دیپلماسی رسانه‌ای

با ورود به عصر جدید و ظهور تحولات متعدد در حوزه فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی، امروزه شاهد گسترش روزافزون وسایل ارتباط جمعی می‌باشیم. این ابزارهای نوین ارتباطی در نوع دسترسی آحاد جامعه به اطلاعات و تسهیل در روند دریافت اخبار و رویدادها، موجبات سهولت روند آگاهی بخشی جامعه را فراهم نموده است. فی‌الواقع اگر در گذشته دسترسی مخاطبین به اخبار و اطلاعات، تنها در انحصار رسانه‌های دیداری، شنیداری و روزنامه‌ها (که تنها محصور در اراده نهاد حاکمیت بود) امکان پذیر می‌بود، در حال حاضر با رشد روزافزون تحولات در عرصه سوشیال مدیا، انحصار دریافت اخبار و اطلاعات از دست رسانه‌های تحت نظارت حاکمیت‌ها خارج گردیده است. در خصوص بیم و امیدهای این تنوع وسایل ارتباط جمعی و جهت‌دهی‌های ذهنی که بر روی افکار مخاطبین توسط آنها اعمال می‌گردد، نکات بسیاری را می‌توان ایراد نمود. اما آنچه که در یادداشت اخیر بدنبال شرح و بسط آن می‌باشیم پیرامون تاثیرات رسانه‌ها بر حوزه دستگاه دیپلماسی در صحنه سیاست خارجی دولت‌ها و روابط بین‌الملل می‌باشد.
دیپلماسی در مفهوم محدود آن به شیوه مسالمت‌آمیز سیاسی در حل و فصل منازعات بین‌المللی اطلاق می‌شود که علی‌الاصول در نقطه مقابل بهره‌گیری از روش‌های قهرآمیز نظامی ‌قرار می‌گیرد، ولی این مفهوم در شکل گسترده و موسع آن به معنای مدیریت سیاست خارجی است که طی آن کلیه اقداماتی که یک دولت در روابط خارجی خود در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تجاری، مالی، فناوری، امنیتی و نظامی ‌انجام می‌دهد شامل می‌شود. به موازات دگرگونی در ساختارهای سیاسی و تبدیل جوامع اقتدارگرا به دموکراتیک، توسعه وسایل ارتباط جمعی و افزایش حساسیت نسبت به افکار عمومی ‌عملاً دیپلماسی را از شکل سنتیِ مخفی آن خارج نمود و آن را به صورت ابزاری آشکار در آورد.
امروزه به واسطه ظهور بازیگران متعدد، پیچیدگی روابط میان دولت‌ها، گرایش از دوجانبه‌گرایی به چندجانبه‌گرایی در چارچوب سازمان‌های بین‌المللی، زوال قدرت تصمیم‌گیری سفرا، ایجاد دیپلماسی فردی، بهره‌گیری بیشتر از متخصصان، افزایش و تعدد معاهدات بین‌المللی، رشد و اهمیت رسانه‌ها به ویژه اینترنت، ظهور انواع بازیگران غیرحکومتی و بالاخره گسترش اجتماع بین‌المللی، مجموعاً تصویر جدیدی از دیپلماسی ارائه می‌شود که به کلی با مختصات دیپلماسیِ حتی یک دهه گذشته متفاوت است. این وضعیت سبب گردیده دیپلماسی از لحاظ موضوع، هدف و ترکیب، دستخوش دگرگونی اساسی شده و از تاکید بر سیاست اعلی (مبتنی بر مسائل نظامی ‌و امنیتی) به سوی مسائل اقتصادی، رفاهی، فناوری و زیست محیطی گرایش یابد.
با ورود رسانه‌های جمعی در قرن بیستم به عرصه روابط بین‌الملل (به ویژه پس از جنگ جهانی دوم) چهره دیپلماسی سنتی به کلی دگرگون گردید و ما با پدیده‌ای به نام «دیپلماسی رسانه‌ای» مواجه گشته‌ایم که در نوع خود در تاریخ بی‌سابقه است؛ زیرا رسانه‌ها به ویژه شبکه‌های ماهواره‌ایِ تصویری، عملاً کارهایی را انجام می‌دهند که سنتاً وزارت امور خارجه و هیات‌های دیپلماتیک مبادرت به انجام آنها می‌نمودند و حتی در اغلب موارد آنها به مراتب قوی‌تر، موثرتر و نیز کارآمدتر از نهادهای مزبور عمل می‌نمایند. زمانی «راس پرو» کاندیدای ریاست‌جمهوری آمریکا در سال 1992 خاطرنشان نمود که اصولاً سفارتخانه‌ها یادگار ایام کشتی‌های بادبانی هستند و سفرا به نمایندگانی از سوی دولت متبوع خویش سخن می‌گفتند؛ در حالیکه با گسترش شگفت‌انگیز رسانه‌ها در اقصی‌نقاط جهان، عملاً سفیر در حد ایفای نقش اجتماعی تنزل یافته است.
امروزه نیز شاهد و ناظر تاثیرات شگرف رسانه‌ها بر فرآیند دیپلماسی می‌باشیم و نمونه‌های بسیار از گذشته تا به حال را می‌توان سراغ گرفت که تحت تاثیر قدرت رسانه‌ها، دستگاه دیپلماسی تحت فشار قرار گرفته و نهایتاً مجبور گشته متاثر از فضای حاکم بر جامعه و تحت تاثیر رسانه‌ها، در تصمیمات خود تعدیلاتی را صورت دهد. درخصوص تاثیر رسانه‌ها، زمانی مادلین البرایت (وزیر اسبق امور خارجه ایالات متحده آمریکا) عنوان نمود که قدرت تلویزیون جهت ارائه تصاویری از درد و خشم به درون خانه‌های ما، فشار را برای مداخله سریع در مناطق بحران‌زده و نیز عدم مداخله در مواقعی که رویدادها طبق برنامه پیش نمی‌روند را افزایش داده است. جان شاتوک (از مقامات وزارت خارجه آمریکا) نیز خاطرنشان می‌کند که رسانه‌ها ما را به سومالی بردند و سپس از آنجا خارج کردند.
نمونه‌های تاریخی از میزان تاثیرگذاری رسانه‌ها بر سیاست دولت‌ها متعدد است. اگر پیشتر حکومت‌ها می‌توانستند بصورت بالقوه و بالفعل و بدون کوچکترین نگرانی، نسبت به مردم خود انواع اعمال سُلطه را روا دارند، اما امروزه با گسترش وسایل ارتباط جمعی و پوشش لحظه به لحظه اقدامات دولت‌ها از سوی رسانه‌ها، در کسری از ثانیه، جهان شاهد و ناظر انواع و اقسام اقدامات حکومت‌ها (حتی در دورترین نقاط دنیا) خواهد گردید و احتمالاً به واسطه نهادهای حقوق بشری، سازمان‌های جهانی و فشار دولت‌های غربی، اهرم‌های فشار حداکثری را درخصوص نقض حقوق بشر و محروم سازی حکومت مورد نظر از بسیاری از امکانات و مراودات اقتصادی را اعمال خواهند نمود.
نمونه عینی فشار رسانه‌ها بر کشورها را امروزه درخصوص مسئله افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان به عینه می‌توان مشاهده نمود. در حال حاضر انتقادات بسیاری بر دستگاه سیاست خارجی و دولت بایدن در خصوص چرایی خروج نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده آمریکا از افغانستان که پیوندهای حاکمیت را در این کشور دچار تزلزل نمود و نهایتاً عِنان کار از دست دولت اشرف غنی خارج گردید و منجر به سقوط دولت او گردید، از سوی رسانه‌ها وارد می‌گردد. حتی فشارهای رسانه‌ای باعث گردید که دولت‌های دیگر نیز در حال حاضر به روشنی ندانند در قبال حکومت تازه تاسیس افغانستان چه رویکرد مطمئن و قابل اتکایی را باید در پیش گیرند و در این خصوص دچار نوعی سردرگمی‌گردیده‌اند و اتخاذ سیاست خارجی مطمئن در قبال دولت جدید افغانستان را به آینده موکول نموده‌اند.
بهر تقدیر امروزه درخصوص اهمیت و تاثیرات رسانه‌ها بر عرصه دیپلماسی که از آن با عنوان «دیپلماسی رسانه‌ای» یاد می‌شود عنایت ویژه‌ای صورت می‌گیرد. ظهور و قدرت رسانه‌ها در تاثیرگذاری و اقناع جامعه، دولت‌ها و حاکمیت‌های جهانی بر کسی پوشیده نیست و با توجه به همین قدرت تاثیرگذاری، رسانه‌ها گاهی به‌عنوان بازیگر کنترل کننده در جهت تاثیرگذاری بر سیاست دولت‌ها و ایجاد محدودیت‌هایی در مسیر تصمیمات آنها، گاهی به‌عنوان بازیگر مداخله‌گر در جهت پیوند دادن مناسبات بین دولت‌های مختلف در عرصه جهانی و ایفای نقش میانجی‌گر و گاهی به‌عنوان بازیگر ابزاری به عنوان اهرمی‌ در خدمت حاکمیت دولت‌ها در جهت پیشبرد سیاست‌های مشخص دولت‌ها عمل می‌نمایند. شاید اگر امروزه شاهد حضور پررنگ و تاثیرگذار رسانه‌ها بر عرصه سیاست دولت‌ها و نظام بین‌الملل نبودیم، باز نیز نظاره‌گر وقوع بسیاری از جنگ‌های ویران گر و آوارگی‌های بسیاری در نقاط مختلف جهان می‌گشتیم. نتیجه آنکه فشار رسانه‌ها در بسیاری از مواقع منجر به تعدیل سیاست‌های یکجانبه دولت‌ها و منصرف نمودن آنها از اجرای اقدامات خصمانه گردیده است. بنابراین به‌عنوان ماحصل این بحث می‌توان عنوان نمود که با وجود همه بیم و امیدهای حاکم بر فضای رسانه‌ای، با توجه به کارکرد بسیار حائز اهمیت آنها در تاثیرگذاری بر روند تصمیم‌گیری در عرصه سیاست خارجی و نظام بین‌الملل، امروزه باید جایگاهی رفیع و قابل تامل را برای آنها قائل گردید و در واکاوی علل تاثیرگذار بر تصمیمات نخبگان حاکم، دستگاه بوروکراسی و بطور کلی نظام تصمیم‌ساز داخلی و بین‌المللی، به نقش قابل توجه رسانه‌ها عنایت ویژه مبذول داشت.