۰
شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۱

گپ و گفتی با صندوقچه اسرار 4 دوره مجلس: خاتمی به دنبال یک دیدار 5 دقیقه‌ای با رهبر است

عضو سابق هیئت رئیسه مجلس می‌گوید با رفتن ناطق نوری از پارلمان، عصر شیخوخیت در مجلس شورای اسلامی به پایان رسید.
گپ و گفتی با صندوقچه اسرار 4 دوره مجلس: خاتمی به دنبال یک دیدار 5 دقیقه‌ای با رهبر است
در تاریخ جمهوری اسلامی ایران هرچقدر به دولت‌ها و حاشیه‌های آنها توجه شده است، به مجلس به عنوان یک نهاد قانون گذار توجه نشده است. ۹ دوره مجلس شورای اسلامی پر از حوادث و اتفاقات جالبی است که می‌تواند لایه‌های پنهان صحنه سیاسی ایران را روشن کند.

یکی از کسانی که می‌تواند به تحقق این معنا کمک کند، حجت الاسلام موسی قربانی نماینده چهار دوره مجلس شورای اسلامی است. کسی که هم ریاست ناطق نوری و مهدی کروبی را درک کرده است و هم با حدادعادل و علی لاریجانی کار کرده است. او هم زمان با سه رئیس جمهور ایران یعنی آیت‌الله هاشمی، سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد نیز در مجلس کار کرده است.

همین ویژگی‌ها باعث می‌شود موسی قربانی تبدیل به صندوقچه اسرار مجالس ایران حداقل بعد از مجلس پنجم باشد. به خاطر همین به سراغ او رفتیم تا زوایای پنهان مجالس چهارگانه‌ای که او در آنها حضور داشته است را بررسی کنیم.

در اولین نشستمان با این عضو سابق هیئت رئیسه مجلس به بررسی مجلس‌های پنجم وششم پرداختیم. موسی قربانی در این گفت‌وگو به رابطه مجلس پنجم با خاتمی، دلیل ناکام ماندن استیضاخ مهاجرانی، شیخوخیت ناطق، رگ لری کروبی و رفتار اصلاح طلبان در مجلس ششم اشاره می‌کند.

در ادامه مشروح گفتگوی نامه نیوز با موسی قربانی نماینده چهاردوره مجلس شورای اسلامی را بخوانید؛

*****


آقای قربانی! از دوره پنجم پای شما به مجلس باز شد و تا دوره هشتم هر دوره در پارلمان حضور داشتید، چه اتفاقی رخ داد که تصمیم گرفتید به عنوان نماینده مردم فعالیت کنید؟

بنده قبل از ورود به مجلس پنجم علاقه‌ای به مجلس نداشتم و تا خرداد ماه سال ۷۵ مسئولیت های اجرایی و قضایی داشتم و فعالیتهای مدیریتی در استان های مختلف همچون سیستان و بلوچستان و مازندران داشته ام و در سال ۷۳ نیز معاون وزیر دادگستری بودم.

به این دلیل به مجلس علاقه ای نداشتم، تنها ارتباطی که نمایندگان با ما داشتند درباره پرونده های مختلف همچون پرونده های امنیتی و امثالهم بود و این ذهنیتی در من بوجود آورده بود که نمایندگان پیگیر این پرونده‌ها هستند.

من هم از کسانی بودم که از ابتدا تا به امروز به هیچ عنوان تحت تاثیر توصیه های نمایندگان درباره پرونده های قضایی قرار نمی گرفته و نمی‌گیرم. همان سال‌ها یک نماینده در سیستان و بلوچستان و کرمانشاه سخنرانی کرده و گفته بود که استاندار دزد است. پس از این موضوع استاندار به من اطلاع داد و من گفتم که من می‌توانم هم اکنون این نماینده را احضار کنم اما بهتر است از طریق مجلس احضار شود تا مجلس نیز متوجه این اتفاق شود.

پس از این اتفاق نمایندگان، وزیر کشور را به کمیسیون امنیت ملی احضار کردند و به وزیر فشار آوردند و نتیجه این اتفاق این شد که استاندار شکایت خود را پس گرفت و از سمت خود برکنار شد. بعد از آن هم نمایندگان قانون را تغییر دادند و گفتند به تخلفات نمایندگان در مرکز رسیدگی می‌شود.

بنده در تمام سال‌های فعالیت خود در حوزه‌های مختلف به دنبال سمت نرفته‌ام و تمام کارها را از طریق مختلف به بنده پیشنهاد کردند. به طور مثال سال ۶۲ به بنده پیشنهاد کار در سیستان و بلوچستان را دادند و زمانی که من قبول کردم به علت اینکه هیچکس حاضر نبود به آن منطقه برود، همه از این اتفاق خوشحال شدند.

زمانی که قصد داشتم به سیستان و بلوچستان بروم فرمانده سپاه قائن به من گفت آیت‌الله موسوی اردبیلی در یک سخترانی از یک طلبه ای خیلی تعریف کرد و فرمودند این طلبه داوطلبانه حاضر شده به ایرانشهر برود و بنده نیز در پاسخ به فرمانده سپاه قائن گفتم آن طلبه من هستم.

