۰
جمعه ۴ شهريور ۱۴۰۱ ساعت ۱۶:۵۲

آیا ایرانی‌ها در رفاه زندگی می‌کنند؟

 ایران برای رشد اقتصادی ۸ درصدی چقدر پول کم دارد؟
آیا ایرانی ها در رفاه زندگی می کنند؟ بستگی دارد این سوال را از چه کسی بپرسید.
آیا ایرانی‌ها در رفاه زندگی می‌کنند؟
به گزارش مردم سالاری آنلاین به نقل از تجارت نیوز، اگر مردم عادی مخاطب این پرسش باشند، کاهش شدید مصرف گوشت قرمز، کاهش حیرت آور مصرف برنج ایرانی، گزارش ها در مورد ترک تحصیل ده ها هزار دانش‌آموز و مواردی از قبیل افزایش چند برابری آمار جرم و جنایت، همه و همه نشان می دهد که رفاه در ایران کاهش یافته است.
اما عده ای هم اصرار دارند که چنین نیست و ایرانی ها اتفاقا در رفاه زندگی می کنند. مبنای ادعایِ این گروه دوم، آمارهایی از این قبیل است: هر سال میلیون ها دستگاه خودرو در ایران فروخته می شود، تعداد ویلاها در مناطق خوش آب و هوای ایران افزایش پیدا کرده یا اینکه مردم همچنان سفرهای تابستانی و نوروزی‌شان را طبق روال سال های قبل ادامه می دهند.
واقعیت کدام است؟ آیا ایرانی‌ها در رفاه زندگی می‌کنند یا اینکه رفاهشان کم شده است؟
تصویر مخدوش: نیمه پر در مقابل نیمه خالی لیوان
واقعیت به نگاه ناظر بستگی دارد.
اگر تعداد ویلاها در استان های شمالی را در نظر بگیریم، آمارها واقعا صعودی بوده اند، اما آیا عامه ایرانی ها در مناطق خوش آب و هوای گیلان و مازندران ویلا دارند؟
قطعا نه.
پژوهشی در سال ۱۳۹۴ خورشیدی نشان می دهد که برای رشد اقتصادی ۸ درصدی، اقتصاد ایران باید حدود ۱۵۵ تا ۱۸۴ میلیارد دلار سرمایه گذاری داشته باشد.
در مورد خودرو هم همین طور است. بر اساس آمارهای رسمی، تقریبا نیمی از خانوارهای ایرانی خودرو ندارند.
آیا وجود ویلا در استان های شمالی به این معنی است که ایرانی ها پولدار و مرفه هستند؟
به عبارت ساده تر، حتی اگر فرض کنیم که بازار خرید و فروش خودرو در ایران بسیار داغ است و هر جا را که نگاه می کنی عده ای در حال ثبت نام در قرعه کشی خودرو هستند، باز هم نزدیک به ۵۰ درصد از جمعیت ایران (که حدود ۴۲ میلیون نفر را در بر می گیرد) فاقد خودرو هستند.
آیا ایرانی ها واقعا ثروتمند هستند؟
در مقابل، اقتصاددانان و جامعه شناسان معمولا از آمارهای دیگری استفاده می کنند که نیازی نیست حتما با چشم دیده شوند، اما واقعیت را منعکس می کنند.
وقتی صحبت از «رفاه» به میان می آید، مهم ترین شاخص در این زمینه معمولا شاخص «درآمد سرانه» (Per capita income) است.
این شاخص، کل تولید کالا و خدمات در یک کشور در طول یک سال (یا همان GDP) را به جمعیت آن کشور تقسیم می کند و عددی که به دست می آید، «سرانه تولید ناخالص داخلی» یا «درآمد سرانه» است. (این دو تفاوت هایی دارند که فعلا در نظر نمی گیریم.)
برای آنکه محاسبات دقیق تر باشد و بتوان کشورها را با هم مقایسه کرد، «قدرت خرید» در نظر گرفته می شود.

