۰
سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۴۱

آیا تراختوری های اصیل باید از رفت و آمد مربیان خوشحال باشند؟

شهرام اصغری
پس از جان توشاک، محمدرضا مهاجری و محمد تقوی دوباره یک مربی جدید با مدیران تراکتور سازی به توافق رسید تا جورج لینکز هم به عنوان سرمربی جدید تراکتورسازی سر از تبریز درآورد و معلوم شود مدیران فعلی این تیم نمی توانند تیم را از نظر فنی به یک مربی سرشناس بسپارند و به او زمان 5 ساله نه! بلکه یک یا دو ساله بدهند تا با آرامش خاطر بتواند برنامه هایش را در تیم پیاده سازد.
آیا تراختوری های اصیل باید از رفت و آمد مربیان خوشحال باشند؟
پس از جان توشاک، محمدرضا مهاجری و محمد تقوی دوباره یک مربی جدید با مدیران تراکتور سازی به توافق رسید تا جورج لینکز هم به عنوان سرمربی جدید تراکتورسازی سر از تبریز درآورد و معلوم شود مدیران فعلی این تیم نمی توانند تیم را از نظر فنی به یک مربی سرشناس بسپارند و به او زمان 5 ساله نه! بلکه یک یا دو ساله بدهند تا با آرامش خاطر بتواند برنامه هایش را در تیم پیاده سازد.
باشگاه تراکتورسازی در ابتدای فصل با سر و صدای زیادی جان توشاک، سرمربی ولزی را به خدمت گرفت تا در ادامه نوبت به محمد تقوی برسد و به عنوان یک مربی ایرانی ساکن خارج با سر و صدای زیادی به کشور برگردد و او هم در این تیم پرطرفدار نتواند دوام بیاورد و دوباره پروسه روز از نو، روزی از نو تکرار شود!
همه می‌دانیم دلیل اصلی موفقیت یک تیم وجود ثبات و آرامش در سطوح مربیگری و مدیریت است که می توان امیدوار بود تیم صاحب برنامه و ساختار شود اما متأسفانه تراکتورسازی با این همه ظرفیت و پتانسیل بالا مدام دچار تغییرات می شود و به بیراهه می رود.
همانطور که شاهد بودیم نمایندگان اصفهانی، در سالیان اخیر با ثبات مدیریت و یکدلی بود که در مسابقات آسیایی خوش درخشیدند و حتی تیم سپاهان در مقطعی به جام باشگاه های جهان راه یافت که تراکتورسازی هم به اذعان اکثر کارشناسان از پتانسیل بالایی در این زمینه برخوردار است. ما تبریزی ها اصفهان را به عنوان نصف جهان قبول نداریم اما باید قبول کنیم در سطوح مدیریتی و تصمیم گیری واقعاً از مدیران اصفهانی فاصله داریم. باید قبول کنیم در سطوح مدیریتی ضعف‌های زیادی داریم که مانع از موفقیت مان در پله های آخر می شود. در اصفهان اگر یک تیم یا مدیری موفق شود همه به او کمک می‌کنند تا این موفقیت‌ها ادامه داشته باشد اما ظاهراً این موضوع در تبریز برعکس است و وقتی مدیر، مربی یا تیمی به اوج  موفقیت و پله های آخر می رسد، برخی دوست دارند او را به زمین بزنند! ما برای نیل به موفقیت باید این نگاه و تفکرمان را تغییر دهیم که در چنین جاهایی موفقیت یک مربی یا مدیر مهم نیست بلکه موفقیت تراکتورسازی تبریز و شادی خیل هواداران این تیم مهم است.
چرا فردی چون صادق درودگر که با کوله باری از تجربه، علم و مهارت به تبریز پای گذاشته بود فورا مجبور به استعفا شد؟! چرا باید مدیری چون درودگر که اصلیت آذری و تجارب زیادی هم دارد نتواند در این تیم کار کند؟
چرا کار در تیم‌های تبریزی مخصوصا تراکتورسازی برای هر مدیر یا مربی امکان پذیر نیست؟ چرا مدیران نمی‌توانند با برنامه های چند ساله باشگاه را اداره کنند یا یک مربی چرا نمی تواند با برنامه پنج یا حتی ده ساله به باشگاه بیاید و از استعدادها و ظرفیت‌های عظیم باشگاه استفاده کند؟ هواداران هرگز فراموش نمی کنند که تبریز در لیگ برتر نماینده ای نداشت و با چه خون دلی بالاخره نام نمایندگان آذربایجان هم به جمع حرفه ای های لیگ اضافه شد. حالا چرا برخی آن روزها را فراموش کرده اند و قدر این روزها را نمی دانیم؟
یادمان نرفته در سال های نه چندان دور، بازیکنان آذری همچون باقری، دین محمدی، خطیبی و ... در تیم ملی خودنمایی می‌کردند اما اکنون چرا این مسئله دیگر مثل سابق به چشم نمی‌آید؟
چرا مربیانی که با این همه سر و صدا، شادی، جشن و اسپند به تبریز می آیند، فورا از این تیم جدا می‌شوند و نتیجه نمی‌گیرند؟! چرا همه هواداران، خبرنگاران و اهالی رسانه، مسئولان تیم و تماشاگران به سرمربی یا مدیران باشگاه کمک نمی کنند تا تراختور بتواند از ظرفیت بالای خود نتیجه بگیرد و به آرمان ها و ایده آل هایش دست یابد؟ آیا نهایت آرزوی هواداران، حضور تراختور در مسابقات آسیایی به صورت زنگ تفریح است؟
 همه می‌دانیم این تیم در مسابقات آسیایی واقعا ظرفیت بالقوه ای دارد فقط افسوس که قدر این همه استعدادها را نمی دانیم و خودزنی می‌کنیم.
این همه مربی با سر و صدا و با تیر و تفنگ و به قول فتح الله زاده با بمب و ترقه به تبریز می آیند اما همین مربیانی که خودشان به آنها اعتماد می کنند، فورا برکنار می شوند یا مجبور به استعفا می شوند. واقعا کجای کار ما ایراد دارد و در پشت پرده باشگاه تراکتورسازی چه می گذرد؟!
چرا قراردادهای این مربیان مطرح اغلب در ترکیه منعقد می شود؟ آیا خدای ناکرده باشگاه فقط به دنبال مسائل تبلیغاتی و انفجار بمب رسانه ای است؟ آیا باشگاه اهداف اقتصادی و پروژه های خاصی را دنبال می کند که ما از آن خبر نداریم؟
البته داشتن فعالیت اقتصادی به صورت شفاف و به نفع فوتبال مانعی ندارد اما آیا واقعاً هوادار و دوستدار اصیل فوتبال تبریز و ایران نتیجه این فعالیت ها را می بیند و اینکه مدیریت باشگاه تا چه حد به تراکتورسازی نگاه فنی و فوتبالی دارد؟
این نگاه باید در دراز مدت و در نتایج تیم کاملا نمایان باشد و هواداران نیز احساس غرور کنند و با عزت و افتخار پرچم تراختور را به اهتزار درآورند.
آیا مدیران فعلی تراکتورسازی خبر دارند که تا چه اندازه تا این جا به جایی ها و تغییر مربیان به تیم ضربه می‌زند؟ چه کسانی یا کدام گروه از این جابجایی ها و رفت و آمدها سود می برند؟
حالا یک سوال راحت اما کلیدی از بوقچی های تراختور بپرسیم؛ آیا شما به موفقیت سرمربی جدید و بلژیکی تیم کاملا اطمینان خاطر دارید که نیامده این چنین جشن گرفته اید و سر صدا می کنید و از او اینچنین استقبال کرده اید؟! مگر در جذب مربیان قبلی هم اینچنین شادی نمی کردید؟ پس چه شد که آنها فرار را بر قرار ترجیح دادند؟ هوادار واقعا باید با بینش و آگاهی خاصی از یک مربی یا مدیر حمایت کند و بوق بزند. اینکه هواداران به خاطر برخی مسائل بخواهند شعار برخی بوقچی های توجیه شده را تکرار کنند و از یک مربی در مقطع خاص حمایت کنند و همان مربی را در مقطعی دیگر به زمین بکوبند، اصلا کار پسندیده و حرفه ای نیست. (در کشور ما هنوز برخی هواداران و بوقچی هایشان در شهرهایی چون آبادان، قائم شهر و ... نگاه حرفه ای به فوتبال ندارند و ضربه اش را هم می بینند).
کدام هوادار مطمئن است که جورج لینکز چند روز یا چند ماه در تبریز دوام می آورد که این چنین از آمدن این مربی به تبریز جشن گرفته و ویدیوی آن را منتشر کرده اند؟
نگارنده که به ‌عنوان یک آذری زبان و هوادار تراکتور، هرگز از بابت نحوه جذب این مربی در میانه فصل و این سر صداها و دیدن ویدیو ها و شادی های نمایشی هواداران، خوشحال نخواهم شد! ما اگر خواهان موفقیت و ترقی تراختور هستیم باید همه به فکر منافع تراکتورسازی باشیم نه منافع شخصی مان. همه باید به عشق پرچم تراکتور تلاش کنیم و فریاد بزنیم نه اینکه ناخواسته یا آگاهانه در حمایت از یک مربی ۶۹ ساله اینچنین شروع به شادی کنیم و خواسته های افراد یا گروهی خاص را برآورده سازیم. بی شک چنین رفتارهایی به نفع فوتبال آذربایجان نیست.
 
کد مطلب: 101168
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *