۱۶
۲
جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۵۶
نگاهی به نامه نمایندگان کرد مجلس به کوچر بیرکار

اینها نمایندگان ملت ایران هستند یا نمایندگان تجزیه‌طلبان؟!

نمایندگان کرد مجلس شورای اسلامی ایران در نامه‌ای سرگشاده خطاب به کوچر بیرکار حرکت وی در تقدیم مدال «فلیدز» به «ملت کرد سراسر جهان» را حرکتی خوانده‌اند که در تاریخ ثبت و از ذهن فراموش نخواهد شد! آنان همچنین موفقیت بیرکار را به «ملت کرد» تبریک گفته‌اند و مغرضانه کوشیده‌اند، در سربرگ مجلس شورای اسلامی ایران و آنهم در سالگرد جنبش مشروطیت ایران، نه تنها هیچ نامی از ملت ایران نبرند که ملتی خیالی را جایگزین آن کنند!
نامه‌ی تبریک نمایندگان مجلس ایران به نمایندگی از ملت خیالی کرد به بیرکار
نامه‌ی تبریک نمایندگان مجلس ایران به نمایندگی از ملت خیالی کرد به بیرکار
نمایندگان کرد مجلس شورای اسلامی ایران در نامه‌ای سرگشاده خطاب به کوچر بیرکار حرکت وی در تقدیم مدال «فلیدز» به «ملت کرد سراسر جهان» را حرکتی خوانده‌اند که در تاریخ ثبت و از ذهن فراموش نخواهد شد! آنان همچنین موفقیت بیرکار را به «ملت کرد» تبریک گفته‌اند و کوشیده‌اند، در سربرگ مجلس شورای اسلامی ایران و آنهم در سالگرد جنبش مشروطیت ایران، نه تنها هیچ نامی از ملت ایران نبرند که ملتی خیالی را جایگزین آن کنند!
حال بماند که نام این جایزه «فیلدز» است نه «فلیدز»!
به گزارش «مردم‌سالاری آنلاین»، ماجرا از آنجا آغاز شد که چندی پیش، چهار ریاضی‌دان نشان فیلدز را که معتبرترین جایزه‌ی ریاضی جهان است دریافت کردند؛ یکی از این چهار تن که ربع این جایزه را ازآنِ خود کرد کوچر بیرکار از کردان ایرانی است. او پس از دریافت این جایزه آن را به ۴۰ میلیون کرد جهان تقدیم کرد تا خنده‌ی شادمانی هم‌میهنانش از این کامیابی بر لبان بماسد و نیز گفت که کرد بودن در ایران سخت است! کنون درنگریم که آیا به راستی چنان‌که بیرکار می‌گوید، و نمایندگان امضاکننده‌ی این نامه نیز بدان صحه گذاشته‌اند، بوده است؟
کوچر، یک سال مانده به انقلاب، در روستای نی از توابع مریوان در استان کردستان در خانواده‌ای تهیدست زاده شد. پدرش کشاورز و مادرش خانه‌دار بود. او که در تمام مدت تحصیلش، همچون دیگر ایرانیان هم‌سن و سالش، از امکانات رایگان آموزش برخوردار بود  دبیرستان را در مریوان به پایان رساند و سپس در دانشگاه تهران پذیرفته شد.
در دسته‌بندی سازمان
بیرکار از سختی کردبودن در ایران سخن می‌گوید، آری اگر او در عراق، ترکیه یا سوریه زندگی می‌کرد سخنش بیراه نمی‌نمود ولی به راستی او از چه حقی برخوردار نبوده است که دیگر ایرانیان: یک زاهدانی، یک بندرعباسی، یک اهوازی، یک تبریزی، یک رشتی، یک مشهدی یا یک تهرانی از آن برخوردار بوده‌اند؟! هر سختی‌ای که بوده برای همه بوده و هر خوشی‌ای هم که بوده برای همه بوده است.
سنجش، مریوان جزء مناطق محروم کشور است؛ مناطقی که از سهمیه‌بندی در کنکور برخوردارند؛ یعنی اگر رتبه‌ی کسی از این منطقه در کنکور ۳۰۰ باشد همتای رتبه‌ی ۱۰۰ منطقه‌ی یک لحاظ می‌شود؛ یعنی دولت ایران تبعیضی مثبت برای این شهروندان مناطق محروم قائل می‌شود تا آنان بتوانند به رغم کمبود امکانات پابه‌پای دانش‌آموزان دیگر مناطق کشور امکان پیشرفت تحصیلی و برخورداری از دانشگاههای معتبر ایران را داشته باشند، همان‌گونه که بیرکار داشت و توانست با شایستگی‌ای که داشت و به یاری این تبعیض مثبت راهی بهترین دانشگاه رایگانِ ایران، یعنی دانشگاه تهران شود و سپس در سال آخر کارشناسی با پول و هزینه‌ی ملت ایران راهی المپیاد جهانی ریاضیِ سالِ ۲۰۰۰ در انگلستان گردید و به رغم همه‌ی این پشتیبانیها حاضر شد با اینکه پرچمدار کاروان المپیادی ایران بود پشت پا به ملت خود بزند و در همان‌جا بی هیچ مشکل سیاسی و با این ادعا مورد ستم و تبعیض قومی است درخواست پناهندگیِ سیاسی از انگلستان بکند!
درحالیکه اگر  این آموزش و پرورش رایگان، برابری و بالاتر از همه تبعیض مثبت برای مناطق محروم نبود، پای کوچر حتی به دانشگاه سنندج هم بازنمی‌شد چه برسد به دانشگاه تهران.
این موضوع زمانی بیشتر فهمیده می‌شود که چنین موقعیتی را با موقعیت کردهای دیگر کشورها مقایسه کنیم. در ترکیه، برپایه‌ی قانون اساسی این کشور، چیزی به نام کرد اصلا به رسمیت شناخته نمی‌شود، چه برسد بدان‌که از حق و حقوقی همسان با سایر شهروندان ترکیه برخوردار باشند. نمونه‌ی احمد کایا، خواننده‌ی نامدار
نامه‌ی این نمایندگان این هشدار را به دولت  و ملت ایران می‌دهد، در زمانه‌ای که حتی برخی از نمایندگان مجلس با تجزیه‌طلبان هم‌آوا می‌شوند و با ادبیات همسان با گروههای تروریستی پژاک و کومله و دمکرات بخشی از ملت ایران را جدا کرده و منسوب به ملتی خیالی می‌کنند، باید بیش از همیشه هشیار باشند و در این برهه از زمان برای پاسداری از سرزمینی که برای هر وجب خاکش خون پاک شهیدی ریخته شده است با قاطعیت بیشتری برخورد کنند.
ترکیه، کافی است تا عمق این فاجعه و تبعیض را نشان دهد. احمد کایا که به گفته‌ی خودش ۴۰ سال ترکی سخن گفت و ترکی اندیشید و ترکی خواند زمانی که برآن شد ترانه‌ای به کردی بخواند او را به ۱۰ سال زندان محکوم کردند و رسانه‌های ترکیه بدترین دشنامها را بدو روا داشتند! در سوریه وضعی بدتر از ترکیه حکمفرماست تا آنجا که کردها تا پیش از جنگ داخلی حتی از حق داشتن شناسنامه و شهروندی سوریه نیز محروم بودند. وضعیت فعلی آنان نیز که مشخص است. وضعیت عراق را نیز کیست که نداند که در زمان صدام، رژیم خونخوار او چه ستمهایی که در حق کردان روا نداشت و در برابر، آغوش دولت و ملت ایران رو به این کردان عراقی گشوده بود. هر آن کرد عراقی، چه پیش و چه پس از انقلاب، که از آن سوی مرز به ایران آمد شهروندی ایران بدو داده شد، بچه‌های او از آموزش و پرورش رایگان برخوردار شدند و دیگر حقوقی که هر ایرانی دارد به آنان نیز اعطا شد. در حمله‌ی داعش به اقلیم کردستان عراق، به اعتراف خود بارزانی، اگر یاریهای نظامی و فکری ایرانیان نبود این اقلیم درجا سقوط کرده و به دست داعش افتاده بود. چنین است که ایرانیان هیچ‌گاه خود را جدا از هم‌تباران کردشان در سراسر جهان و کردان برون‌مرز ایران نیز خود را جدا از هم‌تباران ایرانی‌شان نپنداشته‌اند و بر همین پایه نیز بوده که ملا مصطفی بارزانی گفته است: «هر کجا کرد باشد آنجا ایران است.»
