شاید پس از حواشی اخیر درباره خرید سیسمونی برای نوه محمدباقر قالیباف و رسوایی سیسمونی گیت، رئیس مجلس شورای اسلامی بدترین انتخاب برای سخنرانی در مراسم افتتاحیه بیست و ششمین نمایشگاه نفت تهران بود. اما قالیباف روز جمعه به نمایشگاه نفت رفت و درباره گاز سخنرانی کرد و البته نشان داد درباره مشکلات صنعت گاز کشور اطلاعات چندانی ندارد. قالیباف با اشاره به اینکه فروش نفت ایران شامل تحریم شد، اما گاز دارای چنین محدودیتی نبود و گاز کشور در زمان تحریم به ترکیه و عراق رفت، گفت: «اعداد و ارقام اینگونه نشان می‌دهد که ما در مجموع دارای بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان هستیم و هم‌اکنون فرصت جهاد تصمیم‌گیری است. تجارت انرژی کشور هم‌اکنون مبتنی بر نفت خام است و نه گاز، گاز طبیعی به دلایل مختلف از جمله دور زدن تحریم بسیار مهم است، بنابراین باید جهت‌گیری تغییر کند و این سوخت پاک مبنای تجارت قرار گیرد.» اما به نظر می‌رسد اطلاعاتی که به رئیس مجلس یا نویسنده سخنرانی او داده‌اند، اطلاعات کاملی نبوده است. این که گاز ایران در شرایط تحریم به ترکیه و عراق رفت، فقط بیان نیمی از واقعیت است. طبیعی است که صادرات گاز از طریق خط لوله قابل مقایسه با صادرات نفت نباشد چراکه می‌توان جلوی صادرات نفت را گرفت اما تا وقتی که جایگزین مطمئنی برای گاز پیدا نشود، نمی‌توان گاز را مشمول تحریم کرد. آقای قالیباف فراموش نکند که عراق با دریافت معافیت تحریمی از آمریکا همچنان می‌تواند از ایران گاز خریداری کند اما دو نکته دیگر هم هست که یا آقای قالیباف از آنها خبر ندارد یا اگر دارد، طور دیگری نشان می‌دهد. نخستین نکته این که عراق مدتهاست به دنبال جایگزینی برای گاز ایران است. چرا که اولا به دلیل همان تحریم، به سختی می‌تواند پول گاز ایران را پرداخت کند و ثانیا به دلیل کاهش صادرات گاز ایران به عراق، از تابستان سال گذشته دچار مشکلات فراوانی شده است. چرا؟ چون مصرف داخلی گاز در کشور ما به شدت رشد کرده و همین امر صادرات گاز به عراق را از تابستان گذشته به شدت کاهش داده است. مهمترین نیاز عراق به گاز، تامین سوخت نیروگاه‌های برق است که در تابستان، به دلیل کمبود گاز، این کشور با قطع برق مواجه شد که اعتراضات فراوانی را در آن کشور ایجاد کرد و حالا عراق به دنبال تامین برق از طریق عربستان است. پس بر خلاف آنچه که آقای قالیباف گفته، صادرات گاز ایران در دوران تحریم، چندان هم کم دردسر نبوده است! اما نکته دوم و مهمتر، کمبود گاز در کشور است که آن را می‌توان حاصل دو عامل دانست. نخست این که تحریم مانع از جذب فناوری و سرمایه‌گذاری خارجی برای توسعه میادین گازی کشور شده و همین امر چشم‌انداز افزایش تولید گاز در کشور را مبهم کرده است. از سوی دیگر میادین گازی در کشور کم کم دچار افت فشار می‌شوند و کاهش تولید از آنها آغاز شده است و زنگ خطر را به صدا در آورده. هم توسعه میادین جدید گازی و هم جلوگیری از افت فشار، نیازمند سرمایه‌گذاری و فناوری خارجی است که در شرایط تحریم، تقریبا غیرممکن است. آیا رئیس محترم مجلس به این موضوع توجهی دارد و اصولا آیا پیش از آنکه از نقش گاز در مقابله با تحریم سخن بگوید، درباره نقش تحریم در کاهش شتاب افزایش تولید گاز در کشور تحقیق کرده است؟! دوم این که میزان مصرف در کشور ما به شدت رشد کرده که بخش اعظم آن حاصل عدم اجرای صحیح قوانین بهینه سازی مصرف انرژی در بخش‌های مختلف است. جالب اینجاست که در این حوزه کشور ما چندان مشکل کمبود قانون ندارد، بلکه مشکل اجرا و نظارت دارد. دو وظیفه مهم مجلس، قانونگذاری و نظارت است. آقای قالیباف که برای صنعت گاز کشور نسخه می‌پیچد و گویا اصلا اطلاعی از رشد مصرف داخلی و کاهش سرمایه‌گذاری در توسعه میادین گازی یا جلوگیری از کاهش تولید گاز ندارد، بهتر است به این پرسش پاسخ دهد که مجلس برای نظارت بر اجرای صحیح قوانین در حوزه بهینه‌سازی مصرف انرژی از جمله گاز چه کرده است و وظیفه نظارتی خود را در این حوزه چگونه انجام داده است؟ کلی‌گویی، فراموش کردن مشکلات اصلی صنعت نفت همچون تحریم و نسخه پیچی برای صنعت گاز بدون احاطه به شرایط کلی این صنعت در شرایط کنونی، تنها برای پر کردن وقت سخنرانی مناسب است و عملا تاثیری در بهبود اوضاع ندارد. آقای قالییاف و همکارانشان در مجلس اگر فرصت کردند، برای نظارت بر اجرای صحیح قوانین حوزه بهینه‌سازی مصرف انرژی تلاش کنند و در کنار کارهایشان، نقش تحریم را در بلایی که بر صنعت نفت و گاز این مملکت نازل کرده، فراموش نکنند.

حمیدرضا شکوهی
شاید پس از حواشی اخیر درباره خرید سیسمونی برای نوه محمدباقر قالیباف و رسوایی سیسمونی گیت، رئیس مجلس شورای اسلامی بدترین انتخاب برای سخنرانی در مراسم افتتاحیه بیست و ششمین نمایشگاه نفت تهران بود. اما قالیباف روز جمعه به نمایشگاه نفت رفت و درباره گاز سخنرانی کرد و البته نشان داد درباره مشکلات صنعت گاز کشور اطلاعات چندانی ندارد.
قالیباف با اشاره به اینکه فروش نفت ایران شامل تحریم شد، اما گاز دارای چنین محدودیتی نبود و گاز کشور در زمان تحریم به ترکیه و عراق رفت، گفت: «اعداد و ارقام اینگونه نشان می‌دهد که ما در مجموع دارای بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان هستیم و هم‌اکنون فرصت جهاد تصمیم‌گیری است. تجارت انرژی کشور هم‌اکنون مبتنی بر نفت خام است و نه گاز، گاز طبیعی به دلایل مختلف از جمله دور زدن تحریم بسیار مهم است، بنابراین باید جهت‌گیری تغییر کند و این سوخت پاک مبنای تجارت قرار گیرد.»
اما به نظر می‌رسد اطلاعاتی که به رئیس مجلس یا نویسنده سخنرانی او داده‌اند، اطلاعات کاملی نبوده است. این که گاز ایران در شرایط تحریم به ترکیه و عراق رفت، فقط بیان نیمی از واقعیت است. طبیعی است که صادرات گاز از طریق خط لوله قابل مقایسه با صادرات نفت نباشد چراکه می‌توان جلوی صادرات نفت را گرفت اما تا وقتی که جایگزین مطمئنی برای گاز پیدا نشود، نمی‌توان گاز را مشمول تحریم کرد. آقای قالیباف فراموش نکند که عراق با دریافت معافیت تحریمی از آمریکا همچنان می‌تواند از ایران گاز خریداری کند اما دو نکته دیگر هم هست که یا آقای قالیباف از آنها خبر ندارد یا اگر دارد، طور دیگری نشان می‌دهد.
نخستین نکته این که عراق مدتهاست به دنبال جایگزینی برای گاز ایران است. چرا که اولا به دلیل همان تحریم، به سختی می‌تواند پول گاز ایران را پرداخت کند و ثانیا به دلیل کاهش صادرات گاز ایران به عراق، از تابستان سال گذشته دچار مشکلات فراوانی شده است. چرا؟ چون مصرف داخلی گاز در کشور ما به شدت رشد کرده و همین امر صادرات گاز به عراق را از تابستان گذشته به شدت کاهش داده است. مهمترین نیاز عراق به گاز، تامین سوخت نیروگاه‌های برق است که در تابستان، به دلیل کمبود گاز، این کشور با قطع برق مواجه شد که اعتراضات فراوانی را در آن کشور ایجاد کرد و حالا عراق به دنبال تامین برق از طریق عربستان است. پس بر خلاف آنچه که آقای قالیباف گفته، صادرات گاز ایران در دوران تحریم، چندان هم کم دردسر نبوده است!
اما نکته دوم و مهمتر، کمبود گاز در کشور است که آن را می‌توان حاصل دو عامل دانست. نخست این که تحریم مانع از جذب فناوری و سرمایه‌گذاری خارجی برای توسعه میادین گازی کشور شده و همین امر چشم‌انداز افزایش تولید گاز در کشور را مبهم کرده است. از سوی دیگر میادین گازی در کشور کم کم دچار افت فشار می‌شوند و کاهش تولید از آنها آغاز شده است و زنگ خطر را به صدا در آورده. هم توسعه میادین جدید گازی و هم جلوگیری از افت فشار، نیازمند سرمایه‌گذاری و فناوری خارجی است که در شرایط تحریم، تقریبا غیرممکن است. آیا رئیس محترم مجلس به این موضوع توجهی دارد و اصولا آیا پیش از آنکه از نقش گاز در مقابله با تحریم سخن بگوید، درباره نقش تحریم در کاهش شتاب افزایش تولید گاز در کشور تحقیق کرده است؟!
دوم این که میزان مصرف در کشور ما به شدت رشد کرده که بخش اعظم آن حاصل عدم اجرای صحیح قوانین بهینه سازی مصرف انرژی در بخش‌های مختلف است. جالب اینجاست که در این حوزه کشور ما چندان مشکل کمبود قانون ندارد، بلکه مشکل اجرا و نظارت دارد. دو وظیفه مهم مجلس، قانونگذاری و نظارت است. آقای قالیباف که برای صنعت گاز کشور نسخه می‌پیچد و گویا اصلا اطلاعی از رشد مصرف داخلی و کاهش سرمایه‌گذاری در توسعه میادین گازی یا جلوگیری از کاهش تولید گاز ندارد، بهتر است به این پرسش پاسخ دهد که مجلس برای نظارت بر اجرای صحیح قوانین در حوزه بهینه‌سازی مصرف انرژی از جمله گاز چه کرده است و وظیفه نظارتی خود را در این حوزه چگونه انجام داده است؟
کلی‌گویی، فراموش کردن مشکلات اصلی صنعت نفت همچون تحریم و نسخه پیچی برای صنعت گاز بدون احاطه به شرایط کلی این صنعت در شرایط کنونی، تنها برای پر کردن وقت سخنرانی مناسب است و عملا تاثیری در بهبود اوضاع ندارد. آقای قالییاف و همکارانشان در مجلس اگر فرصت کردند، برای نظارت بر اجرای صحیح قوانین حوزه بهینه‌سازی مصرف انرژی تلاش کنند و در کنار کارهایشان، نقش تحریم را در بلایی که بر صنعت نفت و گاز این مملکت نازل کرده، فراموش نکنند.