اظهارات مقامات رسمی نشان می دهد که ایرانی ها در ۱۰ سال گذشته کاهش سقوط ۳۲ درصدی درآمد سرانه بوده اند.
مثلا، واضح است که اگر درآمد شما در ایران ماهانه ۶ میلیون تومان باشد و دلار را هم ۳۰ هزار تومان فرض کنیم، شما با درآمد ماهانه معادل ۲۰۰ دلاری تان، قدرت خریدی متفاوت از یک آمریکایی دارید که در جیبش ۲۰۰ دلار پول دارد.
بنابراین، همان شاخص بالا را به شکلی تعدیل می کنند که تفاوت «قدرت خرید» در کشورهای مختلف را هم در بر بگیرد و به این شاخص جدید، شاخص «برابری قدرت خرید» (Purchasing power parity یا PPP) گفته می شود که عیاری منصفانه برای مقایسه درآمد متوسط شهروندان کشورهای مختلف است.
بر اساس داده های «بانک جهانی» در سال ۲۰۲۰ میلادی، ایرانی ها با درآمد سرانه حدود ۱۵ هزار و ۷۰۰ دلاری (بر حسب شاخص PPP)، پایین تر از کشورهایی مانند آذربایجان و ترکمنستان قرار داشته اند.
در واقع، ایرانی ها به طور متوسط «فقیرتر» از شهروندان آذربایجان و ترکمنستان بوده اند.
شهروندان ترکیه در همان زمان حدود ۳۰ هزار دلار درآمد سرانه داشته اند که تقریبا ۲ برابر بیشتر از ایرانی ها بوده است.
شهروندان کشورهایی مانند ویتنام (با درآمد سرانه ۱۱ هزار و ۵۰۰ دلاری) و پاکستان (با درآمد سرانه ۵ هزار و ۸۰۰ دلاری) هم پایین تر از ایرانی ها قرار داشته اند.
بنابراین، اقتصاد ایران آن اندازه که ادعا می شود ثروت و رفاه مادی تولید نکرده، اما آن اندازه هم که ادعا می شود در قهقرا نیست.
ایرانی‌ها چه میزان توسعه را تجربه کرده‌اند؟
اما برای آنها که نگران اند این محاسبات دقیق نباشند و یا برای آنها که معتقدند پول و درآمد همه چیز را نشان نمی دهد، می توان به شاخص های دیگری هم مراجعه کرد.
«شاخص توسعه انسانی» (Human Development Index)، یکی از معروف ترینِ این شاخص ها است که سازمان ملل متحد هم از آن استفاه می کند.
این شاخص، زیرشاخصه هایی مانند «امید به زندگی»، «تحصیلات» (متوسط سال های تحصیل در نظام آموزشی یک کشور)، «درآمد»، «دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی» و مواردی از این دست را مد نظر قرار می دهد.
در یک کلام، با استفاده از شاخص HDI، می توان نتیجه گیری کرد که چه میزان از توسعه اقتصادی در یک کشور، به توسعه رفاه شهروندان بدل شده است.
بر اساس آمارهای سال ۲۰۱۹ میلادی، توسعه یافته ترین کشورهای جهان از این منظر، به ترتیب نروژ، ایرلند و سوئیس هستند. آمریکا هم در جایگاه هفدهم است.

ترکیه در زمینه «شاخص توسعه انسانی» در سال های اخیر از ایران جلو زده است.
جایگاه ترکیه خیلی خوب است و این کشور از نظر شاخص HDI، در جایگاه ۵۴ در جهان قرار گرفته است.
«مسعود میرکاظمی»، رییس سازمان برنامه و بودجه کشور چندی پیش گفته بود که اگر اقتصاد ایران در ۶ سال متوالی (یعنی تا سال ۱۴۰۷ خورشیدی)، سالانه ۸ درصد رشد اقتصادی داشته باشد، حجم اقتصاد ایران تازه به سال ۱۳۹۰ برمی گردد.
ایران هم در جایگاه ۷۰ قرار گرفته و در رده کشورهایی است که شاخص HDI برای آنها «بالا» به حساب می آید. (در این بررسی ۱۸۹ کشور فهرست شده اند.)
نکته اما این است که تا همین چند سال پیش، شاخص HDI در ایران بالاتر از ترکیه بود.
در مقام مقایسه، در آن سال شاخص HDI برای کشورهایی مانند برزیل (با رتبه ۸۴)، چین (با رتبه ۸۵) و ویتنام (با رتبه ۱۱۷) پایین تر از ایران بوده است.
کشورهایی مانند عربستان سعودی (با رتبه ۴۰)، گرجستان (با رتبه ۶۱) و مالزی (با رتبه ۶۲) هم بالاتر از ایران قرار داشته اند.
ما افول کرده ایم
اما تصور عمده ایرانی ها این است که وضع‌شان در سال های گذشته، از نظر اقتصادی مدام بدتر و بدتر شده است. این احساس با واقعیت‌های اقتصادی هم همخوانی دارد و رفاه ایرانی ها در سال های اخیر واقعا کاهش داشته است.
«محمدهادی سبحانیان»، معاون وزیر اقتصاد، همین چند روز پیش گفته بود که اقتصاد ایران در فاصله سال های ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۰ خورشیدی، تنها «یک درصد» رشد کرده است.
به گفته سبحانیان، در طول همین یک دهه، درآمد سرانه ایرانی ها هم ۳۲ درصد کاهش داشته است. وقتی رشدی نداشته باشیم و درآمدمان هم کاهش داشته باشد، معلوم است که فقیرتر شده ایم!

ایرانی ها فقیر شده اند و همه شواهد نشان می دهند که همچنان فقیر خواهند ماند.
در واقع، به طور متوسط تک تک ما ایرانی ها در مقایسه با سال ۱۳۹۱، نه تنها ثروتمندتر نشده ایم، که تقریبا یک سوم فقیرتر شده ایم.
«مسعود میرکاظمی»، رییس سازمان برنامه و بودجه کشور هم چندی پیش گفته بود که اگر اقتصاد ایران در ۶ سال متوالی (یعنی تا سال ۱۴۰۷ خورشیدی)، سالانه ۸ درصد رشد اقتصادی داشته باشد، حجم اقتصاد ایران تازه به سال ۱۳۹۰ برمی گردد.
نکته اما این است که اقتصاد ایران در ۵۰ سال گذشته هرگز چنین رشدی را تجربه نکرده و تقریبا تمام اقتصاددانان هم معتقدند که تحقق این میزان رشد اقتصادیِ متوالی برای اقتصاد ایران، غیرممکن است.
پوپولیسم اقتصادی
علاوه بر این، برخی واقعیت های اقتصادی هم هست که «پوپولیست ها» نمی خواهند قبول شان کنند. نرخ رشد سرمایه گذاری در اقتصاد ایران در تقریبا سراسر دهه ۱۳۹۰ منفی بوده است.
معنی این عبارت آن است که در عمده سال های دهه ۱۳۹۰ خورشیدی، در زیرساخت های اقتصادی ایران سرمایه گذاری نشده و زیرساخت ها فرسوده شده اند.
در واقع، تازه در سال های آینده، ما با بحران کاهش تولید در ایران مواجه می شویم، چرا که در سال های گذشته به اندازه کافی سرمایه گذاری نکرده ایم.

اقتصاد ایران منابع مالی مورد نیاز برای رشد اقتصادی ۸ درصدی را در اختیار ندارد.
اوج این بحران، خودش را در قالب تولید نفت و گاز به نمایش خواهد گذاشت: چاه های نفت و گاز ایران به شدت فرسوده شده اند و ده ها میلیارد دلار سرمایه گذاری جدید نیاز است تا سطح تولید به قبل برگردد.
نیازی به گفتن نیست که با وجود تحریم ها، کسی حاضر به سرمایه گذاری ده ها میلیارد دلاری در صنایع نفت و گاز ایران نخواهد بود.
عددها دروغ نمی گویند
علاوه بر این، برای رشد ۸ درصدی سرمایه ای مورد نیاز است که اساسا اقتصاد ایران (با وضعیت کنونی) نمی تواند آن را تامین کند.
پژوهشی در سال ۱۳۹۴ خورشیدی نشان می دهد که برای رشد اقتصادی ۸ درصدی، اقتصاد ایران باید حدود ۱۵۵ تا ۱۸۴ میلیارد دلار سرمایه گذاری داشته باشد.
اما این عدد چقدر بزرگ است؟
اگر اخبار درز کرده از مذاکرات هسته ای را قابل اعتنا بدانیم (از جمله خبرهایی که از شبکه «الجزیره» درز کرده اند)، در صورت امضای فوری توافق هسته ای، ایران خواهد توانست ۵۰ میلیون بشکه نفت در عرض ۱۲۰ روز به فروش برساند (نهایتا معادل ۵ میلیارد دلار) و به دارایی های بلوکه شده ۷ میلیارد دلاری خود در کره جنوبی هم دسترسی فوری داشته باشد.
مجموع این دو عدد حدود ۱۲ میلیارد دلار خواهد بود.
از طرفی، گفته می شود (و کسی مطمئن نیست) که ایران حدود ۱۰۰ میلیارد دلار منابع ارزی بلوکه شده هم در بانک های خارجی دارد.

حتی اگر برجام همین امروز هم امضا شود و ایران به همه دلارهای بلوکه شده اش دسترسی پیدا کند، همچنان رشد اقتصادی ۸ درصدی برای چند سال متمادی بعید به نظر می رسد.
مجموع این دو (حدود ۱۱۲ میلیارد دلار به فرض صحت)، همچنان برای تحقق رشد ۸ درصدی اقتصادی در یک سال هم کافی نیست.
ما فقیر شده ایم و متاسفانه باید قبول کنیم که تا سال ها باید با فقر دست و پنجه نرم کنیم.
کد مطلب: 172734
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *