۱
سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۴۶

اصالت مارادونا

سعید حسین بانی
بزرگترین فوتبالیست تاریخ در سن شصت سالگی درگذشت. تیتر اول اخبار جهان شد و هزاران هزار هوادار در سوگ او اشک ریختند و میلیونها کامنت و خبر و پیام و استوری در ستایش این اسطوره مبادله شد.
اصالت مارادونا
بزرگترین فوتبالیست تاریخ در سن شصت سالگی درگذشت. تیتر اول اخبار جهان شد و هزاران هزار هوادار در سوگ او اشک ریختند و میلیونها کامنت و خبر و پیام و استوری در ستایش این اسطوره مبادله شد. اینکه یک فوتبالیست که در زندگی شخصی خودش این همه اشتباه داشته باشد و بازهم محبوب قلب میلیونها نفر در سراسر جهان باقی بماند، موضوع این نوشتار کوتاه است و احتیاج به فهم نکته ظریف این موضوع دارد:
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحبنظر شود
این شخصیت کاریزماتیک چرا علاوه بر عوام، بر روی خواص نیز تاثیرگذار بود؟ احتمالا غیرفوتبالی-ها هم داستان زندگی مارادونا را خوانده‌اند و تاسف خورده اند و می دانند که او چطور می‌توانست الگوی بهتری برای تاریخ باشد. بنابراین از تشریح بیوگرافی وی صرفنظر می‌کنیم و به یک جمله از یوهان کرایف هلندی که درباره خودش گفته بود بسنده می‌کنیم:
من به دو چیز اعتیاد داشتم. فوتبال و سیگار. اولی همه چیز به من داد و دومی همه چیز را از من گرفت. این جمله در مورد مارادونا بیشتر صادق بود!
چرا مارادونا دوست داشتنی بود؟ همه انسانها وقتی در چرخه فعالیتهای اجتماعی و مدنی قرار می‌گیرند و جامعه آنها را بعنوان یک شهروند با مسئولیت و مقام و شخصیت مقبول شناسایی می‌کند، ناگزیر به رعایت برخی قواعد در آن چرخه اجتماعی هستند. هر چه پست شغلی، سازمانی، یا موقعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی فرد بیشتر در گرو چهره شناخته شده او باشد، آن وجه از رفتار بیرونی خود را باید بیشتر حفظ کند. کارل گوستاو یونگ بنیانگذار روانشناسی تحلیلی می‌گوید بخشی از شخصیتمان که ما آن را پنهان یا انکار می‌کنیم، سایه نامیده می‌شود و کسانی که با سایه‌های خود روبرو نمی‌شوند در واقع در حال کتمان بخشی از شخصیت خود هستند. مارادونا مردی بدون سایه بود که شفافیت وجودش در رفتارش متبلور بود و همان کاری را می‌کرد که قلبش به او فرمان می داد. روانشناسی یونگ می‌گوید انسانها برای اینکه مقام و موقعیت اجتماعی خود را حفظ کنند بر چهره خود نقاب می‌زنند که این نقاب ممکن است بر اثر ازدیاد سایه، مجعول باشد یا اینکه معرف رفتارهای برگرفته از خلق و خوی فرد باشد. اگر کسی به خودشناسی رسیده باشد و سایه¬های وجودش را شناسایی کند، بهتر می‌تواند در مورد برداشتن پرسونای غیرواقعی با خودش کنار بیاید. فردی که همیشه خودش است و ادای کسی را تقلید نمی‌کند در واقع در حال زندگی کردن خودش است. خصوصیات چنین فردی می‌تواند به اصالت رفتاری فرد منتهی شود. مارادونا اصیل بود. اصالت یعنی پایبند بودن به شخصیت، ارزشها و روح خویش. وقتی اصالت دارید یعنی با خود و دیگران صادق هستید. آنگاه اعمال و آرمانها به تناسب با یکدیگر می‌رسند. اصالت یعنی واقعی بودن. دیه‌گو (با تمام اشتباهاتش)، واقعی بود. هیچوقت چیزی را پنهان نکرد و حتی گاهی برعکس رفتار متمدنانه در انظار عمومی نیز کاری را می‌کرد که به مذاق بخش بزرگی از جامعه خوش نمی آمد. در اسطوره های یونان باستان و خدایان کوه المپ، میخوانیم که دیونوسوس خدای لذت بود. مارادونا یقینا جنبه دیونوسوسی بسیار پررنگی داشت و کهن الگوی غالب وی به‌شمار می‌آمد. او لذت می‌برد از فوتبال و از کودکی تا آخرین روز حیاتش این مکاشفه ادامه داشت. اگر به ضربه هایی که وی به توپ می زد دقت کنیم می‌بینیم که حتی در سن پیری هم اشتیاق بازی کودکانه در او موج می‌زد. مارادونا در لحظه زندگی می‌کرد. دم را غنیمت می شمرد و به ندای قلب خود گوش می‌کرد. در طول تاریخ تعداد کمی از مشاهیر بودند که پایبند به فلسفه خیام نیشابوری، آزادانه و سبکبال زندگی کنند. همان سبک از زندگی که بسیاری از انسانها دوست دارند پیش بگیرند اما بخاطر مناسبات اجتماعی جرات بروز آنرا ندارند. در واقع مردم شهامت و رهایی اخلاقی و پیروی از قلب خود را در وجود اسطوره خودشان می‌دیدند و خود را بر روی او پروجکت می‌کردند. انسانها بدنبال اسطوره پردازی و اسطوره سازی هستند تا ناکرده های خودشان را در او ببینند. بخاطر همین بت خود را ستایش می‌کنند. وقتی واقعی هستید و رفتارتان منحصر بفرد هست، نگرانی بابت آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود و نحوه عملکرد وجود ندارد. طبیعی و بالذات رفتار می‌کنید. همچون کودک تازه بدنیا آمده که با لذت می نگرد، با لذت می خورد و با لذت زندگی می‌کند. کسانی که اصالت دارند بهتر و راحتتر و بزرگتر با خودشان به صلح می‌نشینند و استرس کمتری نسبت به بقیه دارند . این خصوصیات در رفتارهای مارادونا موج می‌زد. صداقت بخش مهم اصالت است. دیگو مارادونا اصیل بود.
کد مطلب: 140741
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *