دبیرکل حزب مردم‌سالاری در کلاب هاوس با اشاره به مشارکت 48 درصد مردم در انتخابات 28 خرداد:

غیر رقابتی‌ترین انتخابات ریاست‌جمهوری پس از انقلاب را تجربه کردیم

بسم الله الرحمن الرحیم
بنده هم عرض ادب و احترام خدمت تمام کسانی که در کلاب کیستی ما حضور دارند دارم؛ در ماهی که قرار داریم ماه ربیع المولود هست پیشاپیش ولادت پیامبر اعظم(ص) و امام صادق علیه‌السلام را خدمت تمام عزیزان تبریک عرض می‌کنم. به دعوت عزیزان در این نشست حضور دارم و با گفت‌وگوی آزاد و صریح و شفاف پاسخگوی تمامی عزیزان هستیم که امیدوارم این جلسه هم مبارک و میمون باشد و کلماتی که به زبان جاری می‌شود در جهت رضای خدا و منافع ملت باشد. دبیرکل حزب مردم‌سالاری در پاسخ به پرسشی در مورد وضعیت افغانستان گفت: موضوع این بحث بیشتر بر می‌گردد به حکومت طالبان که دو تا دیدگاه متضاد وجود دارد؛ یک عده شیفته طالبان هستند و اعتقاد دارند باید ما آنها را به رسمیت بشناسیم و یک عده صدوهشتاد درجه مخالف حکومت طالبان هستند و آنها را تهدید برای منطقه می‌دانند و من معتقدم احمد مسعود در منطقه پنجشیر صحبتی که می‌کند من موافق آن هستم که دولت مردمی و فراگیر با حضور تمام عقاید و مذاهب باید شکل بگیرد و در حال حاضر این اتفاق نیفتاده است و حکومت طالبان این اقدام را انجام نداده است البته شاید یک عده تاجیک هم باشند اما همان‌هایی هستند که تفکر طالبانی دارند و حکومت طالبان فقط دارد حمایت می‌کند از پشتون‌ها و مشخصا میدانی برای شیعیان قائل نیستند و اینکه بین خودشان هم چند گروه هستند و معتقد هستم حتما باید خطر حکومت تمام عیار طالبان را جدی بگیریم. کواکبیان در پاسخ به اینکه چرا شما به بازنگری قانون اساسی معتقدید گفت: در آستانه انتخابات 28 خرداد حزب مردم‌سالاری طرحی را مطرح نمود به عنوان جمهوریت سوم؛ مفهومش همان بازنگری قانون اساسی بود جهت تقویت جمهوریت و حاکمیت مطلوب مردم بود. واقعیتش احساس ما این بود که مشکلات در این چهل و سه سال فرا روی مردم هست برمی‌گردد به قانون اساسی و باید قانون اساسی حتما بازنگری شود و مشخصا در طرح‌مان بیست و پنج مورد گفتیم که بحث توسعه‌یافتگی کشور نسبت مستقیم با هویت نظام سیاسی‌اش دارد. خب این هویت الان مشخص نیست. ما از سال پنجاه و هشت تا شصت و هشت یک قانون اساسی داشتیم؛ از شصت و هشت تا الان یک قانون اساسی داریم و گفتیم جمهوریت سوم یعنی برویم به سمت قانون اساسی بازنگری شده به طوریکه سال پنجاه و هشت تا شصت و هشت یک اشکالاتی داشت و رفراندوم شد و مردم گفتند ما قانون اساسی جدید را می‌خواهیم و قبل از آن حالت نیمه پارلمانی و نیمه ریاستی بودیم و سعی کردیم ریاستی تقویت بشود و اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد و اینکه رجل سیاسی کیست؟ و مجلس هم نتوانست تعریف دقیقی ارائه بدهد و درباره زنان که رجال هستند یا خیر هنوز مشخص نیست یا درباره مجمع تشخیص مصلحت و یا شورای نگهبان. به هر حال نظارت استصوابی یک بحث بود اما خود تفسیر قوانین یک بحث دیگر بود و یا خود شورای عالی امنیت ملی تصمیماتی می‌گرفت که یک نمونه آن تصمیم درباره بنزین بود که آیا به این نهاد ربط دارد، در صورتی که در قانون اساسی ما می‌دانیم وظیفه شورای امنیت ملی چیست یا نهادهای دیگر که خارج از قانون اساسی هستند ولی الان وجود دارند یا همین شورای هماهنگی سران سه قوه کجای قانون اساسی است و اینکه بالاخره نهادهای زیادی این شکلی داریم و یا شوراهای زیادی داریم مثل شورای عالی فضای مجازی؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی که اصلا در قانون اساسی نیست و یا نهادهایی که زیر مجموعه رهبری هستند و خیلی هم قدرت دارند؛ ستاد اجرایی فرمان امام و یا بنیاد مستضعفان؛ سازمان تبلیغات؛ آستان قدس رضوی و یا خود صداو سیما که انحصاری کار می‌کند چرا بخش خصوصی نتواند وارد شود و یا درباره نیروهای مسلح مشخص نماییم آیا می‌توانند کاندیدا بشوند در انتخابات ریاست جمهوری یا خیر؟ و یا خود اصل 1۱۰ قانون اساسی که فرماندهی نیروی انتظامی لازم است زیرمجموعه رهبری باشد در حالی که در قانون اساسی 58 نبود و یا بحث جوانگرایی که باید تصریح شود و ما میانگین سنی را مشخص نماییم و یا مفهوم شرایط اضطراری در مملکت اصلا مشخص نیست و یا بحث همه‌پرسی که چهل و دو سال انجام نشده است و چرا باید این قدر سخت بگیریم که باید حتما فرمان رهبری باشد و... اگر واقعا یک مرور کوتاهی به قانون اساسی داشته باشیم حتما بازنگری می‌خواهد و اینکه بگوییم همین قانون اساسی اجرا نمی‌شود بحث دیگری است. درباره شورای نگهبان هم بنده اعتقاد دارم که بحث بسیار مهم است و درباره نظام حزبی باید تعریف شده باشد. یک بار رهبری در کرمانشاه فرمودند نظام حزبی هم می‌توانیم داشته باشیم اما هیچ کس عمل نکرد و اگر ما نظام پارلمانی داشته باشیم این امر صورت می‌گیرد و ما نظام حزبی اسمش را می‌آوریم اما رسمش اصلا وجود ندارد و فقط حزب را برای داغ کردن تنور انتخابات می‌خواهیم و عملا نظام حزبی را نخواسته‌ایم. در همین انتخابات خرداد ماه شش نفر را تایید کردند اما یک کدام از این نفرات نگفتند ما از حزب خاصی آمده‌ایم و همه آنها می‌گفتند ما فرا حزبی هستیم و فراجناحی هستیم؛ واقعا چرا باید این گونه باشد. انتخابات بدون حزب معنا ندارد. عضو جبهه اصلاحات در زمینه اعزام اصلاح‌طلبان به افغانستان گفت: من از اصلاح‌طلبی نشنیده‌ام که اعتقاد داشته باشد دخالت نظامی باید داشته باشیم و یک بار حسین شریعتمداری مطرح کرده بود که ما زمینه را ایجاد می‌کنیم که اصلاح‌طلبان به خط بشوند و بروند پنجشیر؛ که من همان موقع توییتی زدم و گفتم ما بحثمان بحث مداخله نظامی نیست؛ ما بحثمان سیاست‌گذاری بود و ما باید موضع خودمان را مشخص نماییم و ایشان را دعوت به مناظره کردیم و ایشان ترجیح می‌دهند بروند شبکه افق به تنهایی صحبت کنند و نپذیرفتند که با من مناظره نمایند و به نظر من این موضوع از اساس باطل است؛ ما معتقد نیستیم که باید حمله