بیرکار از سختی کردبودن در ایران سخن می‌گوید. اگر او در عراق، ترکیه یا سوریه زندگی می‌کرد سخنش بیراه نمی‌نمود ولی به راستی او از چه حقی برخوردار نبوده است که دیگر ایرانیان:
جدا از ملت ایران و افکار عمومی، دلسوزان ایران و نظام در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نیز باید از این ۱۱ نماینده (جلال محمودزاده، علی‌محمد مرادی، سید احسن علوی، محمدقسیم عثمانی، رسول خضری، محسن بیگلری، عبدالکریم حسین‌زاده، مهدی فرشادان، منصور مرادی، محمدنعیم امینی‌فرد، شهاب نادری) جویا شوند که اگر آنها نماینده‌ی ملت ایران نیستند پس در مجلس ایران چه می‌کنند و اگر نمایندگی ملت ایران را می‌کنند پس سخن از ملتی دیگر چیست که بر زبان می‌رانند؟!
یک زاهدانی، یک بندرعباسی، یک اهوازی، یک تبریزی، یک رشتی، یک مشهدی یا یک تهرانی از آن برخوردار بوده‌اند؟! هر سختی‌ای که بوده برای همه بوده و هر خوشی‌ای هم که بوده برای همه بوده است. در ایران تبعیض قومی به شیوه همسایگان وجود ندارد و تنها تفاوتی که میان شهروندان وجود داشته تعلق مذهبی افراد بوده که آن‌هم مربوط به بالاترین مقامهای سیاسی مملکتی است، لیک روشن است که نمی‌توان قومیت را عامل هرگونه تبعیضی در ایران به شمار آورد.
به هر روی، اعطای چنین جایزه‌ای به فردی که نمک بخورد و نمکدان بشکند نه تنها نمی‌تواند افتخاری برای ایران باشد که برای کردان نیز. چه بیش از آنکه بیرکار نماد نخبه‌ای موفق باشد، نماد فردی است که از همه‌ی امکانات ایران استفاده کرده و آن‌گاه در حالی که پرچمدار تیم ایران بوده است پناهندگی سیاسی گرفته و اکنون پس از بردن جایزه‌ای ـ  که به طرزی نمادین همان‌موقع از او دزدیده شد ـ همه‌ی عقده‌های خود بر سر ملت ایران خالی کرده است. کافی است به منش و شیوه‌ی زنده‌یاد مریم میرزاخانی دیگر برنده‌ی ایرانی این جایزه درنگریم تا این تفاوتها را احساس کنیم؛ کسی که چون زن بود نتوانست برای فرزندش شناسنامه‌ی ایرانی بگیرد، ولی به رغم این مشکلی که زنان ایرانی دارند، ایرانی بودن خود را هیچ‌گاه انکار نکرد و بدان پشت پا نزد.
 
نمایندگان ملت ایران یا نمایندگان ملتی خیالی؟!
جدا از پشتوانه‌ی فرهنگی ـ تمدنی و پیشینه‌ی هزارساله‌ی ملیت ایرانی در این منطقه، برپایه‌ی دانش سیاسی، آن مردمانی ملت هستند که صاحب دولت باشند. بر
ایرانیان هیچ‌گاه خود را جدا از هم‌تباران کردشان در سراسر جهان و کردان برون‌مرز ایران نیز خود را جدا از هم‌تباران ایرانی‌شان نپنداشته‌اند و بر همین پایه نیز بوده که ملا مصطفی بارزانی گفته است: «هر کجا کرد باشد آنجا ایران است.»