توصیه‌های هاشمی رفسنجانی را قبول نکردم

پس از این ۶ سال دادستان کل کشور اعلام کرد دادگستری کرمانشاه مشکل دارد و من قبول کردم به کرمانشاه بروم. به طور مثال الان که که آیت‌الله منتظری بنده را برای همکاری در دیوان عدالت دعوت کردند بنده در مکه بودم. به شوخی به دوستان عرض می‌کنم که برای ۳ ماه به قصد توبه از دوران نمایندگی مجلس به مکه مکرمه رفته بودم که آقای منتظری بنده را به عنوان معاون خود پیشنهاد کردند.

برای حضور در مجلس نیز در خرداد ماه سال ۷۴ آقای رضایی که در مجلس هشتم نماینده تربت بودند با آقای شوشتری وزیر دادگستری تماس گرفتند و درباره دیدار با بنده صحبت کردند و پس از آن گفتند که شما را به عنوان نامزد جامعه روحانیت در قائن در نظر گرفته‌ایم، من با توجه به ذهنیتی که از مجلس داشتم این موضوع را رد کردم.

چند هفته بعد مجددا به بنده پیشنهاد شد که این موضوع را نیز رد کردم. اما مرتبه سوم که آقای رضایی نزد بنده آمد این موضوع به ذهنم آمد که در امور تعزیرات دخالت زیادی می‌شود و بنده نیز به هیچ عنوان توصیه نمی‌پذیرفتم و حتی زمانی که دانشگاه آزاد از سوی تعزیرات محکوم شده بود و آقای هاشمی که آن زمان رئیس جمهور بود به وزیر دادگستری فشار می آورد اما من توصیه‌ها را قبول نمی کردم.


ایستادن جلوی رئیس جمهور آنهم فردی مانند آیت‌الله هاشمی شجاعت زیادی می خواهد.

بله، در تعزیرات پرونده‌ای داشتیم که مربوط به گران فروشی چای بود و از قبل از تشکیل سازمان تعزیرات نیز مطرح بود اما پس از تشکیل سازمان تعزیرات به ما تحویل داده شد. آقای شوشتری به بنده گفت که یکی از اعضای مربوط به این پرونده در اطراف دفتر رهبری رفت و آمد دارد. روزی همان فرد در فرودگاه جلوی بنده را گرفت و نامه ای به بنده داد که پرونده بنده از قبل بوده و مجازات تنها تذکر و توبیخ است. من نیز به مدیرکل تعزیرات مشهد نوشتم به این آقا با توجه به قانون کمک کنید.

بعد از این خبر ،فردی در عصر یکی از روزهای ماه مبارک رمضان از دفتر رهبری با بنده تماس گرفتند و گفتند شخصی به مقام معظم رهبری نامه‌ای نوشته و نامه شما را نیز پیوست کرده است، این در حالی بود که آن زمان فردی که از من نامه گرفته بود بازداشت شده بود و توسط فرد دیگری یا قبل از این موضوع نامه را ارسال کرده بود.

آقا زیر نامه نوشتند اگر نظر قربانی همین است پس بگویید این فرد را آزاد کنند. بنده بلافاصله با تعزیرات مشهد تماس گرفتم که این فرد را آزاد کنید، پس از آن به آقا گزارش نوشتم که این فرد در فرودگاه نزد من آمده است و من پرونده را ندیده بودم و تصور می کردم تخلف وی جزئی است اما هم اکنون متوجه شده ام که تخلف وی بیشتر از تذکر و توبیخ است. بنده با این اقدام هم اطاعت امر کردم و هم به آقا گزارش دادم.

مجددا از دفتر رهبری با بنده تماس گرفتند که آقا فرموده اند دستور خود را برداشتم و قربانی کار خود را انجام دهد، بنده نیز با تعزیرات مشهد تماس گرفتم که فرد متخلف را بازداشت کنید.

مرتبه سوم که آقای رضایی برای قبول نامزدی در انتخابات مجلس نزد بنده آمد با خودم فکر کردم که این بهانه خوبی است که از سازمان تعزیرات بروم و پس از آن نیز در انتخابات مجلس نامزد نخواهم شد. در همین رابطه نیز آن زمان با روزنامه جمهوری اسلامی مصاحبه ای را انجام دادم و اعلام کردم که نمی گذارند با دانه درشت ها برخورد کنیم.


واقعا اینگونه بود؟

بله.


گفتند بعد از این مدیران بانکی تخلف نکنند

چرا؟

ما چند مدیرعامل بانک را محکوم کردیم، آن زمان مرحوم نوربخش رئیس کل بانک مرکزی بود. روزی در جلسه دولت کنار وی نشسته بودم، به بنده گفت موضوع تخلفات مدیران بانکی منتفی شد. بنده دلیل را جویا شدم که آقای نوربخش گفت قبل از آمدن شما دولت تصویب کرد که تخلفات مدیران بانکی منتفی بشود و مدیران از الان به بعد تخلف نکنند.