نظامی داشته باشیم؛ حتی درباره سوریه هم خاطره‌ای از مرحوم محتشمی‌پور خدمت شما بگویم که ایشان نقل می‌کردند سه تا هواپیما زمانی که جنوب لبنان اشغال شده بود نیرو به سوریه آمده بودند که از دفتر امام تماس گرفتند سریعا این افراد را برگردانید و گفتند ما حمایت معنوی انجام می‌دهیم و حتی حمایت مالی انجام دهیم و حتی می‌توانیم آنها را به داخل ایران بیاوریم و آموزش دهیم اما مصلحت ما نیست برویم و آنجا بجنگیم. در آنجا هم اعتقاد حضرت امام رحمت الله علیه را داشته‌ایم. الان هم درباره افغانستان همان نظر را داریم. و مداخله نظامی کار صحیحی نیست اما بی‌تفاوت بودن نیز بسیار بد است و باید اوضاع افغانستان را رصد نماییم. مدیر مسئول روزنامه مردم‌سالاری در مورد ملاقات با رئیسی قبل از انتخابات گفت: اولا در جلسه با آقای رئیسی حضور نداشتم، هرکسی که حضور داشته باید خودش پاسخگو باشد و چرا رفته‌اند نمی‌دانم و چه انگیزه‌ای داشته‌اند نمی‌دانم البته بنده نیز دعوت شده بودم و حتی با آقای همتی هم دیدار داشتند، بنده نرفتم و باید خودشان پاسخگو باشند زیرا من سخنگوی دوستان نیستم و اینکه چرا دکتر عارف ساکت هست می‌بایست خود ایشان پاسخگو باشند و شاید ملاحظاتی دارند چون ایشان عضو مجمع تشخیص نظام هستند و در درون شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز حضور دارند شاید به همین خاطر باشد اما بنده هیچ‌گونه ملاحظاتی نداشتم و ندارم و در سه ماه و نیم گذشته این اولین حضورم هست و دلیل آن این است که در عرصه سیاست‌ورزی انسان بالاخره با جریانی مواجه می‌شود که هیچ جوابی نمی‌دهند برای چه حضور داشته باشیم اما از آن طرف هم به شما حق می‌دهم صددرصد در جهت سیاست‌ورزی و کنشگری سیاسی باید باشیم و مردم را تشویق کنیم که جلوی تک صدایی گرفته شود با شما موافقم اما شما درباره روزنامه مردم‌سالاری کم‌لطفی می‌نمایید؛ هیچگاه این روزنامه تیترهایی با روزنامه‌های دیگر یکی نبوده است و ۱۰۰% متفاوت بوده است و مورد نقد اصولگرایان هستیم و می‌گویند شما شروع کردید که دارید تخریب می‌کنید و ما در دو ماه گذشته شروع کرده‌ایم نقد منصفانه داشته باشیم. درباره رسانه‌های دروغ‌پرداز من با شما هم عقیده هستم که کار خوبی نیست و دروغ‌هایی که بگویند جنبه غیر اخلاقی دارد و بنده معتقد هستم غیر از ضوابط قانونی اساسا دروغ‌پردازی خلاف مروت و اخلاق هست. کاندیدای ریاست جمهوری انتخابات 28 خرداد افزود: من سال ۹۶ کاندیدا بودم مگر تایید شدم؟ جایی گفتم فرق من با آقای محسن رضایی در این است که ایشان هر وقت می‌آیند تایید می‌شوند ولی رای نمی‌آورد اما هر وقت بنده می‌آیم تایید نمی‌شوم و ما حسن روحانی را هیچ وقت اصلاح‌طلب نمی‌دانیم؛ خودش هم خود را اصلاح‌طلب نمی‌دانست. بله برخی از اصلاح‌طلبان در دولتشان نقش داشته‌اند و حضور داشته‌اند اما به عنوان حزب مردم‌سالاری این نقد شما را قبول ندارم و هرکس مسئولیتی داشته است و خطایی کرده است می‌بایست پاسخگو باشد و عذرخواهی نماید اصلا عذرخواهی بد نیست، درباره ماجرای سال ۸۸ بحث زیاد است اما بنده آن موقع در مجلس دهم حضور داشتم و گفتم احمدی‌نژاد بسیار تخلف کرد و تقلب را قبول نداشتم و خیلی از اصلاح‌طلبان از من خرده گرفتند و مسئولین قضایی بیایند و تخلفات آقای احمدی‌نژاد را بررسی نمایند و دریغ از هیچگونه رسیدگی و لذا ماجرای ۸۸ را بخواهیم بازگو کنیم بسیار سخن زیاد است. من ۲ سال است هیچ جا نرفتم، فقط در مراسم تشییع جنازه آیت‌الله صانعی به قم رفتم و بعد از حدود سه ماه و نیم اولین‌بار است بعد از انتخابات در یک مجمع شرکت می‌کنم؛ من هنوز که هنوزه معتقد هستم شورای نگهبان جواب کافی برای رد صلاحیت اینجانب ندادند. چطور شد بین ۳۵ نفر فقط آن ۶ نفر تایید شدند اما ما تایید نشدیم؟ حالا سوال براین است آنهایی که احراز شدند چه شاخص‌هایی داشتند که ما نداشتیم و انتخابات گذشته بدون هیچ‌گونه رقابتی برگزار شد. شما توجه کنید جناب آقای مهرعلیزاده و جناب آقای همتی خودشان تشخیص داده بودند که نامزد شوند از بین نامزدهای جبهه اصلاحات آن نه نفری که کاندیدا کرده بودند یک نفر هم تایید نشد و حتی شورای نگهبان ظاهر قضیه را نیز حفظ نکرد و ما چوب همین قصه را خوردیم و تا حالا هم هیچ‌گونه جوابی از شورای نگهبان به بنده داده نشده است و چندین بار هم نامه‌نگاری کرده‌ام اما جوابی داده نشد اما در مبحث سیاست‌های کلی ملزم هستند و می‌بایست جواب رد صلاحیت داده شود و درباره تغییر دولت متاسفانه نقد بسیار جدی به جناب آقای رئیسی وارد است که برخلاف شعار‌هایی که ایشان در موقع انتخابات دادند گفتند دولت فراجناحی تشکیل می‌دهند برای نمونه حتی از یک نفر اصلاح‌طلب اگر در دولت جدید استفاده نموده‌اند بیان نمایند البته بعضی از عوامل دولت آقای محمود احمدی نژاد در دولت جدید حضور دارند و ۱۳ نفر از وزرای ایشان در سمت‌های مختلف حضور دارند طبیعتا شما می‌فرمایید کنشگری اصلاح‌طلبان در این چهار سال چگونه است بحث‌های مختلفی هست. بعضی‌ها ممکن است به هر شکلی بخواهند در این دولت هم باشند اما بنده ندیدم و ما باید انتخابات ۱۴۰۲ نگاه داشته باشیم باید ببینیم چنانچه کاندیدایی داشتیم حضور داشته باشیم و سیاست‌ورزی ‌کنیم وگرنه دلیلی ندارد ما حضور داشته باشیم و خودمان را به آب و آتش بزنیم؛ واقعا باید گفت در مجلس یازدهم نیز ما در سراسر کشور فقط شصت نفر داشتیم یعنی برای ۲۹۰ کرسی مجلس فقط شصت نفر اصلاح‌طلب داشتیم البته در تهران هم ۳۰ نفر را انتخاب نمودیم، لیستی ارائه دادیم و اگر چنانچه کاندیدایی را در مجلس آتی داشتیم انوقت کنشگری سیاسی خواهیم داشت و حضور خواهیم داشت وگرنه دلیلی وجود ندارد البته در موضع‌گیری‌ها وظیفه خودمان می‌دانیم به نفع منافع ملی چه در حزب مردم سالاری و چه به طور شخصی موضع بگیریم و در این مدت نیز حزب مردم سالاری موضع‌گیری‌های خودش را داشته است و حتی جبهه اصلاحات نیز موضع‌گیری در موضوعات مختلف داشته است که انشاالله در آینده بیشتر هم خواهد شد.