ادامه از صفحه 1
۳. بازگشت به میز مذاکره از مجرای جدید (سناریوی خوشبینانه): این سناریو اگرچه در حال حاضر کم احتمال به نظر میرسد، اما غیرممکن نیست. در این حالت، طرفین پس از مدتی تقابل، به این درک میرسند که بنبست موجود به نفع هیچیک نیست. یک بحران امنیتی (مانند درگیری در خلیج فارس) یا تغییر دولت در یکی از طرفین (به ویژه در آمریکا) میتواند محرک این سناریو باشد. مذاکرات جدید احتمالاً محدود به موضوع هستهای نخواهد بود و مسائلی مانند برنامه موشکی ایران و نقش منطقهای آن را نیز در بر میگیرد. اروپا در این سناریو ممکن است نقش میانجی گری خود را این بار بین تهران و واشینگتن، با چارچوبی وسیعتر، از سر گیرد.
راهکارهای ممکن برای عبور از بحران برای جلوگیری از وقوع سناریوی فاجعه بار اول و حرکت به سمت سناریوی سوم، اقدامات عملی از سوی هر دو طرف ضروری است:
از سوی اروپا:
۱. تفکیک سیاست از آمریکا: اروپا باید برای بازیابی اعتبار خود، نشان دهد که میتواند یک سیاست مستقل و مبتنی بر منافع خود در قبال ایران تدوین کند، حتی اگر این سیاست در برخی جهات با واشینگتن در تضاد باشد.
۲. ارائه مشوقهای ملموس: اگر مذاکرات جدیدی آغاز شود، اروپا باید بتواند بستهای اقتصادی و سیاسی قانعکننده (مانند تضمین خرید نفت، سرمایهگذاری در زیرساختها و همکاریهای فناورانه) ارائه دهد که ایران را به ماندن در توافق ترغیب کند.
۳. دیپلماسی گام به گام: پیشنهاد یک «توافق موقت» یا مذاکره بر سر یک چارچوب کوچکتر (مانند توقف فعالیتهای هستهای خاص در ازای کاهش محدود تحریمها) میتواند فضای اعتماد از دست رفته را بازسازی کند.
از سوی ایران:
. شفافیت هستهای: همکاری کامل و شفاف با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حتی در شرایطی که برجام عملاً از بین رفته، میتواند هزینه دیپلماتیک فعالسازی مکانیسم ماشه برای اروپا را افزایش دهد و فضایی برای مانور ایجاد کند.
دیپلماسی فعال منطقهای: کاهش تنشها با همسایگان عربی و نشان دادن انعطاف در مورد مسائل منطقهای میتواند یکی از اصلیترین بهانههای اروپا برای سختگیری را از بین ببرد.
. تنوع بخشیدن به شرکای بینالمللی: اگرچه ایران به دنبال شرکای جدید در شرق (چین و روسیه) است، اما باید هوشیار باشد که وابستگی بیش از حد به این کشورها نیز میتواند اهرم فشار آن را در برابر غرب کاهش دهد. حفظ کانالهای ارتباطی با اروپا، حتی در سطح پایین، برای حفظ گزینهها ضروری است.
نتیجهگیری
فعالسازی مکانیسم ماشه، صفحه شطرنج روابط ایران و اروپا را به کلی تغییر داده است. این رابطه اکنون در تاریکترین و پیچیدهترین مرحله خود در دهههای اخیر قرار دارد. آینده این رابطه نه تنها به اقدامات و عکسالعملهای تهران و بروکسل، بلکه به تحولات گستردهتری مانند نتیجه انتخابات آینده در آمریکا، تحولات امنیتی در خاورمیانه و همچنین تحولات داخلی در ایران وابسته است. با این حال، یک واقعیت غیرقابل انکار است: اروپا و ایران به عنوان همسایگان ژئوپلیتیکی، ناگزیر از همزیستی در یک جهان پرآشوب هستند. اگر خردمندی و منفعتطلبی عاقلانه بر احساسات و کینهتوزی غلبه کند، شاید بتوان از میان خاکسترهای برجام و مکانیسم ماشه، چارچوب جدید و بادوامی برای تعامل ساخت که منافع حداقلی هر دو طرف را تأمین کند. در غیر این صورت، دورهای طولانی از بیثباتی و تقابل در انتظار دو طرف خواهد بود.