این پایه، ما در ایران تنها یک ملت داریم و آن ملت ایران است و بس. همچنین، ایرانیان کردزبان یکی از تیره‌های ایرانی‌اند و به کار بردن واژه‌ی «ملت» برای تیره‌های ایرانی تنها برآمده از ادبیات نفرت‌پراکنان قومی و تجزیه‌طلبان است.
نامه‌ی این نمایندگان مجلس این هشدار را به دولت  و ملت ایران می‌دهد، در زمانه‌ای که حتی برخی از نمایندگان مجلس با تجزیه‌طلبان هم‌آوا می‌شوند و با ادبیات همسان با گروههای تروریستی پژاک و کومله و دمکرات بخشی از ملت ایران را جدا کرده و منسوب به ملتی خیالی می‌کنند، باید بیش از همیشه هشیار باشند و در این برهه از زمان برای پاسداری از سرزمینی که برای هر وجب خاکش خون پاک شهیدی ریخته شده است با قاطعیت بیشتری برخورد کنند.
همچنین، جدا از ملت ایران و افکار عمومی، دلسوزان ایران و نظام در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نیز باید از این ۱۱ نماینده (جلال محمودزاده، علی‌محمد مرادی، سید احسن علوی، محمدقسیم عثمانی، رسول خضری، محسن بیگلری، عبدالکریم حسین‌زاده، مهدی فرشادان، منصور مرادی، محمدنعیم امینی‌فرد، شهاب نادری) جویا شوند که اگر آنها نماینده‌ی ملت ایران نیستند پس در مجلس ایران چه می‌کنند و اگر نمایندگی ملت ایران را می‌کنند پس سخن از ملتی دیگر چیست که بر زبان می‌رانند؟! امضاکنندگان این نامه باید به افکار عمومی در این زمینه پاسخگو باشند که چگونه در مجلس ایران صداهایی هم‌نوا با بیگانگان و تجزیه‌طلبان و دشمنانِ ایران و ادبیاتی همسان با ادبیات پژاک و کومله و دمکرات شنیده می‌شود؟!
 
کد مطلب: 91956
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *


رضا
Iran, Islamic Republic of
کسی منکر تبعیض در مناطق محروم کشور نیست اما نمیدونم این تصور که تبعیض به خاطر کرد بودن ایجاد شده از کجا اومده؟ کردها در ایران همیشه دارای ارج و قرب بودند و مثلا عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی خودش کرد بوده...این نامه فقط باعث تاسفه
لیلا
Iran, Islamic Republic of
فقط باید یک کرد یا یک بلوچ باشید تا احساس آنها را از زندگی در ایران دریابید.مشکل از سیستمی است که باعث شده هموطنهای کرد خود را جدا از مردم ایران بدانند یا طرفداران تراکتور فریاد خلیج عربی را در استادیوم سردهند. محرومیت آغازگر هراتفاقی است.
فریدون
United States
دست شما را می‌بوسم که در این وانفسا به این موضوع پرداختید.
یک نکته را بیفزایم و آن این است که بیرکار پس از پناهندگی به انگلستان نام ایرانی‌اش را از «فریدون درخشانی» به «کوچر بیرکار» دگرگون کرد تا نامی تمام کردی داشته باشد، غافل از اینکه این نام سه بخشی یک بخشش مغولی و دو بخش دیگرش فارسی است که در کردی نیز به کار می‌رود: بخش نخستِ کوچر بیرکار، واژه‌‌ی ترکی «کوچ» است که در پارسی نیز به کار می‌رود. دو واژه‌ی دیگر نیز از واژگانِ کهن پارسی‌اند، واژه‌ی «بیر» از «ویر» پارسی آید که بارها در شاهنامه به کار رفته و به معنای هوش و اندیشه باشد و واژه‌ی سوم، «کار» نیز که آشنای همه‌ی فارسی‌زبانان است. روی‌هم رفته این نام را می‌توان به کوچنده‌ی اندیشه‌کار معنی کرد.
Slovakia
با تشکر از شما باید بگویم که من قلبم به درد آمد؟ بله صد البته. ولی حق و انتخاب اوست که اسمش را عوض کند و جایزه اش را به 40 میلیون کرد تقدیم کند. ولی ما ایرانی ها عجب انسان های بدبختی هستیم. ما باید جور مسئولانمان را هم بکشیم. مسئولان ظلم می کنند. هزینه اش را ما ایرانی ها می دهیم. تازه فعالین اجتماعی و حقوق بشری هم به همه ما توهین میکنند که ما با کردها چکارها که نکردیم. دوست عزیز من این کارها را کردم؟ یا دوستانم؟ یا فامیل و همسایه؟ نه عزیزم مسئولان ما تنها جایی که عدل را رعایت می کنند ظلمی است که فعلا بر همه روا می دارند. حالا چند کلمه هم با کوچر عزیز بگویم:
کوچر جوان به شما از صمیم قلب تبریک می گویم. حتی اگر خودت را ایرانی ندانی. ولی یادت باشد جوان ملت ما به شما ظلم نکرده. این حاکمیت است که به همه ما با هم ظلم کرده. حالا چطور می شد برای بیشتر خوشحال کردن دل ما اینطور طردمان نمی کردی؟ ما شما را دوست داریم و از خانواده خودمان می دانیم. حتی اگر شما نخواهی. ما به انتخاب شما احترام می گذاریم. هر چند که این کشور و دانشگاهش سهم کوچکی از این جایزه را شاید داشته باشند. خیر پیش
عادل
Australia
کسی که به هر دلیلی پناهنده کشور دیگری میشود یعنی به هر دلیلی نمی خواهد به آن کشور برگردد.‌چرا باید تبریک و تشویق شود، آن هم از طرف نمایندگان مجلس؟!
خورشید
United States
واقعا تاسف ‌آور است، دیروز بابت گرفتن بالاترین درجه علمی ریاضی توسط یک ایرانی دیگر خوشحال بودم و احساس غرور میکردم و فقط از نحوه خبررسانی آن ناراحت بودم که همه جا او را«کرد ایرانی» و نه «ایرانی» نوشته بودند. مگر کردها ایرانی نیستند و یا خبرگزاریها قصد جدا کردن کردها از ایرانیها را دارند و ...!
آیا مریم میرزاخانی خود را مثلا تهرانی معرفی کرده بود؟
اما امروز واقعا از کل این خبر هم احساس خوبی ندارم. آقای فریدون درخشانی که با اکراه از نام پارسی خود آن را به کوچر بیرکار ( به کردی یعنی مهاجر ریاضی دان) تغییر داده است و تا زمانی که به درجه ای رسید که امکان شرکت در رقابتهای بین المللی المپیک در بریتانیا را یافت در ایران تحصیل کرده بود، موفقیت خود را تنها به کردها منسوب کرده و گفته امیدوارم باعث خوشحالی پانزده میلیون کرد ایران شود. آقای درخشانی یا بیرکار !کرد و ایران به هم آمیخته است و اگر شما به خاطر کرد بودن مورد اجحاف قرار میگرفتید ، هزاران راه مثل بسیاری اقلیتهای دینی وجود داشت تا مانع موفقیت یا حضور شما در المپیاد شوند، حالا اگر شما با بهانه کرد بودن پناهندگی گرفتید تا فرصتهای بهتری داشته باشید ، لاقل به پاس قدر شناسی، به ایرانیانی که از موفقیتتان شادمان شدند پشت پا نزنید.
همانطور که در این گزارش آمده است خانم میرزاخانی هم جایی مانند شما ایستاده بودند و با اینکه درخواست ایشان برای گرفتن گذرنامه ایرانی برای فرزندانشان به جرم زن و مادر بودن پذیرفته نشد، هرگز از نام ایرانی خود برنگشتند.
مهدی
Russian Federation
اینها بایستی بدانند ذهنیت پانکردیسم باعث شده چند هزار شهروند کُرد ایرانی توسط احزاب کُردنما به قتل برساند و برای پاسداری از خاک ایران جانشان را ببخشند.
