۰
پنجشنبه ۱۲ شهريور ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۰۰

انتظارات مردم از شُعام

مسلم سلیمانی
انتظارات مردم از شُعام
کشور در برهه‌ای خطیر و حساس به‌سر می‌برد و در این میان، رسالت شورای عالی امنیت ملی (شُعام) نقشی بنیادین، سرنوشت‌ساز و بی‌بدیل است. یک تصمیم مدبرانه و به‌موقع می‌تواند کشور را به اوج اقتدار و ثبات برساند، و خدای‌ناکرده تصمیمی دیرهنگام یا ناصواب، هزینه‌هایی جبران‌ناپذیر بر پیکره نظام و میهن تحمیل خواهد کرد.
امروز کشور در وضعیت نامتوازن «نه صلح، نه جنگ و در عین حال درگیر جنگ» قرار دارد؛ شرایطی فرساینده که استمرار آن در هیچ‌یک از ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به سود منافع ملی نیست. فرسایشی شدن منازعه راهبردی عاقلانه نیست. هنگامی که محاسبات اولیه خصم (به سردمداری ترامپ) بر مبنای تصرف یا تسلیم کشور در کوتاه‌مدت بود و ایران مقتدر توانست با مقاومت هوشمندانه، بازه جنگ را طولانی کرده و ضرباتی مهلک بر منافع و ماشین جنگی دشمن وارد سازد، هنر حکم‌رانی و تدبیر راهبردی ایجاب می‌کرد که این آوردگاه در نقطه اوج دستاوردها و با یک «صلح شرافتمندانه و از موضع عزت» مدیریت شود؛ دقیقاً مشابه گزاره تاریخی و چهاردهه‌ای که مطرح است ایران پس از فتح خرمشهر و تثبیت اقتدار خود، می‌بایست جنگ را در موضع پیروزی خاتمه می‌داد.
پرواضح است که دستیابی به صلح پایدار به‌معنای تحقق مطلق تمامی مطالبات یک‌طرفه و نادیده گرفتن واقعیات میدان نیست. ذات دیپلماسی راهبردی، بده‌بستان عقلانی و موازنه‌سازی در امتیازات است؛ در غیر این‌صورت، افق پایداری از صلح و ثبات رخ نخواهد داد. به‌ویژه در برابر هماوردی که از حیث دسترسی‌های تسلیحاتی و فاصله جغرافیایی با ما نامتقارن است و استمرار فرسایش، آسیب‌های عینی به‌مراتب کمتری به عمق سرزمینی او وارد می‌کند. از این رو، تصمیم‌گیری باید بر بنیاد «واقعیات عینی میدان» استوار باشد، نه بیانات شعاری، غلوآمیز و هیجانی.
شُعام به‌عنوان عالی‌ترین رکن تصمیم‌سازی، تدبیر کلان و پیشنهاددهی به محضر فرماندهی معظم کل قوا، موظف به اتخاذ بهترین و نافذترین تصمیم‌هاست؛ اما این تصمیم صائب چگونه دست‌یافتنی است؟
نخستین گام، درک عمیق، جامعه‌شناسانه و واقع‌بینانه از بدنه جامعه است؛ نباید جامعه بزرگ و چندوجهی ایران را منحصر به تریبون‌های رسمی یا تصویرسازی‌های رسانه‌ای پنداشت. جامعه امروز ایران را می‌توان در سه لایه تبیین کرد:
۱. اقلیت افراطی جنگ‌طلب: منظور دلاورمردان و ایثارگرانی که مخلصانه با جان و مال از کیان وطن دفاع می‌کنند نیست؛ بلکه مدعیانی هستند که سخنان تحریک‌آمیز و آتشین‌شان هیزم بر آتش جنگ می‌ریزد، اما در گرماگرم معرکه و هنگام پرداخت هزینه‌های عینی، غایبان همیشگی صحنه‌اند.
۲. اقلیت افراطی ساختارشکن: جریانی که در آرزوی تسلیم و فروپاشی کشور به‌دست بیگانگان است. جالب آنکه کنش‌های افراطیون گروه اول نیز عملاً مسیر همین طیف را هموار می‌سازد، هرچند هر کدام مأموریت متفاوتی را بازی کنند. هر دو اقلیت از تریبون‌ها، پروپاگاندای تبلیغاتی و شیوه‌های تخدیر روانی برای غبارآلود کردن فضا بهره می‌برند.
۳. اکثریت نجیب جامعه (بیش از ۸۵ درصد ملت): اکثریتی که در منظومه منافع این دو اقلیت جای ندارند؛ انسان‌هایی شریف که خواهان امنیت پایدار، زیست عزتمندانه و پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی‌اند. مردمی که می‌خواهند فردا بر مبنای منطق، حساب‌وکتاب و تدبیر روشن اداره شود، نه آنکه روزگارشان در تلاطم شوک‌ها و رخدادهای ناگهانی بگذرد.
شُعام می تواند با تمسک به صلابت، شجاعت در تصمیم، عقلانیت انقلابی و صیانت از عزت ملی، این اکثریت خاموش و وفادار را مدار تصمیم‌گیری قرار دهد و در فردای پس از نبرد، منافع، معیشت و ثبات این ۸۵ درصد را تضمین و تأمین نماید. هرگونه تصمیم‌گیری یا مشاوره‌ای که به فرسایش سرمایه اجتماعی، نارضایتی عمومی و شکاف میان حاکمیت و مردم بینجامد، خواسته یا ناخواسته بازی در زمین دشمن خواهد بود.
جنگ لاجرم پایانی دارد؛ اگر منازعه‌ای که امروز می‌توان با تدبیر جمع کرد، به یک سال دیگر موکول شود، باید دقیق و ملموس محاسبه کرد که تداوم آن چه دستاوردی دارد و چه هزینه‌های هنگفتی برجای خواهد گذاشت. عقل منضبط و فقه حکمرانی حکم می‌کند: جنگ باید شرافتمندانه پایان یابد، به‌گونه‌ای که سرسوزنی از عزت و غرور ملی کاسته نشود و تمامی تدابیر حقوقی و دیپلماتیک جهت استیفای خسارات مادی و معنوی از متجاوز به کار گرفته شود.
 
کد مطلب: 270980
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *