۵
سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۵۳
گفتگوی «مردم سالاری آنلاین» با مجید حبیبی دوبلور انیمیشن های خاطره انگیز

جان بخشیدن به شخصیتهای انیمیشن بدون صداهای کلیشه ای

دوبلور‌ها، رابط ما و سینما هستند و هر خاطره یا الگویی که از فیلمی داریم به مدد دوبلور‌های توانایی هستند که در کشور فعالیت می کنند. در حوزه کودک و نوجوان به دلیل بعد تربیتی آن، کیفیت کار اهمیت بیشتری دارد و باید با دورنگری بیشتری انجام شود . با آقای مجید حبیبی دوبلوری که در دوبله انیمیشن های خاطره‌انگیزی نظیر رئیس مزرعه، ماشین‌ها و عصر یخبندان مشارکت داشت گفتگو کردیم.
جان بخشیدن به شخصیتهای انیمیشن بدون صداهای کلیشه ای
دوبلور‌ها، رابط ما و سینما هستند و هر خاطره یا الگویی که از فیلمی داریم به مدد دوبلور‌های توانایی هستند که در کشور فعالیت می کنند. در حوزه کودک و نوجوان به دلیل بعد تربیتی آن، کیفیت کار اهمیت بیشتری دارد و باید با دورنگری بیشتری انجام شود . با آقای مجید حبیبی دوبلوری که در دوبله انیمیشن های خاطره‌انگیزی نظیر رئیس مزرعه، ماشین‌ها و عصر یخبندان مشارکت داشت گفتگو کردیم. آقای حبیبی در گفتگو با «مردم سالاری آنلاین» در خصوص اهمیت کار دوبله برای کودکان و نوجوانان توضیح داد و ملاک های مهم فعالیت در این حوزه را تشریح کرد.
 
 از کدام شخصیت در آثاری که دوبله کرده اید بیشتر خوشتان آمده و چرا؟!
 پاسخ من به این سوال شما با نظر مردم و مخاطبین که شخصیت هایی را با صدای من یاد می کنند نظیر اتیس در رئیس مزرعه، لایتنینگ مک کوئین در ماشین ها قسمت اول، کله کدو یا به قولی مگامایند، شاهزاده زوکو در آواتار آخرین بادافزار، رائول در هیولایی در پاریس؛ ارباب شن در پاندای کونگفوکار قسمت دوم و بچه خان یا همان بچه رئیس اندکی متفاوت است. این مقدمه را لازم بود اشاره کنم چون همیشه محبت مردم به من با یادآوری این شخصیت هاست و سعادتی برای من است که به ثبت خاطرات شیرین و به یادماندنی نسل های متفاوت کمک کرده ام؛ به خصوص حالا که کودکان دهه هفتاد و به ویژه دهه هشتاد جوان و نوجوان شده اند و به قول خودشان با این صداها بزرگ شدند. نوع کار و شیوه زندگی من باعث شده دور از جامعه باشم و خیلی هم در شبکه های اجتماعی فعال نبودم ولی این مدت اخیر که ارتباط داشتم حس کردم ناگهان با نسلی روبرو شدم که بخاطر درگیری زیاد در کار متوجه بزرگ شدن آنها نشده ام. نسلی که حالا همسن زمان ورود من به حرفه صداپیشگی هستند. ناگهان دچار شوک شدم که چقدر درگیری با کار من را ازارتباط نزدیک با نسلی که به اعتقادم صمیمیت و محبت در وجودشان موج می زند دور کرده بود. چقدر خالصانه و راحت و بی آلایش احساساتشان را بروز می دهند . یک نقطه مشترک بین خودم و این نسل احساس کردم و متوجه شدم درک من از سن و طرز تفکر و منش آنها خیلی دور نیست و گمان می کنم این بواسطه فعالیت مستمر من در حوزه دوبلاژ انیمیشن بوده که نقطه مشترک علاقه من و آنهاست. بهتر دیدم اول کاراکترهایی که بازخوردهای زیادی از جانب مخاطبین داشتند نام ببرم و عنوان کنم که تک تک اینها برای خودم هم دوست داشتنی و خاطره انگیز هستند و افتخاری والا که در قلب و ذهن مردم بواسطه آنها جایی دارم. اما در انتهای پاسخ سوال شما از دو کاراکتر که خودم خیلی دوست داشتم یاد میکنم. داش پیشی در انیمیشن داش پیشی و رفقا و شرگوش در انیمیشن دو سگ و دو روز یا تحت عنوان اصلی زندگی مخفی حیوانات خانگی به خصوص قسمت دوم. دلیل علاقه من هم نوع لحن و شخصیت پردازی این دوکاراکتر در زبان فارسی بود که  هم به لحاظ فرهنگی تطابق کاملی در زبان و فرهنگ خودمان توفیق داشتم برای اینها ایجاد کنم و خاصه منش داش پیشی که خاطره دو عزیز از دست رفته در زندگی خودم را برای من تداعی می کرد و خونگرم و شوخ طبع بودن و لوتی منشی آنها رو که از هر دو عزیز در زندگی واقعی بسیار درس معرفت گرفتم، پدرم و استاد بهمن مفید. همینطور کودک درون و بی نهایت برون گرای شرگوش که با شخصیت اجتماعی خود من بسیار متفاوت هست جذابیت زیادی برای من داشت، چون من در زندگی واقعی بی نهایت کم حرف و به قول اطرافیان درونگرا هستم و صداپیشگی این شخصیت از سخت ترین و در عین حال شیرین ترین تجربیاتم بود. 
 
  
  تیپ‌سازی، باعث ارتباط عمیق کودک با کاراکتر می‌شود، چه ملاک‌هایی در زمان دوبله مورد توجه قرار می‌گیرد؟
 بنظرم کاربرد «شخصیت سازی» در مورد آثار حداقل خودم و تطابق شخصیت های انیمیشن با فرهنگ و زبان فارسی بهتر از اصطلاح تیپ سازی باشد. گمان می کنم تیپ سازی در دوبلاژ بیشتر مترادف شده با کاربست یک صدای کلیشه ای برای یک نوع خاصی از شخصیت و نه توجه به حس، بازی و ماهیت کاراکتر. در تمام کارهایی که در دوبلاژ آنها حضور داشتم شکل گیری صدا برای من با توجه به درون مایه شخصیت هست. اینطور نیست که صدای کلیشه آشنا شده مثلا برای شمایل خرگوش را که اولین صدایی که به ذهن تداعی می کند یک آوای تو دماغی زیر و کمی خش گرفته باشد استفاده کنم. به عنوان مثال شخصیت شرگوش، خرگوشی شر و در ابتدا حتی بدطینت است که سرکرده یک گروه خلافکار با ته مایه مافیایی، اعتماد به نفس کاذب، مغرور و در عین حال شوخ طبع است که همه اینها بایستی در فرهنگ زبان میزبان یا فارسی خودمان مورد مداقه واقع شود. لایتنینگ مک کوئین هم در قسمت اول ماشین ها، ماشین جوانی پر افاده، مغرور؛ حتی لوس و درعین حال ساده و پاک طینت است. چه شرگوش در قسمت دوم همان انیمیشن و چه مک کوئین در قسمت سوم که دوباره صدابازیگر او بودم به مرور شخصیتشان بسته به موقعیت کاراکتر دچار تغییر شد. شرگوش در قسمت دوم تبدیل به یک حیوان خانگی شد که از سویی لطافت رفتاری دخترک کوچک معصومی که صاحبش می شود و از سویی گذشته شرور او و از سویی دیگر اوهام قهرمان بود یا به قول خودمان فردین مآبی در او بواسطه بازی های کودکانه همان دخترک با او؛ شخصیتی روان پریش اما در عین حال دوست داشتنی به وی می بخشد. از همین جهات مخالفت زیادی با حفظ یک لحن واحد جهت یک کاراکتر در طول یک فیلم انیمیشن دارم و حتی مخالف حفظ آن لحن در قسمت های بعدی همان سری انیمیشن هستم. بسته به موقعیت کاراکتر نیاز به استفاده از الحان و زیر و بمی صدا و در عین حال بازی و حس صحنه، لیپ سینک و استفاده از کلماتی با معانی، مفاهیم و واجهای تا قدر امکان نزدیک بسیار مهم و اساسی است.
 
 ترکیب خوبی و بدی، هر چیزی را شکل می‌دهد، در زمان دوبله؛ مانور بر حداقل رساندن بدآموزی است یا بیان هر چه که هست؟ و انتقال کدام حالت در دوبله سخت‌تر است؟
 به لحاظ تاکتیکی و مهارت های مورد نیاز این فن و کمال طلبی در دوبلاژ نکاتی هست که در سوال دوم شما مطرح کردم. بطور خلاصه پرورش مهارت های بازیگری و فن بیان، سلفژ و دانش موسیقایی و ادبی و بینش وسیع و گسترده از جامعه و شخصیت ها؛ بعلاوه این نکته که در تطابق فرهنگی در عین مومن بودن به اصل اثر؛ ادب و احترام به مخاطب ایرانی و فرهنگ او مورد توجه بوده و علی الخصوص در دوبلاژ انیمیشن با هوشمندی مرزها و موازین رعایت شود تا علاوه بر عدم امکان برداشت نامحترمانه و بدآموزانه برای مخاطب، دیالوگ ها طوری تنظیم و ارائه شوند که فحوای کلام در یک جمله یکسان؛ سنین و فرهنگ متفاوت خانواده ها و مخاطب را مورد توجه قرار دهد تا به هر شخص با ویژگی های فردی و فرهنگی با شنیدن آن دیالوگ ها حس برخورنده ای دست ندهد و لذت هم ببرند که دقیقا سختی کار هم اینجاست. خلاقیت و ذوق به وِیژه در دوبلاژ آثار طنز و موقعیت های کمدی اینجاست که میدان عرض اندام و سنجش ارزشی است که صدابازیگر برای حرفه خویش و مخاطبش قائل است و راحت نیز دست نمی دهد. این همان آن صحنه و داستان یا تیر خلاصی است که اگر درست و به موقع سنجیده و شلیک نشود خاطره و پایان ماندگار و شیرینی در اذهان نخواهد شد و نیازش تفکر و مرارت و ذوق صدابازیگر است.
 
 دوبله‌های طنز و محلی، به غیر از انتقال شادی و برقراری ارتباط، چه علت و مزیت دیگری دارد؟
 به شخصه باور دارم شوخی یا طنازی جاندار یا قوام یافته در گرو باور، عقیده و عزمی جدی است. اصولا ترجمه ای که در اختیار مدیر دوبلاژ و صدابازیگر قرار می گیرد اگر قرار باشد نمره ای بالا را برای آن در نظر گرفت؛ ترجمه ای خواهد بود که وفادار به فیلمنامه و دیالوگ های اصلی باشد و هوشمندانه عینیت ها را برای عوامل دوبلاژ پیاده سازی کند و اصطلاحات، ضرب المثل ها، تکیه کلام ها و تعبیرات و تأویلات و...که ترجمه قابل اتکا باشد. در غیر اینصورت در درجه اول مدیر دوبلاژ و بعد صدابازیگر هر نقش باید در خصوص کاراکترها و نقش خویش کنجکاوی و کند و کاو بیشتری کنند و علاوه بر درک گویش و لحن مناسب، در تک تک کلماتی که می گویند مداقه کنند و هر جا نیاز شد مجدد به فرهنگ لغات انگلیسی و فارسی و بعضا فهم ریشه کلمات در فرهنگ های غیر نیز برای آثار غیر انگلیسی مراجعه کنند.
ارزش اثر دوبلاژ تنها در تطابق رنگ صدا و لیپ سینک، بی قوام و به مراتب بی ارزش است اگر توام با فهم کوته بینانه و سطحی از کلام باشد و سرسری بگوییم و بگذریم. شوخی های روزمره در محافل دوستانه و گذرا به همان شیوه؛ محلی برای اجرا و پیاده سازی در آثار دوبلاژ ندارند. از آن جمله اصطلاحات سخیف و عیان جنسی، توهین و ناسزا و مزه پرانی های آبکی. یک ویژگیِ شوخی خلاق آن است که با یک تیر چندین هدف را نشان کرد و زد. مخاطب انیمیشن ها در حال حاضر تمامی اقشار سنی هستند. اینکه چه اندیشه کنیم که هر نسلِ از قدیم تا حتی آینده ببیند و جذب شود و برداشت واحد نداشته باشد، به خصوص کودک؛ و بزرگسال بالغ العقل، فرصتی است که یکبار قبل از نمایش آن در انظار عموم داریم. پیش از آن بارها و بارها فرصت تفکر و تصحیح و اجرا داریم. به محض آنکه پخش شود و در نگاه مخاطب قرار گیرد و در اصل شنیده شویم دیگر فرصت تکرار و تنقیحی نیست. پس ابتدا اسیر سرعت نشویم، فکر، تجزیه و تحلیل کنیم و در نهایت در کنار تمامی فاکتورهای دیگر صدابازیگری، اثری در خور مخاطب همراه با مفاهیم و پیام هایی برای ارتقای فرهنگ و هنر باشیم و سرسری برخورد نکنیم.
 
