مدیریت مردمی، راه حل مشکلات ناتمام فوتبال

مرتضی دهرویه
تیم استقلال تهران در مقابل تیم الهلال عربستان با نتیجه دو بر صفر شکست خورد و از صعود به مرحله بعدی بازماند. این شکست جدا از وابستگی به هر رنگ و تیم، برای یکایک ما ایرانیان سخت بود و همه از این سریال همیشگی دست نیافتن به عنوان قهرمانی باشگاه‌های آسیا ناراحت و دلگیر هستیم؛ به‌ویژه هواداران تیم استقلال با پیروزی و شکست این تیم زندگی می‌کنند.
سال‌هاست که بعد از هر شکست می‌گوییم «توان فوتبال باشگاه‌های کشورمان همین است و نمی‌توانیم در مقابل تیم‌های سر تا پا مجهز، کمر راست کنیم و تاب آوریم» و این برچسب تکراری هر سال بر پیشانی تمام تیم‌های آسیایی کشورمان می‌نشیند.
راهکار چیست؟ اگر قرار است خودمان را پیشاپیش بازنده بدانیم چرا اصلاً کوله می‌بندیم و راهی مسابقات در غربت می‌شویم و بودجه‌ها را می‌سوزانیم؟
بلافاصله پس از شکست تیم استقلال در مقابل تیم الهلال در حالی‌ که فرهاد مجیدی سرمربی باشگاه مسئولیت شکست را بر دوش گرفت، در برنامه ورزشی «سیما دو» مجری و یک پیشکسوت این باشگاه علت شکست را به مدیریت باشگاه ربط دادند. بعد از تماس تلفنی با معاونت اجرایی باشگاه و به جای شنیدن سیر تا پیازِ گفته‌های او، ارتباط را قطع کردند و به تحلیل و القای نظرات خودشان پرداختند تا ثابت کنند که علت شکست، همانا اختلافات مدیریتی با کادر فنی و بازیکنان است.
اینکه علت واقعی شکست چه بوده است و چه زمانی قرار است این ناکامی‌ها به پایان برسد را باید از ریشه کارشناسی کنیم؛ اما واقعیت این است که خودمان هم نمی‌دانیم جویای چه چیز هستیم و با این طیف برنامه‌ها فقط روی اعصاب هواداران و مردم رژه می‌رویم. فرض را بر این بگذاریم که سجادی وزیر ورزش و جوانان با اقدامی ضربتی، اعضای هیأت مدیره و سپس مدیرعامل باشگاه را جابه‌جا کند. در آن ‌صورت آیا مشکل استقلال و سایر تیم‌های دولتی حل خواهد شد؟ آن‌گاه خودمان نمی‌گوییم که؛ بی‌ثباتی در مدیریت باعث می‌شود تا باشگاه‌ها به هدف نرسند؟
از سویی صدای ما بلند است که باید با فساد در فوتبال مبارزه شود. باید جلوی دلالان و مافیا فوتبال گرفته شود. باتوجه به مشکلات اقتصادی مردم، بستن قراردادهای میلیاردی معنا ندارد. مبلغ فلان بازیکن توسط دلالان چندین برابر شده که غیر منصفانه است و...
بنابراین هر مدیر که بخواهد در این مسیر حرکت کند با مقاومت‌ها و فضای وحشتناک ایجاد شده از سوی مافیاها روبه‌رو خواهد شد که باید عطای کار کردن را به لقایش ببخشد. به هر صورت باید قبل از حل تمام این مشکلات، بدانیم که خودمان با خودمان چند، چند هستیم و چه می‌خواهیم. اما راه‌حل تمام این مشکلات، حرکت کردن در مسیری است که بسیاری از باشگاه‌های بزرگ جهان در آن قرار دارند؛ یعنی واگذاری تمام و کمال باشگاه به هواداران و بخش خصوصی تا در نتیجه، هواداران، خود را صاحب تیم بدانند و در مدیریت باشگاه نقش داشته باشند.
این همان اتفاق فرخنده است که متأسفانه سال‌ها به تأخیر افتاده و تحقق آن از سطح حرف و شعار فراتر نرفته است. تا وضع به همین گونه است که با آمدن هر دولت تازه، مدیرانی دیگر بیایند و بروند و مسئولان سیاسی به‌دنبال استفاده از این دو تیم برای منافع جناح و خط سیاسی خودشان باشند، نباید انتظار نتایج بهتر از این را داشت و هواداران و مردم را سر کار گذاشت!
تیم مردمی آن‌گاه مردمی است که خود مردم در مدیریت آن نقش داشته باشند.