به هر روی فریدون درخشانی و این نمایندگان سندی بر اشتباهات جریانات قبیله گرا هستند و البته ایشان سندی زنده در مورد عدم تبعیض قومی و نژادی در کشورمان است که توانسته از یک خانواده کُرد سنی مذهب و از یک روستای دور افتاده همانند دیگر شهروندان ایران تحصیل کند و از موقعیت ها استفاده نماید.
علیزاده
Spain
باید به ایشان گفت که بدهیتان به ملت ایران را برای 22 سال امنیت و 16 سال تحصیل مجانی و در بهترین دانشگاه به ایرانیان پس بدهید.
امید
Switzerland
با این گزارش به نظرم حالا که هیجان اولیه خوابید و خبر بیات شد دارم از خودم می پرسم که آیا باید برای جایزه ی کوچر بیرکار خوشحال باشم؟...
بله که باید خوشحال باشم.همانقدر که برای موفقیت پسرکی آرژانتینی در مسابقه ی اسبدوانی...یا برای قهرمانی دخترکی هندی در مسایقه ی شطرنج بین المللی ِ ترکیه... همین.
وقتی که او نه مرا قبول دارد و نه حتی ایرانی بودنش را و اسمش را و خاکی که در آن قد کشیده و درس خوانده و دانشگاه رفته و کم یا زیاد هزینه ی سفرش هم داده شده را وطن خود نمی داند چه فرقی می کند که هندی باشد یا آرژانتینی یا هر کشور دیگری؟... همینقدر خوشحالی برای موفقیت یک انسان به نظرم کافی است...
البته که او حق دارد نام و خاک و راهش را خودش انتخاب کند و من حق ندارم چیزی را به او تحمیل کنم... فقط ای کاش برای این انتخاب دلیل نیآورده بود و تقصیرش را به گردن مادرخاک نیانداخته بود...
کاش کمی به پیوندهایی فکر می کرد که با این شیوه از رفتن و بودن پاره کرد... و به چیزی جز خودش فکر نکرد و گناهش را به گردن مادرخاک انداخت...
کاش گناه حاکمان و ظالمان و نرسیدن ها را به پای مادرخاک ننویسیم...
رزگر
South Africa
ناسیونالیزم کوردی تنها راهیست برای رسیدن بە دولت کوردستان و این راە هم روز بەروز پر رنگتر خواهد شد چنانکه از نامه ی این نمایندگان غیور کورد معلوم است.
Iran, Islamic Republic of
آفتاب آمد دلیل آفتاب. این‌هم نشانه‌ی همصدایی این نمایندگان با گروههای تجزیه‌طلب!
یاشار
Italy
همه ی حرفها گفته شده است و به نظرم این نمایندگان تجزیه طلب را باید از مجلس ریخت بیرون. اگر این حرفها در ترکیه یا در هر کشور درست دیگر زده شده بود چنین کاری با اینها می کردند. چه صبری مردم ایران دارند.
خسرو
United States
اینگونه با بی شرمی سخن از ملت کرد راندن، چیزی جز خنجر در پشت ایران فروکردن نیست.
United Kingdom
کوچر بیرکار از ایران فرار کرد و پناهنده شد. نمایندگان کرد ایران گویا برخی مسائل را درست نمی توانند از هم تفکیک کنند.
Iran, Islamic Republic of
چگونه است نمایندگانی که ایراندوست هستند رد صلاحیت میشوند آنوقت آنهایی که در روز روشن گرایشهای تجزیه طلبانه دارند تایید صلاحیت میشوند ! من مانده ام که ضدیت با ایران تا کدام ارکانها که نفوذ نکرده است !
صادق
Europe
مدت هاست که صدای شوم تجزیه طلبی و نفرت پراکنی قومی از مجلس و برخی نهادهای دیگر بلند است. آدم شگفت زده می شود که چطور چنین آدم هایی به مجلس ملت ایران راه یافته اند و چرا هیچ مقامی آنها را بازخواست نمی کند!