 نظرات والدین در خصوص دوبله‌های شما و تاثیری که بر کودک و نوجوانشان گذاشته چیست؟
 خدا را شاکرم که آثاری که افتخار حضور در آنها را داشتم مخاطبانشان از سنین خیلی متفاوت و از اقشار گوناگون بوده اند. کودکان تا بزرگترها و بعضا افراد مسن. حتی روحانیون که همین چند روز پیش یکی از عزیزان برای من پیامی ارسال کردند که کودک خردسالشان که دو سال و نیم دارد عاشق مک کوئین و بچه خان است و روزی چندین بار این دو انیمیشن با دوبلاژ بنده را تماشا می کند. همینطور اقشار مختلف دیگر حتی از خارج از کشور که کماکان مخاطب دوبله فارسی در خانواده هایشان هستند.
 
 شخصیت‌های کدام استودیو را می‌پسندید و دوست داشتید جای کدام شخصیت حرف می‌زدید؟
 مخاطب و طرفدار استودیوی انیمیشن سازی خاصی نیستم. در درجه اول فیلمنامه و داستان و شخصیت پردازی برای من مهم هست تا کیفیت ظاهر و تکنیک بالای ساخت انیمیشن. اتفاقا چند انیمیشن اروپایی مثل بازگشت به گایا، تیل دلقک، هیولایی در پاریس و داش پیشی و رفقا که محصول هند و مکزیک هست جزو انیمیشن های دوست داشتنی برای من هستند و شخصیت هایی که در این سری کارها گفتم هم برای من محبوب هستند. شخصیتی نبوده که دوست داشته باشم به جایش دوبله کنم و نکرده باشم. اصولا وقتی شخصیتی را دوبله کنم و تمام که بشود تازه عاشقش می شوم چون سعی می کنم از تمام جان و توان برای هر کدام از شخصیت هایی که در دوبلاژ کار کردم مایه بگذارم .
 
 آیا ترجمه و دوبله زیبا، می‌تواند کاراکتر فرعی را در دل مخاطب بنشاند؟
 نه فقط کاراکتر فرعی که حتی شخصیت های گذری یا به قول دوبلورها «مردی» یا «زنی» که منظور نقش های خیلی کوتاه و بعضا تک جمله ای هستند که شاید در کلیت فیلم در ظاهر اثر و حضور محسوسی نداشته باشند اما سرسری انگاشتن آنها باعث سستی بنیان اثر به خصوص در چشم مخاطب حرفه ای خواهد شد.
 
خود شما هنگام تماشای یک انیمیشن، چه انتظاری از دوبله آن دارید؟
 جواب این سوال را گمان می کنم در بطن عرایضم در پاسخ سوال های قبلی شما گفتم. یکایک فاکتورهایی که اشاره کردم مهم هستند و مورد مداقه برای من در دوبلاژ اثر و متاسفانه یا خوشبختانه چون برخی، سخت گیری ها و وسواس من را زیاده روی تصور می کنند اما به شدت سختگیر هستم چه در پروسه کار خودم و چه تحلیل کار دیگران اگر قابل باشم. لحن و بیان، حس و بازی، لیپ سینک و چگونگی انتخاب و چینش جملات، تطابق صدا با ظاهر و باطن کاراکتر، استفاده از تاویلات و تمثیل ها و معادل سازی در زبان و فرهنگ فارسی و حتی طراحی امور فنی صدا و آمیزش و بالانس موسیقی، افکت های صوتی و دیالوگ.
 
و در پایان، نصیحت و راهنمایی شما برای کسانی که می‌خواهند وارد این حرفه شوند چیست؟
 افراد بسیاری به من پیام و ایمیل ارسال می کنند که چگونه وارد این حرفه شوند یا تست بدهند و در کلاس های آموزشی شرکت کنند یا دوره کارآموزی داشته باشند. با توجه به خیل عظیم این پیام ها و درخواست ها من از آنجایی که روحیه تدریس و معلمی را هیچوقت در خودم ندیدم و برای یادگیری این حرفه هم سر کلاسی ننشستم و در دوره ای حضور نداشتم، تصمیم گرفتم شیوه ای که خودم از ابتدا در پیش گرفتم خدمت متقاضیان در قالب کتاب صدابازیگر ارائه کنم. اجمالا می گویم نبود پیکره‌ای آکادمیک و سیستماتیک و امکانات مالی و عدم دسترسی به پیشکسوتان و اساتید این حرفه دلیلی بر یأس و عدم پیشرفت کسی نخواهد بود. بزرگ‌ترین و در عین‌ حال سخت‌گیرترین معلم، منتقد و مصحح در جهت ارتقا مهارت‌های به خصوص این حرفه، خود شخص است. آن زمان هیچ فضا و بستری غیر از انجمن یاد شده نبود تا اینکه گلوری یا همان انجمن گویندگان جوان تاسیس شد و من و همکاران توانستیم با مرارت بسیار و شب ها و روزها تلاش و بی خوابی عناوینی همچون رئیس مزرعه، ماشین ها و غیره را ارائه کنیم و ثابت کنیم در عین احترام به پیشکسوتان این حرفه و ارزش قائل شدن برای تاریخ ارزشمند دوبلاژ ایران و به خصوص دوران طلایی آن؛ در صدد اعتلای اهمیت و کیفیت در دوبلاژ به خصوص انیمیشن و نگاه مترقی و متفاوت هستیم. حالا اما گروه ها، استودیوها، موسسات و شرکت های فعال در عرصه صدا و دوبلاژ بسیار زیاد هستند اما باید مراقب بود چرا که ورود آسان و حجم زیاد کار و کمّی نگری و غفلت از کیفیت را مردم و مخاطبین به خوبی تشخیص می دهند و پس می زنند.  به گمانم حالا که نزدیک دو دهه می گذرد و مردم هنوز از این آثار یاد می کنند و از کارهای جدید ما مدام جویا می شوند؛ من و همکاران باید خدا را بسیار شاکر باشیم و این بزرگترین دستاورد و تقدیر برای امثال من است که در دنیایی هستیم که فقط و فقط صداهایی است که به کاراکترها و فیلم ها جان بخشیده و نه هیاهویی و نه تبلیغاتی و نه جشنواره ای همچون دنیای سینما یا موسیقی و حتی ورزش. عشق به حرفه و انرژی متقابل با مردم است که بزرگترین و شیرین ترین دلیل دوام در دوبلاژ است.
واجب می دانم در آخر حرفم یاد کنم از سه پیشکسوت که از هنر، منش و شخصیت ایشان درس گرفتم و سرلوحه برای من بودند. مرحوم بهمن مفید، بازیگر و صداپیشه، ابوالحسن تهامی، نویسنده، مترجم، دوبلور و مدیر دوبلاژ و مرحوم محمد نوری، پیشکسوت آواز و موسیقی ایران زمین. نوآموزان هنر صدابازیگری هم یقینا اگر چون من دوره آکادمیکی جهت این حرفه ندیده اند با سرلوحه قرار دادن هنرمندان بزرگ و صاحب سبک و نه تقلید از آنها و بررسی، تجزیه و تحلیل روند رشد پیشکسوتان و الهام از آثارشان به انضمام نکات و پرورش مهارت های لازم که در پاسخ سوالات پیشین ذکر شد؛ دروس بزرگی خواهند گرفت. آرزوی سلامتی و شوق و توفیق روزافزون خدمت شما و همه مخاطبان محترم دارم.

 
 
گفتگو: سیدمهدی داودی
کد مطلب: 145042
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *