به احیای مذاکرات برجام خوش بین باشیم یا بدبین

حسن لاسجردی
در روزهای اخیر درمیان حجم زیاد اخبار مربوط به اظهار نظرها و پیام‌ها وتحلیل‌های متنوع آنچه برای مردم ما اهمیت دارد اینست که چقدر می‌توان به احیای برجام دل بست و امیدوار بود.
در میان تحلیلگران و صاحب نظران میدان دیپلماسی و عرصه سیاست خارجی درخصوص احیای برجام می‌توان به وضوح دو دیدگاه را مشاهده کرد که برخی به احیای تمام قد آن و بعضی دیگر به نابودی کامل آن نظر دادند.
طرفداران احیای برجام معتقدند که ضرورت‌های روزگار و نگاه‌های دوطرف اصلی گفت‌وگوها یعنی ایران و آمریکا برای دادن فرصت به دیپلماسی در کنار راهکار جدید حل بحران به همراه نقش آفرینی مردان سیاست خارجی اتحادیه اروپا در این آورده گاه نشان از آن دارد که هنوز مذاکرات می‌توان نقشه راه باشد و چالش‌ها با نگاهها و انعطاف عناصر مصلحت اندیش، اختلافات را از صحنه دور کرد و جای آن به راه حل‌های مرضی الطرفین اندیشید.
مخالفان برجام نیز معتقدند که فاصله نامحدود بین نگاه ایران و آمریکا در موضوعات مهم جهانی و منطقه ای و حساسیت‌های برخی مردان دولت سیزدهم در نوع نگاه به برجام در کنار بدعهدی غربی‌ها در بهره‌مندی ایران از این توافق در کنار مداخلات سیاسی آژانس در نبستن عالانه پرونده هسته ای ایران همه عواملی ست که نتیجه مذاکرات را به ابهام و استیصال می‌کشاند.
اگرچه اخبار متناقض فضای روزهای اخیر را پر کرده و در چنین فضایی برخی خوش‌بینانه به موضوع مذاکرات نگاه کردند و در مقابل بعضی دیگر خواسته‌های بسیار متفاوت و اصرار بر مواضع طرفین اصلی مذاکرات یعنی ایران و آمریکا را نشانه وجود تنش‌ها در روابط طرفین و نتیجه ندادن مذاکرات دانستند اما آنچه مسلم است اینکه این موضوع مهم نمی‌تواند بی‌نتیجه پایان یابد یا طرفین مذاکرات این پرونده را در شرایط فعلی به نقطه مطلوب خود نرسانند و آن را رها کنند.
با این مقدمات نگارنده براین باور است که نشانه‌های خوش بینی مبنی بر به نتیجه رسیدن مذاکرات بدلایل و عوامل مختلف بیشتر از بدبینی به آن است چرا که با شمردن برخی عناصر میتوان به چنین رویکردی بیشتر امیدوار بود از جمله:
- تداوم مذاکرات و ارائه نقطه نظرات جدید و حتی انعطاف در خواسته‌ها و شروط مذاکره کنندگان اصلی خود نشانه توجه بیشتر به دیپلماسی است
- میدان داری اتحادیه اروپا و تبادل پیام و دادن پالس‌های گوناگون از میان گفته‌ها و اسناد و توافق‌های شفاهی و غیر شفاهی همه دال بر تداوم دیپلماسی تا رسیدن به نتیجه است
- ادبیات مقامات دو طرف اصلی مذاکرات نشانگر پیشی گرفتن نگاه اولویت دیپلماسی بر هر عنصر دیگری است چنانکه در برخی اظهارات مقامات مهم ایران و آمریکا در چند روز اخیر مشاهده کردیم
- مقامات مهم دو طرف اصلی منازعه در هفته‌های اخیر بویژه بعد از سفر مهم بایدن و پوتین به منطقه از ملاحظات بیشتری در اعلام مواضع داشته و آمادگی خود را برای اولویت بخشی به مذاکرت سازنده اعلام کردند
- تاثیرات مقطعی و بلند مدت مذاکرات سازنده قبلا نیر اثرات موثر و حتی کوتاه مدت خود را در زمان اوباما نشان داده و دو طرف با یک تجربه عینی پا به میدان گفتگوها می‌گذارند، لذا همه ملاحظات را حساب خواهند کرد
- شرطی شدن بسیاری از جنبه‌های حیات سیاسی و اقتصادی بازیگران موثر در مذاکرات هسته ای شرایطی را فراهم کرده که اینان نمی‌توانند از تاثیرات این مهم بر شریان حفظ صلح و ثبات در جهان چشم پوشی کنند
سخن آخر اینکه همه باید این واقعیت را بپذیریم که بدلایل و عوامل مختلف و با وجود اختلاف دیدگاه‌ها در جامعه، موضوع مذاکرات هسته‌ای توانسته جامعه را به دوقطب موافق و مخالف خود تبدیل کند ولی با همه این احوال نمی‌توان فکر مردم را از برجام و تحریم‌ها منصرف ساخت، چرا که برجام و تحریم‌ها به مسأله مهم زندگی مردم تبدیل شدند و در این اوضاع وظیفه حاکمیت سروسامان دادن به زندگی مردم و حفظ مصالح و منافع کشور است.
البته همه این خوش بینی‌ها برخاسته از شرایط و اقتضائات روزگار پرنوسان ماست و برای همین بیشتر احاد جامعه علاقمند به ثمر رسیدن گفت‌وگوها با هدف تغییر در زندگی خود هستند ولی نباید اصل غافلگیری در نظام بین الملل را فراموش کرد که امیدوارم هرگز چنین نشود.
منبع: خبرآنلاین