۶
جمعه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۵۵

اصلاح طلبان خائنند یا سکوی پرتاب اصولگرایان؟

جواد قربانی آتانی
اصلاح طلبان خائنند یا سکوی پرتاب اصولگرایان؟
با نزدیک شدن به موعد انتخابات ریاست جمهوری ایران، منازعات سیاسی و گاه غیر سیاسی هر چه بیشتر در فضای عمومی و سیاسی کشور در حال اوج گیری است. از جمله این منازعات دعوا بر سر وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم است. با گذشت چهار سال از آن وقایع هنوز روایت واحدی از آن وقایع بدست داده نمی شود. از جمله این روایت ها، آنچه است که اصولگرایان تندرو تحت عنوان فتنه از آن یاد می کنند و تا آنجا پیش می روند که تعداد زیادی از سیاستمداران کهنه کار و شناخته شده در کشور را با برچسب سران فتنه به دشمنان خارجی متصل می کنند و به مزدوری، جاسوسی و خیانت متهم می کنند. در تازه ترین اظهار نظرها از این دست، علیرضا زاکانی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه گذشته گفت؛ اعتقاد من بر این است که اتفاقات سال ۸۸ یک حرکت برنامه ریزی شده از قبل بود که نظام سلطه و آمریکا از قبل خود را برای این حرکت آماده کرده بودند. وی در ادامه تاکید کرد؛ خیانت موسوی و کروبی در فتنه ۸۸ روشن است. این نماینده مجلس بیان کرد: متاسفانه اطرافیان اینها نیز عدم رعایت تقوای جمعی را پیشه کردند و با اینکه می دانستند تقلبی نشده این موضوع را مطرح نکردند و اخیرا اعلام می کنند که هیچ اتفاقی نیافتاده بود. وی با اعلام اینکه موسوی و کروبی سران داخلی فتنه هستند، بیان کرد: در همان هفته بعد از انتخابات به روشنی دریافتم که اینها هیچ استدلالی برای اعتراضات خودشان نداشتند. او در پاسخ به سئوالی در خصوص نقش خاتمی در جریان فتنه ادامه داد: خاتمی نیز در این جریان دخیل بود، یک روز پس از رای گیری زمانی که همگان مشغول شمارش آرا بودند موسوی تقلب را مطرح و کف خواسته خود را ابطال انتخابات عنوان کرد. اینگونه سخنان در زمانیکه گروهی همچنان مشغول خواندن آرا بودند نشان از یک برنامه ریزی برای مخالفت با نظام بود.
چنانکه گفته شد این ادبیاتی ناآشنا نیست، و زاکانی تنها یکی از بسیاری است که بر این نظر هستند و بارها از تریبون های مختلف آن را اعلام کرده اند. اما هرگز به این سوال پاسخ نگفته اند که اگر آنچه که علیه کسانی که از آنها به عنوان خائن نام می برند، صحت دارد، و اگر اسناد و مدارکی دال بر خیانت ایشان وجود دارد، چرا پس از گذشت ۴ سال هنوز خائنین به وطن به دادگاه برده نشده اند تا محاکمه شوند؟ پاسخ این سوال بر عهده خود اصولگرایان است، هر چند که تجربه نشان داده است که این طیف به خوبی اتهام وارد می کنند، بدون آنکه تلاشی برای ارائه سند یا اثبات ادعای خود ارائه دهند. همانطور
اصولگرایان با وجود آنکه جنگ لفظی خود را با تیم احمدی نژاد و بویژه مشاور ارشد و رئیس دفتر وی اسفندیار رحیم مشائی همچنان قوی تر از همیشه ادامه می دهند و تلاش دارند تا غیریت خود با این گروه را که عنوان جریان انحرافی را بر آن نهاده اند، حداقل در ظاهر حفظ کنند، اما به نظر می رسد که این گروه را با تمام وجود به اصلاح طلبان ترجیح می دهند
که کاندیدای اصلح این طیف در دوره قبل تبحر بسیاری در این امر دارد. آنچه که در اینجا مهمتر به نظر می رسد آن است که چرا اکنون چنین بحثی دوباره داغ شده، در شرایطی که روزهای زیادی به کلید خوردن انتخابات یازدهم ریاست جمهوری باقی نمانده است.
آنطور که از شواهد و قرائن بر می آید، اصولگرایان با وجود آنکه جنگ لفظی خود را با تیم احمدی نژاد و بویژه مشاور ارشد و رئیس دفتر وی اسفندیار رحیم مشائی همچنان قوی تر از همیشه ادامه می دهند و تلاش دارند تا غیریت خود با این گروه را که عنوان جریان انحرافی را بر آن نهاده اند، حداقل در ظاهر حفظ کنند، اما به نظر می رسد که این گروه را با تمام وجود به اصلاح طلبان ترجیح می دهند. این ارجحیت احتمالا از این تحلیل ناشی می شود که اصلاح طلبان پایگاه توده ای به مراتب قوی تری نسبت به جریان موسوم به انحرافی دارند. همچنین چهره های شاخصی در میان اصلاح طلبان وجود دارند که از اعتبار بالایی در میان بخش هایی از جامعه برخوردارند، در حالی که در تیم احمدی نژاد نمی توان نشانی از چنین چهره هایی یافت. بنابراین طبیعی است که اصولگرایان همچنان رقیب اصلی خود را اصلاح طلبان می بینند. چنانکه باهنر نائب رئیس مجلس و کاندیدای احتمالی دیگر از جناح اصولگرا اخیرا به این واقعیت اذعان کرده است. بر این اساس اصولگرایان تمام تلاش خود را بر این گذاشته اند تا به جای آنکه وزن کشی خود با اصلاح طلبان را بر روی صندوق های رای انجام دهند، این طیف را به طور کامل از صحنه سیاسی کشور خارج کنند، یا حداقل به اعتبار چهره های شاخص آن چنان خدشه وارد کنند، که از توان کلی این طیف تا حد زیادی کاسته شود. با این تفاصیل اصولگرایان با تلاش برای قبضه کردن قدرت، احمدی نژاد، مشائی و تیم همراهشان را اپوزیسیون بهتری برای باقی ماندن در حاشیه قدرت می بینند. بنابراین اگر مشائی یا هر کس دیگری از تیم وی نتواند از فیلتر شورای نگهبان رد شود، نباید چندان متعجب بود که جریان وی همچنان در سطوح میانی قدرت، به شکل جریان، گروه، انجمن، حزب یا هر عنوان دیگری باقی بماند. آنچه که طی ماه های اخیر به اصولگرایان در راه این هدف یاری رسانده است، عدم انسجام در صفوف اصلاح طلبان بوده است. این عدم انسجام و ناتوانی در به اجماع رسیدن بر سر گزینه ای واحد سبب شده است تا اصولگرایان نهایت استفاده را ببرند و نه تنها بر اختلافات میان خود سرپوش بگذارند و تلاش کنند که توپ را به زمین رقبا بیاندازند، بلکه بر روی اعتبار جریان اصلاح طلبی و چهره های شاخص آن نیز مانور دهند.
کد مطلب: 29032
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *