جنگ دوازده روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی و آمریکا و همچنین فعال شدن «مکانیسم ماشه» از سوی تروئیکای اروپایی، بار دیگر فضای سیاسی و اجتماعی کشور را به سمتی سوق داده که افکار عمومی و تحلیلگران در شبکههای اجتماعی، تصمیمات و نحوه مدیریت سیاست خارجی دولتهای یازدهم و دوازدهم و حتی دولتهای پیش و پس از آن را به نقد میکشند.
با این حال، فراتر از نقد دولتها باید به نکتهای مهمتر توجه داشت و آن اینکه آرامش و رفاه مردم از هر دولت و دولتمردی ارزشمندتر است. امروز که این یادداشت نگاشته میشود، نرخ ارز از مرز یکصد هزار تومان عبور کرده و طلا و سکه هر روز رکوردهای تازهای به ثبت میرسانند.
در چنین شرایط حساسی، اگر ظرف یک ماه آینده توافقی با سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان حاصل نشود، بازگشت قطعنامههای 1696، 1737، 1747، 1803، 1835 و 1929 مطابق مفاد برجام دور از انتظار نخواهد بود.ایران خانه و مأمن بیش از ۸۰ میلیون انسان است؛ انسانهایی که زیر این آسمان با هزاران امید و آرزو زندگی میکنند. هرکس در این برهه بتواند راهی برای بهبود معیشت مردم بگشاید، بیتردید مورد حمایت ملت و در حافظه تاریخ این سرزمین ماندگار خواهد شد.اکنون زمان گروکشیهای سیاسی نیست.
آنچه اهمیت دارد اتحاد و همدلی ملی برای خنثیسازی برنامهها و طرحهای دشمنان خارجی است. امروز میدانیم که آمریکا، اسرائیل و برخی دولتهای اروپایی با وعدههای رنگارنگ در پی ایجاد آشوب و تبدیل ایران به زمینی سوختهاند. هدف آنان چیزی جز نابودی زیرساختها و سرمایههای کشور نیست.
باید بپذیریم که در جهان سیاست دوستی صادقانه معنی ندارد و در این باره میان شرق و غرب تفاوتی نیست؛ حال که چنین است پس باید هوشیارانه کشور را از گزند دشمن در امان داریم و بیش از هر زمان دیگر نیازمند وحدت ملی
هستیم.
سیاستمداران باید برای تقویت ریشههای صلح و آرامش اجتماعی بیش از گذشته بکوشند و مردم نیز با هوشیاری و ایستادگی، شعار «تا پای جان برای ایران» را در عرصه عمل متجلی سازند.