چه کسی مخالف برخورد شما با دانه درشت ها بود؟

مجموعه دولتی ها بودند.

خود آقای هاشمی که نبود؟

در موضوع دانشگاه آزاد خود آقای هاشمی به آقای شوشتری اعلام می کرد.

بانک ها چطور؟

این موضوع را نیز خود رئیس جمهور ورود می‌کرد. دولت ستادی با عنوان تنظیم بازار تشکیل داده بود که به ریاست رئیس جمهور جلسات را برگزار می کردند و استدلال های خاصی داشتند و ما با اقداماتی که صورت می گرفت برخورد می کردیم.

به طور مثال کارخانه پارس الکتریک تامین اجتماعی که ریاست آن بر عهده آقای کرباسیان بود را محکوم کرده بود و آقای کرباسیان مکاتبات گسترده ای را انجام داده بود که بنده نیز اعلام کردم اگر هزینه کاغذهای مصرف شده برای این مکاتبات را کنار می گذاشتید نیمی از جریمه را پرداخت کرده بودید. آن پرونده را نیز به دولت کشاندند و اعلام کردند این موضوع را به گونه‌ای حل کنید که مسئله‌ای پیش نیاید.

بی بی سی نقشه من را برهم زد


چنین اتفاقاتی را که مشاهده کردم به فکرم رسید حضور در انتخابات مجلس ایده مناسبی برای استعفا است و پس از آن نیز نامزد نمی شوم. اما بی بی سی نقشه من را بر هم زد.

چرا؟

در خیابان شریعتی وزارت دادگستری خانه ای را برای بنده رهن کرده بود که این خانه متعلق به یک خانم مسن بود. این خانم یک روز صبح به درب خانه من آمد و گفت که شب گذشته بی بی سی گفته است که شما می خواهید به مجلس بروید. آقا نکند که بخواهید به مجلس بروید و خانه من را تخلیه کنید! بی بی سی از مسئولینی که می‌خواهند وارد مجلس شود نام برده بود که یکی از این نام‌ها بنده بودم و همین باعث شد، که همه به نمایندگی من به طور جدی نگاه کنند.

امام جمعه وقت قائن نیز به بنده گفت باید یک نامزد اصولگرای قدرتمند داشته باشیم تا بتواند اصلاح طلبان را شکست دهد و این دو موضوع باعث شد تا در انتخابات شرکت کنم.


شما اهل قائن هستید؟

بله. در شهرستان ها اگر فردی غیر بومی در انتخابات شرکت کند شانس زیادی ندارد.


شخوخیت کروبی را وقتی می‌دیدیم که رگ لریش می‌گرفت


شما برای اولین بار وارد مجلس خوبی و قوی هم شدید.

بنده معتقد هستم بهترین دوره کاری ام مربوط به مجلس پنجم بود که هنوز فضای مدیریتی کشور تا این اندازه آلوده نشده بود.

آدم هایی با سابقه مشخص و وزن سیاسی قابل تاملی در مجلس پنجم بودند.

بله همینطور است. از جمله ویژگی هایی که در زمان مجلس پنجم وجود داشت این بود که شیخوخیت در مملکت وجود داشت و اگر یک بزرگتر موضوعی را اعلام می کرد همه توجه می کردند. در مجلس ششم هم آقای کروبی کمی این موضوع را داشت و زمانی که آقای کروبی رگ لریش می‌گرفت اثر شیخوخیت وی را می دیدیم.

رفتن ناطق نوری از مجلس پایان شیخوخیت بود


پایان شیخوخیت نیز آقای ناطق بود و این امتیاز بزرگی بود که هرگاه بزرگتری یک سخنی را می گوید همه به آن توجه می کنند.

در مجلس هفتم برخی نمایندگان به حداد می‌گفتند شما از من نماینده تر نیستید


من در مجلس هفتم مکرر شنیدم نماینده می گوید آقای حداد شما از بنده نماینده تر نیستید و این اتفاق خوبی نبود. درست است که نمایندگان به اندازه یکدیگر قدرت دارند اما بنده همواره به شوخی به نمایندگان می گویم من از شماها چند شلوار بیشتر پاره کرده‌ام.( در مجلس‌های قبلی رای گیری بر اساس قیام و قعود و همین اساس به آنها می‌گفتم من چند شلوار از شما بیش تر پاره کردم)

نکته دومی که در کشور به آفت عمومی تبدیل شده نگاه انتخاباتی به مسائل است. این باعث می شود هم نمایندگان در مصوبات مسائل انتخاباتی را در نظر بگیرند و هم دولتی ها.

در زمان انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ تمام نامزدها می‌گفتند اولین کاری که خواهیم کرد احیا سازمان برنامه و بودجه است و هم اکنون با گذشت بیش از یکسال از آغاز فعالیت دولت یازدهم این موضوع عملیاتی نشده و هرروز اظهارنظر جدیدی مطرح می شود. دلیل این موضوع هم نگاه انتخاباتی به مسائل است.

برخورد مجلس پنجم با خاتمی خیلی خوب بود


شرایط کنونی کشور در زمان مجلس پنجم وجود نداشت و برخورد آن مجلس با آقای خاتمی خیلی خوب بود. اولین نطق طولانی که آقای خاتمی در مجلس داشت مربوط به معرفی وزرا بود که در آن سخنرانی با لحن بدی خطاب به آقای ناطق سخن می گفت.

شاید برایتان جالب باشد بدانید که این در شرایطی بود که به دلیل حمایت بنده از آقای ناطق در انتخابات ریاست جمهوری، وی در شهرستان قائن ۷۰ درصد و آقای خاتمی نیز ۳۰ درصد رای آورده بودند.

تریبون مجلس آلت فعالیت های سیاسی-انتخاباتی شده است


هم اکنون آن شیخوخیت ها و مصلحت اندیشی ها از بین رفته و تریبون مجلس آلتی برای فعالیت های انتخاباتی و سیاسی شده است

بحث جدی که شما از مجلس پنجم داشتید مربوط به کابینه می شد؟

مجلس پنجم مسائل مهم زیادی وجود داشت.


خاتمی با نمایندگان در مورد وزرا مشورت نکرد


کابینه دولت اصلاحات با رای نمایندگان تعیین شد یا اعلام کرده بودند که کابینه باید رای بیاورد؟

آقای ناطق مسائل را مدیریت می کرد، ما نیز می خواستیم با دولت همکاری کنیم و آقای خاتمی نیز کار خود را کرد و با نمایندگان در معرفی وزرا مشورت نکرد.

نمی شد به وزرای خاتمی رای نداد، تلقی می شد مجلس با دولت همکاری نمی کند


شما در این رابطه به آقای خاتمی تذکر دادید؟

در جلساتی که با حضور آقای خاتمی برگزار کردیم اعلام می کرد بنده وزرا را معرفی می کنم و شما هر کدام را نمی خواهید رای ندهید و البته نمی شد به وزرا رای نداد.

چرا؟

فضا به سود آقای خاتمی بود و با ۷۰ درصد رای رئیس جمهور شده بود و تلقی جامعه این بود که مجلس باید با دولت همکاری کند. در همان زمان در خیابان به بنده می گفتند چرا مجلس با آقای خاتمی همکاری نمی کند و فضای جامعه به سود آقای خاتمی بود.

قبل از این موضوع رسانه های اصولگرا مانند روزنامه رسالت درباره عدم رای اعتماد به وزرا به آقای خاتمی تذکر داده بودند. ضمن این که حمایت مجلس از آقای ناطق بود.

نمایندگان آن زمان حدود ۱۹۰ نامه در حمایت از آقای ناطق امضا کرده بودند. البته کارگزارن از آقای خاتمی حمایت کرده بودند و عده ای نیز از آقای ری شهری حمایت کرده بودند که آقای حسینیان نیز در همین گروه بود. البته خود آقای خاتمی نیز قبل از انتخابات اعلام می‌کرد که رای نخواهد آورد.

علاوه بر موضوع رای اعتماد به وزرا یکی دیگر از مسائل مهم مجلس پنجم بحث بودجه بود. نمایندگان از بودجه خیلی ناراضی بودند و روزی که نمایندگان بودجه را بررسی می کردند و قرار بود رای گیری صورت بگیرد. که اتفاقا همین آقای روحانی ریاست جلسه را بر عهده داشتند.بین نمایندگان این موضوع مطرح می شد که بودجه ایراد دارد و نباید به آن رای داد. آقای روحانی در آن جلسه ۳۰ دقیقه اعلام تنفس کرد. به یکی از نمایندگان گفتم آقای روحانی رفت از دفتر آقا دستور بیاورد. بعد از زمان تنفس آقای روحانی اعلام کرد در دفتر نشسته بودم که از دفتر آقا تماس گرفتند و گفتند که مصلحت نیست بودجه رد شود. بعد از این موضوع هیچ نمایندگی اعتراضی نکرد و بودجه رای آورد.

قرار بود روحانی رئیس مجلس شود


مجلس پنجم فکر می کرد که آقای ناطق رئیس جمهور خواهد شد. در صورتی که چنین اتفاقی رخ می داد آقای روحانی رئیس مجلس می شد؟

بله معمولا اینگونه بوده است که نایب رئیس اول، ریاست مجلس را به عهده بگیرد. درست مانند مجلس سوم که آقای کروبی بعد از آقای هاشمی که رئیس جمهور شده بود، ریاست مجلس را به عهده گرفت.


مهاجرانی با پولی که در اختیار داشت با نمایندگان معامله کرد


در همان مجلس پنجم عبدالله نوری و مهاجرانی استیضاح شدند. شرایط آن زمان مجلس چطور بود؟

آن زمان استیضاح ها سیاسی نبودند و این دو نفر از تندروهای اصلاح طلب بودند. اما موضوعی که باعث شد استیضاح مهاجرانی رای نیاورد سخنرانی شفاف و قوی وی بود.

البته در این میان مهاجرانی با تعدادی از نمایندگان معامله کرد و پولی در اختیار مهاجرانی بود که دولتی نبود و سپرده‌های حج بود. آقای مهاجرانی این سپرده‌ها را در اختیار بانک‌ها قرار داد و سود کلانی به دست آورد و از این طریق پروژه‌های فرهنگی به نماینده‌ها داد و این افراد را از استیضاح کنار کشید.

