گروه بینالملل- علی ودایع: در قلب دنیای سیاست بینالملل نشانهها و اتفاقاتی وجود دارد که در نگاه نخست ، رویدادهایی بومی یا محلی به نظر میرسند اما داستان همانند کوههای یخ ایسلند بزرگ با تبعات غیرقابل مشاهده فوری هستند.«نه» قاطع مردم ایسلند به ازسرگیری مذاکرات الحاق به اتحادیه اروپا، درست از همین جنس رویدادهاست؛ زلزلهای بیصدا اما ساختاری در جغرافیای یخزده شمال اطلس که ترکشهای سیاسی آن مستقیماً بر پیکره استراتژی «استقلال راهبردی» بروکسل اصابت کرده است.
اروپاییها که پس از گسلهای عمیق ژئوپلیتیک اخیر در شرق قاره سبز، به دنبال خلق یک «هژمونی دفاعی و امنیتی یکپارچه» بودند تا خروج تدریجی چتر حمایتی واشنگتن را جبران کنند، حالا با دیواری سخت از جنس اراده ملی یک ملت کوچک اما فوقالعاده استراتژیک برخورد کردهاند.
داستان یک نه قاطع
روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز مینویسد؛ مخالفت شهروندان ایسلندی با پیشنهاد از سرگیری مذاکرات عضویت در اتحادیه اروپا، ضربه مهلکی به جایگاه ادعایی بروکسل به عنوان یک نقش آفرین مهم در حوزه دفاعی و امنیتی وارد کرد.
عضویت در اتحادیه اروپا، دهه ها یک بلیت طلایی اقتصادی برای کشورها بوده که راه را برای کمک توسعه ای و دسترسی به بازارهای مشترک باز می کند اما از زمان وقوع جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، بروکسل مسائل دفاعی را به یکی از حوزه های کلیدی سیاسی خود تبدیل و خود را به عنوان تامین کننده امنیت در مقابل تهدیدهای خارجی معرفی کرده است. همه پرسی روز شنبه در ایسلند تا حدی به تهدیدهای دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا برای تصاحب گرینلند همسایه نزدیک ریِکیاویک و سیاست متغیر او در قبال سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) مرتبط بود که اصلی ترین تامین کننده امنیت ایسلند محسوب می شود.
پرونده الحاق ایسلند به اتحادیه اروپا داستان دراماتیکی دارد. در سال ۲۰۰۹، زمانی که طوفان بحران مالی جهانی بر سر بانکهای ریکیاویک آوار شد، نخبگان سیاسی ایسلند به ناچار چتر حمایتی یورو و بازار مشترک را تنها راه نجات دیدند. اما با گذشت زمان، بازسازی ساختارهای اقتصادی، و تثبیت دوباره ارزش «کرون»، موازنه سود و هزینه دستخوش تغییر شد. سرانجام پروندهای که در سال ۲۰۱۵ بهصورت معلق درآمده بود، در همهپرسی اخیر با پاسخ منفی و صریح جامعه ایسلند بایگانی شد.
بررسی منشور روانی و محاسبات ساختاری جامعه ایسلند نشان میدهد این تصمیم بر دو پایه شکل گرفتهاست. بنیادین ترین موضوع ، زیستبوم شیلات و صیانت از حاکمیت ملی ایسلندیها است. ماهیگیری فقط یک صنعت برای ایسلند نیست؛ روح حیات اقتصادی و هویت ملی این سرزمین است. پذیرش «سیاست مشترک شیلات اتحادیه اروپا» (CFP) به معنای اشتراکگذاری آبهای غنی این کشور با ناوگانهای صیادی کل اروپا و گردننهادن به سهمیهبندیهای بروکسل بود. مردم ایسلند نشان دادند حاضران نیستند شریان حیاتی اقتصاد خود را فدای بوروکراسی پیچیده بروکسل کنند.
مقام های ارشد اتحادیه اروپا و برخی از دیپلمات های کشورهای عضو این اتحادیه، در ماه های پیش روی برگزاری همه پرسی در ایسلند، موضوع الحاق احتمالی این جزیره به اتحادیه اروپا را موید توان این اتحادیه برای جلب کشورهای ثروتمند، اما آسیب پذیر از لحاظ ژئوپلتیکی قلمداد می کردند.
نکته دیگر اینجاست که استقلال در تصمیمگیری مالی روی «نه» ایسلندیها تاثیر گذاشته است. تجربه مهار بحران مالی دهه گذشته به ایسلندیها ثابت کرد که داشتن ابزار مستقل پولی و امکان مانور روی نرخ ارز، در مواجهه با تکانههای اقتصادی بسیار کارآمدتر از هضم شدن در یک بلوک پولی صلب مانند حوزه یورو است.
شکاف در گلوگاه استراتژیک GIUK و کابوس دفاعی بروکسل
برای درک عمق ضربهای که رأی منفی ایسلند به پیکره امنیت اروپایی وارد کرده، باید به نقشه ژئوپلیتیک شمال اطلس خیره شد. ایسلند در مرکز مثلث طلایی GIUK (گرینلند، ایسلند، بریتانیا) قرار دارد؛ گلوگاهی که حیات و ممات امنیت اطلس شمالی و مسیر متصلکننده ناوگان دریایی غرب به قطب شمال را تعیین میکند.
اروپا برای شکلدهی به یک «هژمونی دفاعی مستقل»، شدیداً به ادغام حقوقی و ساختاری این جغرافیا در برنامههای امنیتی خود (از جمله پروژههای PESCO) نیاز داشت. اما خارج ماندن ایسلند از اتحادیه اروپا، معادلات بروکسل را دچار چند دگرگونی اساسی میکند. اروپا از یک طرف شاهد شکست در یکپارچهسازی چتر امنیتی است. وقتی کلیدیترین ناو هواپیمابر طبیعی غرب در اطلس شمالی (ایسلند) خارج از ساختار حقوقی اتحادیه اروپا باقی میماند، تمام طرحهای بروکسل برای ایجاد معماری دفاعی مستقل دچار یک «حفره جغرافیایی و راهبردی» میشود.
ثبت اولویت ناتو بر اتحادیه اروپا از موضوعات سخت برای قاره سبز است. ایسلند با وجود آنکه ارتش دائمی ندارد، از اعضای بنیانگذار ناتو است. رأی منفی مردم این کشور پیام روشنی به همراه دارد: برای امنیت سخت و موازنه وحشت در برابر تهدیدات فرااستانی، چارچوب ناتو و همپیمانی با آمریکا یک ضرورت غیرقابل جایگزین است و ایدههای بروکسل برای ارتش مشترک اروپایی، بیشتر به یک رویای انتزاعی میماند تا یک واقعیت روی زمین.
«اورسلا فون در لاین» رئیس کمیسیون اروپا زمستان گذشته اعلام کرد که اتحادیه اروپا گام های خود در زمینه دفاعی را تقویت خواهد کرد و «همکاری های امنیتی جدید»ی را با شرکایی مانند ایسلند آغاز خواهد کرد. این سخنرانی، اصل دفاع متقابل این اتحادیه را به عنوان یکی از ارکان کلیدی عضویت در این بلوک معرفی می کرد.
برخی از دیپلمات ها تا قبل از این سخنرانی رئیس کمیسیون اروپا، درباره تلاش احتمالی ایسلند برای عضویت در اتحادیه اروپا به عنوان کاتالیزوری (تسهیل کننده) برای روند الحاق برخی دیگر از کشورهای عضو ناتو از جمله نروژ و الگو گرفتن از این رویه صحبت کرده بودند.
همزیستی مسالمتآمیز بدون ادغام
ایسلند مسیر خود را شفاف کرده است. الگوی آینده روابط، استمرار «منطقه اقتصادی اروپا» (EEA) و حضور در پیمان شنگن خواهد بود. این یعنی ایسلند تجارت آزاد، تردد شهروندان و همکاریهای علمی-اقتصادی خود با قاره را حفظ میکند، اما کلید سیاستهای کشاورزی، شیلات، مرزهای آبی و دکترین دفاعی خود را در خانه نگه میدارد.
رویای هژمونی دفاعی اروپا بار دیگر در برخورد با صخره سخت واقعیتهای ژئوپلیتیک و ملیگرایی ساختاری آسیب دید. تصمیم ایسلند اثبات کرد که بروکسل برای تبدیل شدن به یک قطب مستقل قدرت در جهان چندقطبی، راهی بس طولانیتر از صدور بیانیههای سیاسی در پیش دارد؛ چرا که حتی در محیط پیرامونی خود نیز نتوانسته است جذابیت امنیتی و ساختاری لازم را برای ملتهایی ایجاد کند که استقلال و حوزه نفوذ حیاتی خود را به وعدههای بوروکراتیک ترجیح میدهند.
مردم ایسلند در همه پرسی این هفته با ۵۲.۵ درصد آرا به پیشنهاد عضویت این کشور به اتحادیه اروپا رای منفی دادند. ۴۷.۵ درصد رایدهندگان به ازسرگیری مذاکرات رای مثبت دادند.
ایسلند نخستین بار در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸ خورشیدی) و در پی بحران مالی که بخش مالی این کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داد، مذاکرات برای پیوستن به اتحادیه اروپا را آغاز کرد. این مذاکرات عمدتا بدون نتیجه باقی ماند و سرانجام در سال ۲۰۱۵(۱۳۹۴ خورشیدی) به طور کامل متوقف شد. اختلاف بر سر سهمیههای صید ماهی نیز از عوامل موثر در شکست مذاکرات بود.