این روزها بحث جنگ ایالات متحده آمریکا و ایران جزء مباحث روز شده است. آمریکا ناوگانهای متعددی را روانه خلیج فارس کرده است. همه میدانند آمریکا بهدنبال ایجاد توازن منطقهای در خاورمیانه به نفع اسرائیل است و یکی از وزنههای توازن منطقه جمهوری اسلامی ایران است.
باید بدانیم که ابتدا در خاورمیانه دو حکومت عثمانی و ایران وجود داشت که عثمانی شامل عراق و سوریه و ترکیه امروزی میشد و ایران تقریبا شامل افغانستان و پاکستان و تاجیکستان و قرقیزستان و ایران امروزی میشد که با فروپاشی عثمانی منطقه خاورمیانه به نظام موازنه قوا تغییر شکل داد که چند دولت به وجود آمدند که هرکدام با ائتلاف و رقابت مانع برتری یک حکومت به حکومتی دیگر میشدند.
در خاورمیانه عربستان، ایران و مصر، ترکیه و عراق بخشی از این موازنه قدرت بودهاند که یا با تجارت نفت یا با اتحاد شرق و غرب این موازنه قدرت را حفظ کردهاند مثلا بعد از سقوط صدام حسین، اعراب و رژیم اشغالگر قدس با اتحادشان در برابر ایران موازنه نظم خاورمیانه را حفظ کردند که ایران وزنه سنگین منطقه نباشد.
اما همیشه ضعف خاورمیانه در این بوده که اثرگذاری در سایر نقاط جهان را نداشته و فاقد یک قدرت قوی منطقهای است به همین دلیل ایران و عربستان ترکیه فقط در برهههایی قدرت منطقهای محسوب میشوند و همیشه باید در اتحاد با ابرقدرتی غربی (بریتانیا_انگلستان_آمریکا_اروپا) یا شرقی (کره شمالی_ چین_ روسیه) باشند تا هویت و ژاندارم منطقهای بودن خویش را اثبات کنند که به عنوان مثال در دوران پهلوی، ایران در اتحاد با آمریکا و بلوک غرب بود.
چون در خاورمیانه قدرت بزرگی وجود ندارد پس خاورمیانه دچار نظم منطقهای میشود، نظمی که وابسته به نظم بینالمللی است به همین دلیل نظم خاورمیانه به شدت تابع نظم بینالمللی است به همین دلیل وقتی جهان به سمت بلوک غرب و شرق میرود کشورهای خاورمیانه هم هر کدام تابع یکی از این قدرتها میشوند و خود را نماینده آن بلوک در خاورمیانه معرفی میکنند و خود را در چارچوب سیاستها و موضعگیریهای آن بلوک تعریف و بازتعریف میکنند که گاهی امارات و عربستان و ترکیه در نقش متحد آمریکا ظاهر میشوند و ایران نماینده چین و روسیه میشود.
بعد از فروپاشی شوروی اکثر کشورهای خاورمیانه در اتحاد غرب تعریف شدند و تلاش کردند خود را نماینده بلوک غرب معرفی کنند و تنها کشوری که فقط با بلوک شرق همکاری متقابل دارد و در اتحاد یک سوی با بلوک غرب یا شرق نیست و در منطقه مستقل است جمهوری اسلامی ایران بوده که به عنوان آخرین کشور سراغش آمدند تا در این توازن منطقهای ابتدا با تحریم و مذاکره و سپس با جنگ و ترور و نارامیهای داخلی به اتحاد آمریکایی بپیوندد که اگر این اتفاق بیفتد نظمی در خاورمیانه شکل میگیرد که هیچ کشوری خارج از اراده آمریکا نمیتواند عمل کند؛ شبیه یک دهکده منطقهای که کدخدایش آمریکاست در واقع منطقه خاورمیانه تبدیل به یک منطقه با بازیگرانی تابع میشود که سرنوشتشان نه با اقدامات و موضعگیریهای منطقهای توسط خودشان تعیین میشود بلکه با تصمیمات فرامنطقهای در غرب و خاصه در آمریکا تعیین نقش میشوند مثل سال 1320 بعد از رضا شاه که چرچیل و رزولت و استالین برای ایران تصمیم گرفتند که محمدرضا پهلوی به جای رضا پهلوی تاجگذاری کند و ایران دوران پهلوی پر است از بیموازنه بودن و بیاثر بودن.
اکنون اگر جمهوری اسلامی ایران در جنگ با آمریکا شکست بخورد و در اتحاد کامل با آمریکا برود در این صورت فقط اسرائیل بیشترین رشد را خواهد داشت زیرا تا قبل از این اتفاق اسرائیل برای تقابل با ایران و اعراب مجبور بود وابستگی به آمریکا داشته باشد اما دیگر اسرائیلی که بمب اتمی دارد و آنقدر لابیهای قدرتمندی در آمریکا و اروپا و کشورهای غربی دارد که در انتخابات آمریکا هم اثرگذارست طبیعتا در خاورمیانه به یک هژمونی تبدیل میشود اما بازنده این نظم اعراب و ترکیه هستند.
زیرا فاقد قدرت درونی میباشند که مقابل اسرائیل بتوانند بایستند و موازنه قدرت را حفظ کنند چون حکومتهایشان بر پایه پادشاهی و قبیلهایست که بدنه حمایت مردمی در هنگامه ایستادن مقابل اسرائیل را ندارد و همچنین فاقد علم هستهای، موشکی و تسلیحاتی هستند به عنوان مثال اعراب منطقه دارای f35هایی هستند که بدون دریافت کد رمز از ارتش آمریکا روشن نمیشود برعکس ایران که شاید مخالفینی و منتقدان و اپوزیسیونهایی همچون همه حکومتها و همه جای دنیا دارد که با توجه
به وسعت جغرافیایی و تفاوت نگرشها چیز رایجی است اما پشتوانه حمایت مردمی در هنگامه ایستادن مقابل اسرائیل را دارد که نمونهاش حمایت مردم در جنگ دوازده روزه و حتی نیروی نظامیاش هم از مردم است.
همچنین ایران دارای قدرت موشکی و هستهای مجزاست که این خودش در برابر بمب اتم اسرائیل بازوی تنظیم کننده توازن منطقه محسوب میشود در واقع جمهوری اسلامی ایران اکنون تنها تعیینکننده قدرت موازنه در برابر اسرائیل و منطقه خاورمیانه است، که اگر در جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، آمریکا به برتری برسد دیگر شاهد نظم موازنه منطقهای در خاورمیانه نیستیم و اعراب قدرت خویش را از دست میدهند زیرا نفت ایران و ونزوئلا توسط آمریکا استخراج و پالایش و به فروش میرسد و دیگر اعراب تنها ابزارشان که قیمت گذاری و فروش نفت به دنیا بود را از دست میدهند و اگر در این جنگ ایران بدون اینکه تمامیت ارضی خویش را از دست بدهد متحد آمریکا بشود مجبور است در اتحاد با آمریکا خلع سلاح نظامی و موشکی و هستهای بشود و همچنین صلح ابراهیم را همچون سایر کشورهای منطقه بپذیرد همچون سوریه بعد از بشار اسد که در دوران جولانی صلح ابراهیم را پذیرفت و اجازه داد زیرساختهایش توسط اسرائیل بمباران بشود و از بین برود تا در اتحاد آمریکا و بلوک غرب قرار بگیرد و در برابر اسرائیل قرار نگیرد و امروزه اعراب و ترکیه و کشورهای مسلمان که قدرت و نقش ژیوپولیتیکی خویش را در چارچوب اتحاد آمریکا هر روز کمرنگتر میبینند تنها امیدشان برای توازن نظم منطقهای قرار نگرفتن ایران در چارچوب اتحاد آمریکاست تا ایران با اتحاد شرقی و اسلامی خویش این توازن را در خاورمیانه حفظ کند به همین دلیل ترکیه و قطر و عربستان از ایجاد جنگی که موجب تضعیف جمهوری اسلامی ایران در منطقه بشود بیم دارند زیرا ایران آنچنان دارای قدرت گفتمانیست که چین و روسیه به حمایتش ناو به سمت خلیج فارس روانه میکنند و جمهوری اسلامی ایران با عراق صدام و لیبی قذافی، مادوروی ونزوئلا و حسنی مبارک مصر که تجمیع قدرت در یک نقطه باشد تفاوت دارد زیرا در جمهوری اسلامی ایران سطح دموکراسی طوریست که حتی یک فرماندار و استاندار و رئیس شورای شهر قدرت تصمیمگیری مجزا از قوه مجریه را دارد که این دموکراسی مردمی خودش قدرت منطقهای محسوب میشود.
یکی از عوامل مهمی که مانع شکلگیری اسرائیل از نیل تا فرات در منطقه است عدم تجزیه کشورهای خاورمیانه میباشد که اگر ایران در جنگ با آمریکا شکست بخورد کردستان ترکیه، سوریه و ایران و عراق یک منطقه برای خویش تشکیل میدهند که این تهدیدی برای ترکیه ایست که یک سوم مردمش کرد هستند و بعد از خلع صلاح شدن ایران و از بین رفتن قدرت درونی اش، تجزیه شدن ایران و سایر کشورها باعث میشود اسرائیل با قدرت بمب اتمی و نفوذ لابیهای صهیونی و کشورهای تجزیه شده ضعیف که زیرساختی ندارند بدون رقیب به رویای اسرائیل بزرگ دست پیدا کند و به هژمونی منطقهای برسد. پس ایران آخرین سنگر مسلمانان در برابر افزایش قدرت اسرائیل در منطقه است.