عبدالله نوری طلبکارانه با مجلس حرف می زد


آقای ناطق در خاطرات خود اشاره می‌کنند که آقای نوری خیلی از بالا با مجلس برخورد می‌کرد؟

بله، این حرف درستی است. عبدالله نوری طلبکارانه حرف می زد.

درگیری‌های دیگری نیز با دولت داشتید؟

ما موارد دیگری نیز در مجلس داشتیم که با دولت درگیر بودیم که یکی از این موارد اصلاح قانون مطبوعات بود که ما در سال آخر مجلس پنجم این قانون را اصلاح کردیم. دولت آقای خاتمی که روی کار آمد فضایی بوجود آمد که به مقدسات به بهانه‌های مختلف از جمله آزادی توهین می‌شد. این دوستان در مجلس ششم نیز اول به سراغ اصلاح قانون مطبوعات رفتند.

در رابطه با قانون مطبوعات بنده و تعدادی از نمایندگان و افرادی که نماینده نبودند در خارج از مجلس جلسات را برگزار کردیم که در این رابطه فکری کنیم. جلسات در دفتر مرحوم کردان در صدا و سیما برگزار می شد و آقای مرتضوی رئیس شعبه رسیدگی کننده به جرائم مطبوعاتی، آقای تقوی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و همچنین رئیس کل دادگستری در این جلسات حضور داشتند و مشکلاتی که در دادگاه حس می شد را بررسی می کردیم. در آن زمان آقای لاریجانی نیز در جریان امور بود و ما توانستیم به یک جمع بندی در مورد این موضوع برسیم.

دلیل این کار چه بود؟

دلیل این موضوع هم برخوردهای برخی مطبوعات در ساختارشکنی و توهین به مقدسات بود که نمی شد با آنها برخورد کرد.

خروجی آن جلسات به عنوان طرح به مجلس رسید و هیات رئیسه سال آخر مجلس پنجم این طرح را به کمیسیون مشترک شامل تعدادی از اعضای کمیسیون قضایی و کمیسیون فرهنگی برای بررسی ارجاع داد. در آن کمیسیون آقای تقوی رئیس و بنده به عنوان سخنگوی کمیسیون معرفی شدیم.

حساسیت این کار خیلی بالا بود و یکی از حساسیت‌ها که در سال آخر مجلس وجود داشت این بود که اگر ما تعلل می کردیم طرح به مجلس بعدی می‌رفت و آینده آن نامعلوم می‌شد. روزی که گزارش را باید به مجلس اعلام می‌کردم به اندازه ای حساس بود که اکثر نمایندگان درباره نحوه ارائه گزارش به بنده یادداشت می‌دادند.

آقای مهاجرانی وزیر ارشاد وقت زمانی درباره مطبوعات اعلام کرده بود که قانون ایراد دارد و باید لایحه به مجلس ارائه شود و اگر نشد نمایندگان باید طرحی را در این زمینه آماده کنند و با توجه به این موضوع بنده سخنان را اینگونه آغاز کردم که ما بر اساس درخواست دولت این طرح را آماده کرده‌ایم و مجلس به این طرح رای داد. با این سخنان من بازی را به زمین دولت کشاندم و گفتم ما این طرح را بر اساس خواست دولت ارائه کردیم و با این استدلال دیگر خیال نمایندگان راحت شد.

آن زمان بنده و آقای مهاجرانی دوئل جالبی داشتیم و در هر ماده‌ای پیشنهادهای متفاوت مطرح می‌شد و من به عنوان سخنگوی کمیسیون و آقای مهاجرانی به عنوان نماینده دولت در صحن حضور داشتیم و جالب است بدانید که با هر پیشنهادی که مطرح می شد و بنده مخالف می‌کردم ، نمایندگان نیز به آن رای نمی دادند. اما من با یک پیشنهاد موافق بودم و آقای کامران به عنوان مخالف از طرف کمیسیون صحبت کرد که اتفاقا آن یک پیشنهاد رای آورد.

مهاجرانی با عصبانیت گفت هرکاری می‌خواهید بکنید، در مجلس ششم همه را بر هم می‌زنیم

پس از این موضوع آقای مهاجرانی عصبانی شد و گفت هر کاری که می خواهید انجام دهید. یک ماه دیگر مجلس ششم آغاز خواهد شد و تمام این مسائل را بر هم می‌زنیم.

مجلس ششم بلافاصله با دو فوریت اصلاح قانون مطبوعات را دادند و با توجه به این که تعطیلات تابستانی مجلس مرداد ماه است نمایندگان می‌خواستند زمانی که به حوزه انتخابیه می روند به مردم بگویند که چنین کاری را کرده‌ایم و بر همین اساس این طرح با دو فوریت به مجلس رسید.

