ایرج پزشکزاد درگذشت

وداع با خالق «دایی‌جان ناپلئون»

ایرج پزشکزاد، طنزپرداز و خالق «دایی‌جان ناپلئون» در ۹۴ سالگی در آمریکا از دنیا رفت.
صفحه انتشارات فرهنگ معاصر و ناشر کتاب‌های پزشکزاد در یادداشتی نوشته است:
«عالیجناب پزشکزاد عزیز
در سوگ شما که تلخ‌ترین‌ها در شیرینی کلامتان شربتی می‌شد تا بی‌مرثیه‌خوانی علاج درد کند، شرم داریم که به ماتم بنشینیم؛ که این طریق شما نبود و ما از شما آموختیم که زندگی را ستایش کنیم، رنج‌ها را به استهزا بگیریم و به جای تسلیم ماتم شدن با سلاح شادمانی به جنگ سیاهی برویم. دلتنگی نبودنتان را چون سرو استوار قامتتان بر ادبیات ایران‌زمین ارج می‌نهیم تا جنگلی شود سرشار از شادمانی، عشق به زندگی و فرهنگ این مرز و بوم.
سفر به سلامت
سلام ما را به هفت‌هزارسالگان برسانید.
انتشارات فرهنگ معاصر ناشر رسمی آثار زنده‌نام ایرج پزشکزاد.»
ایرج پزشکزاد (الف. پ. آشنا) (زاده ۱۳۰۶) از نویسندگان و طنزپردازان معاصر ایرانی بود که در ۲۲ دی ۱۴۰۰ در سن ۹۴ سالگی در لس‌آنجلس از دنیا رفت.
او بیشتر به خاطر آفرینش رمان «دایی‌جان ناپلئون» و شخصیتی به همین نام شناخته می‌شود که در سال ۱۳۵۵ مجموعه تلویزیونی «دایی‌جان ناپلئون» توسط ناصر تقوایی برگرفته از این رمان ساخته شد.
«حاج مم‌جعفر در پاریس» (خاطرات)، «ماشاءالله خان در بارگاه هارون‌الرشید» (رمان)، «بوبول»(طنزیات اجتماعی) «آسمون ریسمون»(طنزیات ادبی)، «دایی‌جان ناپلئون» (رمان)«ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد» (نمایش‌نامه)، «انترناسیونال بچه‌پرروها» (طنزیات سیاسی)، «شهر فرنگ از همه رنگ» (طنزیات سیاسی و اجتماعی)، «خانواده نیک‌اختر» (رمان)، «رستم‌صولتان»(طنزیات اجتماعی)، «گلگشت خاطرات» (طنزیات اجتماعی)، «پسر حاجی باباجان»(نمایش‌نامه)، «به یاد یار و دیار»(خاطرات) و «بلیط خان‌عمو» (نمایش‌نامه) از جمله آثار به‌جامانده از او هستند.
همچنین ترجمه کتاب‌های «روزولت» نوشته سارا دلانو روزولت، «ملک مقرب در جمع شیاطین»، «دختر گرجی»، «زندانی کازابلانکا» و «ماروا» نوشته موریس دوکبرا، «دزیره» اثر آن ماری سلینکو، «افسونگران دریا» نوشته آلفرد ماشار، «جمیله» از هانری بوردو، «عدالت اجرا شده‌است» از ژان مکر، «دو سرنوشت» از ویلکی کالینز، «فردا گریه خواهم کرد» نوشته لیلیان راث و «شوایک سرباز پاکدل» از یاروسلاو هاشک توسط او منتشر شده است.
«مروری در تاریخ انقلاب روسیه»، «مصدق بازمصلوب: چند مقاله سیاسی»، «مروری در تاریخ انقلاب فرانسه»، «طنز فاخر سعدی»، «حافظ ناشنیده‌پند»، «مروری در انقلاب مشروطیت ایران» و «ریشه‌های اختلاف چین و شوروی» هم در کارنامه ایرج پزشکزاد به چشم می‌خورد.
«ایرج پزشکزاد» علی حاتمی ادبیات ایران است
شهرام شهیدی با بیان این‌که ایرج پزشکزاد در قله رمان طنز ایران قرار دارد، می‌گوید: می‌توانم بگویم او علی حاتمی ادبیات ایران است زیرا جزئیاتی که علی‌ حاتمی در سینما داشت، پزشکزاد در نوشتار خود داشت و با جزئیات به مسائل می‌پرداخت‌.
این طنزپرداز در پی درگذشت ایرج پزشکزاد در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: شاید بشود گفت آقای پزشکزاد در سالی که این رمان را نوشتند، جدی‌ترین رمان طنز ایران بود و فکر می‌کنم هنوز هم هست زیرا در زمینه رمان طنز اثری به این قدرت و قوت اصلا نداشتیم و تا امروز هم نداریم. می‌توانم بگویم این اثر قله رمان طنز در ادبیات ایران است و جالب این‌که پزشکزاد در این اثر مرز مشترکی بین طنز و فکاهه ایجاد کرده، یعنی می‌توان گفت این کتاب هم طنز است و هم فکاهه و هر دو را با هم دارد.
او افزود: پزشکزاد در شوخی‌نویسی بسیار قدرتمند است. در شخصیت‌پردازی و فضاسازی هم بسیار قدرتمند است؛ در فضاسازی می‌توانم بگویم علی حاتمی ادبیات ایران است زیرا می‌توانید با خواندن کارش تصویرسازی کنید. اگر سریال «دایی‌جان ناپلئون» ناصر تقوایی را با کتاب پزشکزاد مقایسه کنید - نمی‌خواهم بگویم ساخت این سریال راحت بوده، تقوایی اثر درخشانی خلق کرده - پزشکزاد چنان شخصیت‌ها را ساخته و پرداخته و چنان فضاسازی درست توصیف شده، آن خانه و حیاط‌ها، ورودی و خروجی و بازار چنان قشنگ تصویر شده که می‌توان گفت مثل جزئیاتی که علی ‌حاتمی در سینما داشته، آقای پزشکزاد در نوشتار خود داشته و با جزئیات به مسائل ‌پرداخته است، برای همین سریال «دایی‌جان ناپلئون» موفق شد زیرا یک زیرساخت بسیار قوی وجود داشته، هرچند آقای تقوایی زحمت کشیده است. این کتاب همه چیز را توام داشته؛ داستان بسیار قوی، جزئیات دقیق، شخصیت‌سازی قدرتمند و داستان تاریخی.
شانسِ ایرج پزشکزاد
رویا صدر با بیان این‌که پیوند زبان زنده و عامیانه مردم کوچه و بازار با زبان ادب فارسی آثار طنز ایرج پزشکزاد را خواندنی‌تر کرده، می‌گوید: کمتر نویسنده‌ای این شانس را یافته که نوشته‌هایش به‌صورت تکیه‌کلام مردم کوچه و بازار دربیاید و وارد زبان و فرهنگ سیاسی و اجتماعی مردم ما شود. این طنزپرداز و پژوهشگر طنز در پی درگذشت ایرج پزشکزاد، در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است: خبر کوتاه بود: «ایرج پزشکزاد چهره بی‌بدیل طنز ایران درگذشت.» می‌توانیم با تاسف از درگذشتش به یاد بیاوریم که رمان «دایی جان ناپلئون» او با طنز شیرین، هوشمندانه و کنایی‌اش رمان یکه طنز تاریخ ادبیات ماست. کمتر نویسنده‌ای این شانس را یافته که نوشته‌هایش به‌صورت تکیه‌کلام مردم کوچه و بازار دربیاید و وارد زبان و فرهنگ سیاسی و اجتماعی مردم ما شود.
می‌توانیم به یاد بیاوریم که پزشکزاد قلمی چندمنظوره داشت که در نمایشنامه، پژوهش، رمان، ترجمه، داستان کوتاه و نقد ادبی طنز توانست آثار ماندگاری از خود به‌جا بگذارد. پزشکزاد متولد ۱۳۰۶ و از نویسندگان دوران گذار ایران از سنت به مدرنیته بود. در خانواده‌ای اشرافی بزرگ‌ شده و در فضای زندگی مدرن تحصیل‌ کرده بود و از رهگذر آشنایی نزدیک با تقابل این دو فضا توانست به روانشناسی اجتماعی و سیاسی عمیق آدم‌های دوران خود دست یابد و با دستمایه قرار دادن یافته‌های خود به آثار طنزش عمق بخشد. رمان «دایی جان ناپلئون» حکایتگر زوال اشرافیت در سایۀ رشد بورژوازی و تغییر ساختاری طبقات اجتماعی در دهه‌های ابتدایی قرن حاضر است. جاری ساختن لحن‌های متفاوت برای آدم‌های این اثر به‌تناسب کاراکتر، شخصیت و جنسیت آن‌ها به طنزِ عبارتی آن عمق می‌بخشد. طنزی شیرین، هوشمندانه، چندلایه و کنایی که بر بستر قصه‌ای سرراست و بی‌ادعا جاری می‌شود و شکل می‌گیرد و رمانی خوش‌خوان و مفرح می‌سازد. اثر در انعکاس رفتار و روابط آدمیان در سطح نمی‌ماند و به عمق رفتارهای فردی و اجتماعی نقب می‌زند تا رنگ اثری تمثیلی درباره جامعه ایرانی به خود بگیرد و اصطلاح «نگاه دایی جان ناپلئونی» به‌عنوان نماد توهم توطئه و جنون خودقهرمان‌پنداری در حافظه جمعی ایرانیان جا گیرد. ما در شخصیت‌های دایی جان ناپلئون خودمان را ‌دیدیم. شخصیت‌هایی که دقیق و هنرمندانه پرداخته‌ شده‌اند تا هر یک نمایندۀ یک تیپ اجتماعی و شخصیتی باشند و ذهن ایرانی در پس هاله طنز قوی و ماندگار اثر، شخصیت‌هایی باورپذیر و زنده را ببیند که با آن‌ها آشناست.