تبدیل شده است.
از تغییر الگوی تولید
تا انتقال کانون اتهام
یکی از مهمترین نتایج این پنل آن بود که تغییر الگوی تولید مواد مخدر در افغانستان میتواند پیامدهایی فراتر از خود این کشور داشته باشد. در شرایطی که افغانستان تلاش میکند با نمایش کاهش کشت خشخاش، بخشی از فشارهای بینالمللی را کاهش دهد، خطر آن وجود دارد که مسیر اتهامات به سمت کشورهای همسایه، بهویژه ایران، تغییر کند. این همان روندی است که در پنل نخست همایش نیز درباره آن هشدار داده شد؛ روندی که در آن کاهش فشار بر مبدأ، با افزایش فشار بر مسیرهای ترانزیت و کشورهای همسایه همراه میشود.
ایران؛ هزینهپرداز اصلی مبارزه با مواد مخدر
شریفیپور در بخش دیگری از سخنان خود یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران طی دهههای گذشته یکی از سنگینترین هزینههای انسانی مبارزه با قاچاق مواد مخدر را پرداخت کرده است؛ هزینهای که کمتر کشوری حاضر به پرداخت آن بوده است.
به گفته وی، ایران سالها با تقدیم هزاران شهید و مجروح، مانع انتقال گسترده مواد مخدر به اروپا شده است، اما اکنون همان کشوری که هزینه امنیت دیگران را پرداخت کرده، در معرض اتهام ناکارآمدی یا حتی همدستی در قاچاق قرار گرفته است؛ پارادوکسی که بدون توجه به ابعاد سیاسی و رسانهای آن قابل فهم نیست.
مجموع مباحث مطرحشده در این پنل نشان داد که افغانستان و پاکستان به بخشی از محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شدهاند. تغییر الگوهای تولید و قاچاق مواد مخدر، بازآرایی شبکههای جرایم سازمانیافته، شکنندگی مرزها و رقابتهای ژئوپلیتیکی، همگی در حال شکل دادن به شرایطی هستند که میتواند پروژه امنیتیسازی ایران را وارد مرحلهای تازه کند. از نگاه سخنرانان، مقابله با این روند تنها با کنترل مرزها ممکن نیست؛ بلکه مستلزم ترکیبی از دیپلماسی فعال، سیاستگذاری اجتماعی، تقویت تابآوری مرزها، تولید روایت معتبر در عرصه بینالمللی و رصد مستمر تحولات افغانستان و پاکستان است تا از تبدیل شدن این تحولات به یک پرونده امنیتی جدید علیه جمهوری اسلامی ایران جلوگیری شود.