جلوی یک طرح ۳ فوریتی درباره مطبوعات را گرفتم

یکی از کارهایی که من کردم و هیچگاه نگفتم این بود که جلوی یک طرح ۳ فوریتی درباره مطبوعات را گرفتم. اعضای همبستگی یک هفته نامه داشت و این هفته نامه به روزنامه تبدیل شده بود و دادگستری اعلام کرده بود این اقدام مجوز می خواهد.

بر همین اساس اعضای همبستگی یک طرح ۳ فوریتی آورده بودند و من به آقای کروبی گفتم این طرح را اعلام وصول نکنید و آقای کروبی هم اعلام وصول نکرد. اما پس از ترک جلسه از سوی آقای کروبی، نبوی ریاست جلسه را بر عهده گرفت و به من گفت بایدبا طراحان صحبت کنید. من هم نزد آقای خباز رفتم که ایشان گفت اگر این طرح امروز تصویب نشود روزنامه ما امروز تعطیل می شود.

من گفتم اگر از دادگستری زمان بگیرم مشکل حل می شود؟. آقای خباز گفت بله مشکل حل می شود. من هم این کار را انجام دادم و مشکل حل شد.

شما در اقلیت مجلس ششم چند نفر بودید؟

حدود ۶۰ نفر بودیم.

بهزاد نبوی و دوستانش فرمان رهبری را دور زدند


آن جریان را چه کسی رهبری می کرد؟

همه با هم بودیم ولی حدود ۶ نفر تاثیرگذار بودند. پس از آنکه این طرح با دو فوریت به مجلس رسید آقا در پیغامی به هیات رئیسه مجلس اعلام کردند این طرح سیاسی است در این صورت بنده برخورد خواهم کرد.

بهزاد نبوی در این شرایط نمایندگان را جمع کرد و گفت منظور آقا دو فوریت بوده و با این حیله فرمان رهبری را دور زدند طرح را یک فوریتی کردند و طرح به کمیسیون رفت.

کمیسیون نیز این طرح را بررسی کرد و هفته آخر قبل از تعطیلات تابستانی مجلس این طرح در دستور کار صحن نبود و به یکباره دیدیم که این طرح در دستور کار هفتگی قرار گرفته است و بنده به تنهایی جلوی این طرح را گرفتم.

چطور؟

بنده با تذکر اعلام کردم آقای رئیس بر اساس آیین نامه داخلی مجلس طرح‌های فوریت دار باید حداقل ۴۸ ساعت قبل از طرح منتشر شود تا نمایندگان آن را مشاهده کنند و این موضوع رعایت نشده است و آقای کروبی تذکر بنده را پذیرفت و طرح را از دستور خارج کرد.

پس از گذشت ۳۰ دقیقه ۵۰ نماینده با امضا در خواست تغییر دستور را مطرح کردند و اگر تصویب می شد روز بعد باید این طرح در دستور کار قرار می‌گرفت که بنده به این موضوع نیز تذکر دادم و آقای مجید انصاری نیز از بنده حمایت کرد.

آقای کروبی این موضوع را مفصل به بحث گذاشت و اعلام کرد حرف همه را باید بشنویم و این موضوع، یعنی شنیده حرف همه خلاف قانون بود و موافقان طرح نباید تذکر می‌دادند. در انتهای بحث نیز اعلام کرد عصر امروز در هیات رئیسه این موضوع را بررسی می کنیم و در دستور کار فردای مجلس قرار نگرفت.

کروبی گفت به رهبری گفتم نگران طرح مطبوعات نباشید

در تعطیلات دو هفته ای نمایندگان در مرداد ماه آقای نبیه بری( رئیس مجلس لبنان) به ایران سفر کرد و بعد از تعطیلات طرح به مجلس آمد و آقای کروبی گفت نبیه بری به ایران آمد و با آقا دیدار داشت و در حاشیه این ملاقات ، بنده به رهبری گفتم شما نگران طرح مطبوعات نباشید و ما نمی‌گذاریم غیر از مصوبه کمیسیون چیزی مطرح شود.

در جریان بررسی این طرح پیشنهادات عجیب فراوانی مطرح بود و به طور مثال یکی از پیشنهادات این بود که نشریه ها برای فعالیت مجوز نمی‌خواهند. آقای کروبی می گفت زمانی که این موضوع را به آقا گفتم ایشان فرمودند مصوبه را ارسال کنید و ما نیز مصوبه را ارسال کردیم.

ماجرای نامه‌ای که ۷ صبح از دفتر رهبری به مجلس ارسال شد


در حالی که این موضوع در دستور کار جلسه یکشنبه بود، آقای کروبی گفت صبح شنبه از دفتر آقا تماس گرفته‌اند و گفته‌اند آقا می‌خواهند در این رابطه نامه بدهند و روز یکشنبه ساعت ۷ صبح فردی با این مشخصات نامه را به مجلس ارائه می‌کند و این موضوع نشانه بی‌اعتمادی است که تا آن تاریخ سابقه نداشته که کسی از رهبری سند بخواهد. آقای کروبی می گفت شب یکشنبه نیز تماس گرفتند و یادآوری کردند که ساعت ۷ صبح نامه می آید و این فرد بدون مشکل باید وارد مجلس شود.


کروبی گفت به احترام حکم رهبری کسی چیزی نگوید، اما وقتی تریبون باز شد هرچه خواستند گفتند

صبح یکشنبه نیز نامه به مجلس آورده شد و آقای کروبی در جلسه غیر علنی گفت این موضوع از دستور کار خارج می‌شود و کسی چیزی نگوید که متاسفانه زمانی که تریبون باز شد هرچه خواستند گفتند.

این در شرایطی است که در مجلس پنجم زمانی که آقای روحانی گفت از دفتر رهبری تماس گرفتند نمایندگان از آقای روحانی سند نخواستند.

کدام نمایندگان بیش از همه تذکر می دادند؟

یکی از نمایندگان آبادان تذکرات را آغاز کرد و سایر نمایندگان نیز ادامه دادند. آقای کروبی هم مجبور شد نامه آقا را بخواند و گفت این طرح از دستور کار خارج شده و دیگر به دستور باز نمی‌گردد.

ظهر همان روز از دفتر آقای ناطق با ما تماس گرفتند و حدود ۴۰ نماینده اصولگرا به دفتر آقای ناطق رفتیم. در آن جلسه آقای ناطق گفت کسی باید امشب به صدا و سیما برود و در گفت و گوی ویژه خبری که تازه آغاز شده بود موضوع را برای مردم توضیح دهد، همه بنده را برای این موضوع انتخاب کردند.

در حالی که برنامه ساعت ۲۲:۴۵ آغاز می شد به بنده اعلام کردند که ساعت ۸ در صدا و سیما حاضر باشم. آن زمان آقای رحمانی فصلی معاون سیاسی صدا و سیما بود، به وی موضوع را توضیح دادم و خیال آقای رحمانی فضلی آسوده شد.

پورنجاتی گفت یک کمیسیون فرهنگی ضدانقلاب را معرفی کردی


صبح روز بعد آقای پورنجاتی به بنده گفت شما یک کمیسیون فرهنگی ضد انقلاب معرفی کردید، من گفتم من تنها نامه رهبری را خواندم و سخنانی از امام نیز مطرح کردم. آقا فرموده بودند اصلاح قانون مطبوعات با اصلاحاتی از قبیل آنچه کمیسیون محترم فرهنگی مجلس تصویب کرده نه مشروع است و نه به مصلحت.

کروبی در فضای مجلس ششم خوب کار کرد، گاهی هم تند بود


عملکرد آقای کروبی را در آن زمان چطور تحلیل می کنید؟

آقای کروبی در فضای مجلس ششم خوب کار کرد. البته در برخی مواقع نیز تند رفتار می‌کرد.

کدام زمان؟

آخرین جلسه قبل از انتخابات مجلس هفتم که رد صلاحیتها قطعی شده بود و مجلس برای انتخابات تعطیل می شد، در جلسه ای به ارکان نظام بی احترامی کردند، بعد از انتخابات نیز آقای کروبی باز هم اعتراض کرد. من به آقای کروبی گفتم شما که تایید صلاحیت شدید هم رای نیاوردید.

ما اقلیت اصولگرایان در مجلس ششم درخشیدیم

در آفریدن مجلس هفتم با فضای اصولگرایی من و امثال من خیلی تلاش کردیم و در مجلس ششم درخشیدیم.ما آن زمان نمی‌دانستیم اینگونه می‌شود، مثلا روزی که آقای شیرزاد علیه موضوع هسته‌ای شایعه پراکنی کرد و کروبی جواب وی را داد آن روز سخنرانی کردم و جواب وی را قاطعانه دادم و فضا علیه وی شد.

کروبی ضمن این که در برخی مواقع اشتباه کرد، در خیلی از موارد عملکرد خوبی داشت. آقای کروبی در مواردی تصمیم می‌گرفت مجلس را رها کند، مثلا در موضوع بازداشت آقای لقمانیان تصمیم گرفت محلس را رها کند و روز یکشنبه اعلام کرد بنده یک تصمیم گرفته‌ام که روز سه شنبه آن را انجام خواهم داد. من سریع با آقای حجازی در دفتر رهبری صحبت کردم و به فکرم رسید که با ۴۰ امضا به دنبال عفو باشیم. روز سه شنبه به آقای کروبی گفتم اقدامی انجام ندهید به دلیل این که این موضوع در حال برطرف شدن است اما آقای کروبی توجهی به این موضوع نکرد و از مجلس رفت. ما از آقا درخواست عفو کردیم و آقا نیز عفو فرمودند. آن روز خیلی به من فحاشی شد اما این موضوع شیرین بود. فحاشی به من زمانی آغاز شد که شب در اخبار تلویزیون نامه درخواست عفو با اسامی امضا کنندگان خوانده شد و به ما اعتراض کردند که شما چرا چنین درخواستی را مطرح کرده اید.

کروبی در موضوع مطبوعات مردانگی کرد


البته آقای کروبی در خیلی موارد دیگر همانند موضوع مطبوعات مردانگی کرد.

مردانگی های دیگر آقای کروبی در چه مواردی بود؟

موارد زیادی بود که از جمله آنها می توان به موضوع آقای شیرزاد اشاره کرد. زمانی که آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در انتقاد از رفتار مجلس به رئیس مجلس نامه نوشته بود، آقای علیخانی این موضوع را به من اعلام کرد و گفت آقای کروبی می‌خواهد این نامه را منتشر کند اما شرایط فراهم نیست. اگر شما می توانید در نطق خود این نامه را علنی کنید و بنده نیز این موضوع را پذیرفتم. من هم پشت تریبون مجلس نامه را برای نمایندگان قرائت کردم. البته وقتی در پایان خواندم ناصر مکارم شیرازی، تازه نمایندگان فهمیدن که نویسنده این نامه آیت‌الله مکارم بودند. اگر نمایندگان از ابتدا می‌دانستند من نامه این مرجع تقلید را می‌خوانم قطعا اجازه نمی‌دادند من به سخنرانی خود ادامه دهم.

آقای نبوی به آیت‌الله مکارم گفته بود چرا نامه را به آقای قربانی داده اید و ایشان گفت من نامه را به رئیس‌ شما داده‌ام و شما از آقای کروبی بپرسید. آقای کروبی مکرر یادداشت به من می‌داد که در موضوعات مطرح شده سخنرانی کنم.

روزی آقای علیزاده از دادگستری موضوعی را علیه مطبوعات مطرح کرده بود که واکنش‌های زیادی را به همراه داشت. به نظر بنده نیز اظهارات وی حقوقی نبود و آقای کروبی به من گفت که سخنرانی کنم تا فضای مجلس آرام شود، من گفتم از مسئولان قضایی توقع داریم سخنانشان تداعی کلاس حقوق برای شنونده داشته باشند.همین سخنان باعث شد فضا تاحدودی تلطیف شود.

مدیریت محمدرضا خاتمی در مجلس خیلی بد بود


محمدرضا خاتمی از جایگاه نایب رییس مجلس چگونه جلسات مجلس را اداره می کرد؟

خیلی بد، در زمان او مدیریت مناسبی صورت نمی‌گرفت. ما طرح اعاده حیثیت را مطرح کردیم و بلافاصله از این موضوع استقبال شد و رای آورد. اما مشاهده کردیم که امضا برای تشکیک جمع می شود و بعد هم این طرح رای نیاورد.

آقای کروبی گفت این طرح رای قاطع آورده است و نیازی به این کار نیست اما این طرح رای نیاورد. من دیدم هنگام رای به آن طرح نمایندگان نیم خیز شدند که رای دهند اما با اشاره آقای خاتمی نمایندگان در جای خود نشستند.

آقای نبوی نیز همینگونه بود. برای مثال روزی یکی از نمایندگان خانم علیه دفتر رهبری سخنرانی کرد، من می‌خواستم پاسخ این خانم را بدهم اما رئیس آن جلسه آقای نبوی بود و توجهی به من نداشت. در نهایت من تهدید کردم که اگر اجازه سخنرانی به من ندهید آبستراکسیون می کنیم. تنها موردی که آبستراکسیون شد همان روز بود و نمایندگان پشت سر من صحن را ترک کردند.

نبوی گفت به قربانی اجازه سخنرانی ندادم چون گردن من کلفت است


آقای نبوی در واکنش به این سوال خبرنگاران که پرسیدند چرا اجازه سخنرانی به آقای قربانی ندادید گفت چون گردن من کلفت است!

سید محمد خاتمی را چگونه می‌دیدید؟ آیا او را رئیس جمهور ضعیفی می‌دانستید؟

اگر خاتمی خودش بود به این سرنوشت نمی رسید. اولین سفر رسمی با آقای خاتمی را من انجام دادم چون ۲۰ اردیبهشت در قائن زلزله آمد و آقای خاتمی بعد از رای آوردن تصمیم گرفت به مناطق زلزله زده سفر کند.

ابطحی و حاجی به خاتمی می‌گفتند خودمان رییس جمهورت کردیم، خودمان هم وزرا را تعیین می‌کنیم


در هواپیما آقای خاتمی به شوخی به ابطحی و حاجی می گفت اگر به دنبال وزیر شدن هستید اشتباه می کنید اما این افراد می گفتند ما شما را رئیس جمهور کردیم و خودمان وزرا را تعیین می کنیم. ولی واقعیت همین بود و آقای خاتمی در دیداری خصوصی به من گفت تا ۱۸ تیر آقا نظرات من را بر نظرات خود در اداره کشور ترجیح می داد اما از ۱۸ تیر شرایط تغییر کرد.

خامی خودش بدجنس نبود/ خاتمی به یکی از نمایندگان گفته اگر می‌توانی ۵ دقیقه وقت ملاقات با رهبری برایم بگیر

خاتمی خودش نبود، تا این اندازه بدجسن نبود و اخیرا آقای خاتمی گفته است بسیار به دنبال دیدار با رهبری هستم به یکی از نمایندگان فعلی گفته است اگر می توانید برای من ۵ دقیقه وقت ملاقات با آقا را بگیرید.
منبع:نامه نیوز
کد مطلب: 42602
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *